| ||
|
وقتى بنده از اعمال بعد از اذان - كه در اذان ظهر گذشت - و از دعايى هم اكنون يادآور شديم فراغت پيدا كرد، بايد براى گفتن اقامه بپا خيزد، و آن را با توضيحى كه گذشت بگويد، و بعد از آن به كيفيّتى كه گفتيم و روايت نموديم، دعا كند.
اينك مىگويم: اگر عادت به سهو در نماز مغرب داشته باشد، بايد در ركعت اوّل و دوّم از آن، سورههايى را كه قرائت كند كه عمر بن يزيد مىگويد به محضر امام صادق (عليه السلام) از سهو كردن در نماز مغرب شكايت نمودم. حضرت فرمود: آن را با قرائت سورهى قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٍ، و قُلْ يا أَيُّهَا الْكَافِرُون بجا آور، و من چنين كردم، و آن موضوع رفع شد. سپس با تكبيرهاى هفتگانه و دعاهاى آن به همان صورتى كه پيش از اين ذكر نموديم توجّه نموده، و نيّت كند كه: نماز واجب مغرب را به صورت ادا و به جهت وجوبش و براى اينكه بدين وسيله عبادت خداوند - جلّ جلاله - بنمايم، از آن جهت كه او زيبندهى پرستش است، بجا مىآورم. و تكبيرة الاحرام را - كه از جمله تكبيرات هفتگانه است - بگويد، و سه ركعت را به صورت نماز ظهر و بر همان ترتيبى كه شرح داديم بجا آورد، جز اينكه حمد و سوره را در دو ركعت اوّل و دوّم در اينجا بلند و به صورت جهرى قرائت مىكند، و در ركعت سوّم سورهى حمد را با حالت اخفات و آهسته مىخواند280 و هنگامى كه دو سجدهى ركعت سوّم انجام داد برنمىخيزد، بلكه به همان صورت كه در تشهّد بايد نشست مىنشيند، و به همان صورتى كه در تشهّد دوّم نماز ظهر ذكر نموديم تشهّد بجا مىآورد، و سلام مىگويد. 1 - سپس به همان صورتى كه در روايت آمده سجده شكر بجا مىآورد. علىّ بن جهم مىگويد: حضرت اباالحسن موسى (عليه السلام) را ديدم كه بعد از خواندن سه ركعت نماز مغرب، سجده نمود. عرض كردم: فدايت گردم، ديدم كه شما بعد از خواندن سه ركعت نماز مغرب سجده نموديد، فرمود: مرا ديدى؟ عرض كردم: بله. فرمود: پس آن را ترك مكن، زيرا دعا در آن حالت مستجاب مىگردد. 2 - وقتى سلام نماز مغرب را گفت، دستهايش را همراه با گفتن تكبيرهاى سه گانه بالا مىبرد، و دعاها و تسبيح حضرت زهرا(عليهاالسلام) و تعقيبات مهمّى را كه بعد از نمازهاى واجب بجا آورده مىشود و ما مشروحاً آن را ذكر نموديم، مىگويد. 3 - سپس دو فرشتهى نگاهبان را مورد خطاب قرار داده و مىگويد آنچه را كه در روايت آمده كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: در هر شام و صبح در تعقيب نماز واجب مغرب و نماز صبح ده بار بگو: أَسْتَعيذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ. - از شيطان رانده شده، به خدا پناه مىبرم. سپس بگو: أُكْتُبا رَحِمَكُمَا اللُّه : بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، أَمْسَيْتُ وَ أَصْبَحْتُ بِاللَّهِ مُؤمِناً، عَلى دينِ مُحَمَّدٍ (صلى الله على و آله و سلم) وَ سُنَّتِهِ وَ عَلى دينِ عَلِىٍّ (عليه السلام) وَ سنُنَّتِهِ. وَ عَلى دينِ فاطِمَةَ(عليهاالسلام) وَ سُنَّتِها، وَ عَلى دينِ الاَْوْصِيآءِ(عليهاالسلام) وَ سُنَّتِهِمْ، آمَنْتُ بِسِرِّهِمْ وَ عَلانِيَتِهِمْ، وَ بِغَيْبَتِهِمْ وَ شَهادَتِهِمْ، أَسْتَعيذُ بِاللَّهِ فى لَيْلَتى هذِهِ وَ يَوْمى هذا مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ مُحَمَّدٌ وَ عَلِىٌّ وَ فاطِمَةُ وَ الاَْوْصِيآءُ (صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِمْ)، وَ أَرْغَبُ إِلَى اللَّهِ فيما رَغِبُوا فيهِ، وَلا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ. - بنويسيد كه خداوند شما را رحمت كند،: به نام خداوند رحمت گستر مهربان، شب و صبح نمودم در حالى كه بر اساس دين وآيين حضرت محمّد (صلى الله على و آله و سلم)، و بر اساس آيين و شيوهى حضرت علىّ (عليه السلام)، و طبق آيين و روش حضرت فاطمه(عليهاالسلام) و بر آيين و راه و روش اوصياء(عليهمالسلام)، به خدا ايمان آوردم. ايمان آوردم به باطن و ظاهر و نهان و آشكار ايشان، و در اين شب و اين روزم از تمام آنچه كه حضرت محمّد و علىّ و فاطمه و اوصياء (صلّى اللّه عليهم) از آن پناه بردند، به خدا پناه مىبرم، و نسبت به آنچه بدان ميل و رغبت داشتند، به خدا ميل و رغبت دارم، و هيچ دگرگونى و نيرويى نيست جز به [وسيله ]خدا. 4 - سپس مىگويى آنچه را روايت شده كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: هركس بعد از نماز صبح و بعد از نماز مغرب، پيش از آنكه پاهايش را جمع كند، يا با كسى سخن بگويد، يك بار بگويد: إِنَّ اللَّهَ وَ مَلآئِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِىِّ، يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا، صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليماً، أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ النَّبِىِّ وَ عَلى ذُرِّيَّتِهِ وَ عَلى أَهْلِ بَيْتِهِ. - براستى كه خداوند و فرشتگانش بر پيامبر اكرم درود و رحمت مىفرستند، اى كسانى كه ايمان آوردهايد، بر او درود فرستاده و كاملاً تسليم او شويد. خداوندا، بر حضرت محمّد پيامبر اكرم و بر فرزندانش و بر اهل بيتش درود فرست. خداوند متعال صد حاجت او را برآورده مىسازد، كه هفتاد حاجت آن اُخروى281 و سى حاجت آن حاجت دنيوى است. 5 - و نيز مىگويد آنچه كه روايت شده حضرت ابى الحسن امام رضا (عليه السلام) فرمود كه اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمودند: هركس بعد از نماز مغرب در حالى كه پاهايش را جمع كرده، و پيش از سخن گفتن، و بعد از نماز صبح پيش از سخن گفتن، هفت بار بگويد: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، وَلا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ. - به نام خداوند رحمت گستر مهربان، و هيچ دگرگونى و نيرويى نيست جز به [وسيلهى] خداوند بلند مرتبه و بزرگ. خداوند متعال هفتاد نوع از انواع بلا و گرفتارى را از او دور مىسازد، كه كمترين آنها جذام و پيسى و شرّ سلطان و فرمانروا و شيطان است. 6 - و نيز در روايت آمده كه امام صادق (عليه السلام) فرمود رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) فرمودند: هر كس نماز صبح را بخواند و پيش از خم كردن زانوها و راحت نشستن ده بار بگويد: لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، يُحْيى وَ يُميتُ، وَ يُميتُ وَ يُحيى، وَ هُوَ حَىٌّ لايَمُوتُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ، وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ. - معبودى جز خداوند وجود ندارد، كه يگانه است و شريكى براى او نيست، و فرمانروايى از آن اوست، و ستايش مختصّ اوست، زنده مىگرداند و مىميراند، و مىميراند و زنده مىكند، و او خود زندهاى است كه نمىميرد، و خير و خوبى تنها به دست [جمال ]اوست، و او بر هر چيز تواناست. و هنگام غروب آفتاب [و يا: بعد از نماز مغرب ]مانند آن را بگويد، هيچ بندهاى به عملى برتر از عمل او با خداوند - عزّوجلّ - ملاقات نمىنمايد، مگر كسى كه عملى مانند او را بجا آورده باشد. 7 - و همچنين بعد از نماز مغرب و نماز صبح مىگويد: سُبْحانَكَ، لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ، إِغْفِرْلى ذُنُوبى كُلَّها جَميعاً، فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ كُلَّها إِلاّ أَنْتَ - پاك و منزّهى تو، معبودى جز تو نيست، تمام گناهانم را بيآمرز، زيرا جز تو كسى همهى گناهان را نمىآمرزد. زيرا در ضمن روايتى به نقل از امام باقر (عليه السلام) از پيامبر اكرم(صلى الله على و آله و سلم) (بدين مضمون) آمده است كه: وقتى بنده اين را گفت، خداوند - جلّ جلاله - به فرشتگان نويسندهى اعمال مىفرمايد: در برابر اين شناختى كه بندهام دارد كه همهى گناهان را جز من كسى نمىتواند بيآمرزد، مغفرت و آمرزش براى او بنويسيد. 8 - مىگويد آنچه را كه محمّد بن جُعفى به نقل از پدرش نقل كرده كه: چشمم خيلى درد مىكرد، در محضر امام صادق (عليه السلام) از آن شكايت نمودم، فرمود: آيا دعايى براى دنيا و آخرتت و براى درمان درد چشمت به تو نيآموزم؟ عرض كردم: بله، فرمود: در تعقيب نماز صبح و مغرب بگو: أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ (عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ)، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ النُّورَ فى بَصَرى، وَ الْبَصيرَةَ فى دينى، وَ الْيَقينَ فى قَلْبى، وَ الاِْخْلاصَ فى عَمَلى، وَ السَّلامَةَ فى نَفْسى، وَ السَّعَةَ فى رِزْقى، وَ الشُّكْرَ لَكَ أَبَداً ما أَبْقَيْتَنى. - خداوندا، به حقّ محمد و آل محمّد (عليه و عليهم السّلام) از تو درخواست مىنمايم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى، و از تو مسألت دارم كه در ديدهام نور، و در دينم بصيرت و روشندلى، و در قلبم يقين، و در عملم اخلاص، و در نَفْسم سلامتى، و در روزىام وسعت قرار دهى، و سپاسگزارى به درگاهت را تا زمانى كه مرا زنده و پاينده داشتهاى همواره [ارزانىام دارى.]. فاصله بين نماز مغرب و عشا، وقت مخصوص مناجات با خدا اينك مىگويم: پيش از خواندن نافلههاى نماز مغرب، تعقيب نماز مغرب را طول نده، زيرا برترين وقت بر انجام نافلههاى نماز مغرب تا پيش از زوال سُرخى آفتاب از اُفقگاه غروب آفتاب مىباشد، و گروهى از عارفان در بين نماز مغرب و عشا با غير خدا - جلّ جلاله - سخن نمىگفتند، زيرا آن وقت، وقتِ مختصّ به مناجات با خداوند علاّم الغيوب و وقت كاميابى و برآورده شدن حوايج است، بلكه اگر نمازگزار بيم آن را داشته باشد كه به خاطر مشغول شدن به خواندن اين دعاها، سُرخى آفتاب پيش از خواندن نافلهى مغرب از اُفق مغرب از بين برود، دعاهاى وقتگير را به بعد از نافلههاى مغرب به تأخير مىاندازد، كه بنابر برخى از روايات تأخير آن فضيلت دارد و مستحبّ است.حدّاقل اگر ترك سخن گفتن با غير خدا - جلّ جلاله - تا خواندن نماز واجب عشا براى او بيشتر نبود، بكوشد كه با غير خداوند - جلّ جلاله - سخن نگويد تا اينكه چهار ركعت نافله مغرب را بخواند، در روايت آمده كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: هركس نماز مغرب را بخواند و بعد تعقيب آن را بجا آورد و سخن نگويد تا اينكه دو ركعت نماز بخواند، آن دو در عليّين براى او نوشته مىشوند، و اگر چهار ركعت بخواند، يك حجّ و عُمره نيكو براى او نوشته مىشود. فصل بيست و چهارم: آداب اسرار و ادعيه و نافلههاى مغرب و ادامهى تعقيبات نماز مغرب وقتى بنده از آنچه ذكر نموديم فراغت پيدا نمود، بايد براى بجا آوردن نماز نافله مغرب بپا خيزد، كه چهار ركعت است، هر دو ركعت با يك سلام و دعاهايى بعد از آن.سورههاى مخصوص نافلههاى مغرب دربارهى سورههايى كه در چهار ركعت نمازهاى نافله مغرب قرائت مىشود، در روايت آمده كه حاتم بن فرج مىگويد: از حضرت ابالحسن موسى بن جعفر(عليهماالسلام) دربارهى سورههايى كه در چهار ركعت [نافلههاى نماز مغرب] خوانده مىشود، پرسيدم، حضرت (عليه السلام) به خطّ خويش مرقوم فرمود: در ركعت اوّل سورهى قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد و در ركعت دوّم سورهى إِنّا أَنْزَلْنُاه؛ و در ركعت سوم، آياتى از اوّل سورهى بقره و وسط همان سوره، يعنى آيات و إلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ282 و سپس پانزده بار سورهى قُلْهُوَ اللَّهُ أَحَد، را قرائت مىنمايد، و در ركعت چهارم، آية الكرسىّ و آخر سورهى بقره283 و سپس پانزده بار قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَد را مىخواند.و در روايت ديگرى نيز دربارهى سورههايى كه در دو ركعت نخست نوافل مغرب قرائت مىشود، آمده است: در ركعت اول از نافلههاى مغرب، سورهى حمد و سه بار قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَد، و در ركعت دوّم سورهى حمد و إِنّا أَنْزَلْناه خوانده مىشود. چنانكه دربارهى دو ركعت سوّم و چهارم، روايت شده كه: حضرت ابى الحسن امام كاظم و امام باقر(عليهاالسلام) همواره در دو ركعت سوّم و چهارم نافلههاى مغرب، در ركعت سوّم سورهى حمد و اوّل سورهى حديد، تا عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ284 و در ركعت چهارم سورهى حمد و آخر سورهى حشر285 را قرائت مىفرمودند. دعاى مخصوص آخرين سجدهى نافلههاى مغرب دربارهى دعايى را كه در آخرين سجدهى نافلههاى مغرب خوانده مىشود و فضيلت آن، در روايت آمده كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: هركس در آخرين سجدهى از نافلهى بعد از [نماز] مغربِ شب جمعه (و اگر در هر شب آن را انجام دهد، افضل و بهتر خواهد بود) هفت بار بگويد:أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ وَ بِاسْمِكَ الْعَظيمِ [وَ مُلْكِكَ الْقَديمِ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلىمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَنْ تَغْفِرْ ذَنْبِىَ الْعَظيمَ]، إِنَّهُ لا يَغْفِرُ الْعَظيمَ إِلاَّ الْعَظيمُ - خداوندا، همانا به روى [و اسماء و صفات] بزرگوارت و به اسم بزرگ [و فرمانروايى ديرينه و بى آغازت از تو مسئلت دارم كه بر محمّد و آل او درود فرستى، و گناه بزرگ مرا بيآمرزى]، كه گناه بزرگ را جز بزرگ نمىآمرزد. نماز را تمام مىكند، در حالى كه خداوند او را مورد مغفرت خويش قرار داده است. و در روايت ديگرى آمده كه: آن با شصت حجّ از دورترين شهرها برابر است. كيفيّت دو ركعت نخست نافلههاى نماز مغرب اين دو ركعت را به اين نيّت شروع مىكنى: نماز نافلهى مغرب را به گونه استحبابى و به منظور اينكه بدين وسيله عبادت خداوند - جلّ جلاله - را بكنم از آن جهت كه زيبندهى پرستش است، بجا مىآورم، سپس هفت تكبير افتتاح را همراه با دعاهاى آن به صورتى كه در ركعت اوّل از نافلههاى نماز ظهر شرح داديم بجا مىآورى، و به همان كيفيّتى كه ذكر كرديم توجّه مىكنى، و بعد از توجّه سورهى حمد و بعد از حمد يكى از سورههايى را كه روايت كرديم برگزيده و قرائت مىنمايى.و وقتى از ركعت اوّل نماز نافلهى مغرب بپا خاستى، سورهى حمد و هر كدام از سورههايى كه در دو روايت ذكر نموديم برگزيده و قرائت مىكنى، سپس ركعت دوّم را به همان كيفيّت كه در ركعت اوّل نافلههاى نماز ظهر بيان نموده و توضيح داديم، كامل نموده و سلام نماز را مىگويى. و وقتى سلام نماز را گفتى به همان صورتى كه پيش از اين ذكر كرديم سه بار تكبير مىگويى، و انجام تسبيح حضرت زهراء(عليهاالسلام) نيز به كيفيّت گذشته مستحبّ است. آنگاه بعد از اين دو ركعت، اين دعا را مىخوانى: أَللّهُمَّ، إِنَّك تَرى وَلا تُرى، وَ أَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الأَعْلى، وَ إِلَيْكَ الرُّجْعى وَالْمُنْتَهى، وَ إِنَّ لَكَ الْمَماتَ وَ الَْمحْيى، وَ إِنَّ لَكَ الْآخِرَةَ وَالْأُولى، أَللّهُمَّ، إِنّا نَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ نَذِلُّ وَ نَخْزى، وَ أَنْ نَأْتِىَ ما عَنْهُ تَنْهى، أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَسْأَلُكَ الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ، وَ أَسْتَعيذُ بِكَ مِنَ النّارِ بِقُدْرَتِكَ، وَ أَسْأَلُكَ مِنَ الْحُورِ العينِ وَ بِعِزَّتِكَ، وَ اجْعَلْ أَوْسَعَ رِزْقى عِنْد كِبَرِ سِنّى، وَ أَحْسَنَ عَمَلى عِنْد اقْتِرابِ أَجَلى، وَ أَطِلْ فى طاعَتِكَ وَ ما يُقَرِّبُ مِنْكَ وَ يُحْظى عِنْدَكَ وَ يُزْلِفُ لَدَيْكَ عُمْرى، وَ أَحْسَنَ فى جَميعِ أَحْوالى وَ أُموُرى مَعُونَتى، وَلا تَكِلْنى إِلى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ، وَ تَفَضَّلْ [يا: أَفْضِلْ] عَلَىَّ بِقَضآءِ جَميعِ حَوآئِجى لِلدُّنْيا وَالْآخِرَةِ، وَ ابْدَأْ بِوالِدَىَّ وَ وُلْدى وَ جَميعِ إِخْوانِىَ الْمُؤْمِنينَ فى جَميعِ ما سَأَلْتُكَ لِنَفْسى، وَ ثَنِّ بى بِرَحْمَتِكَ، يا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ. - خداوندا، بىگمان تو مىبينى و ديده نمىشود، و در چشم انداز بالاتر قرار دارى، و بازگشت و سرانجام [همگان] فقط به سوى توست، و مسلّماً مرگ و زندگانى براى توست ، و آخرت و دنيا از آن توست، خدايا، به تو پناه مىبريم از اينكه خوار و رسوا گشته و آنچه را كه از آن نهى فرمودهاى مرتكب شويم، خداوندا، براستى از تو مسألت مىكنم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى، و به رحمتت بهشت را از تو خواهانم، و به قدرتت از آتش جهنّم به تو پناه مىآورم، و به عزّتت از حور عين و زنان سياه و درشت چشم بهشتى از تو درخواست مىنمايم، و وسيعترين روزىام را در هنگام فزونى عمرم، و نيكوترين عملم را در هنگام نزديكى سرآمد عمرم قرار ده، و عمرم را در طاعتت و آنچه كه مرا به تو نزديك گردانيده و در نزدت بهرهمند، و در پيشگاهت برخوردار از منزلت مىگرداند، طولانى گردان، و در همهى حالات و امورم مرا نيكو يارى فرما، و به هيچ يك از مخلوقاتت وامگذار، و تفضّل فرموده و همهى حوائجم در دنيا و آخرت را برآورد ساز،، و در تمام آنچه از تو براى خود درخواست نمودم نخست به والدين و فرزندان و تمام برادران مؤمنم آغاز كن، [و به ايشان عطا فرما] و در مرحلهى دوّم به من [عطا فرما]. به رحمتت، اى مهربانترين مهربانها. كيفيّت انجام دو ركعت ديگر نافلههاى مغرب سپس براى خواندن دو ركعت آخر از نافلههاى مغرب بپا مىخيزى. و نيّت اين دو مانند نيّت دو ركعت نخست مىباشد. آنها را با تكبيرة الاحرام آغاز نموده، و سورهى حمد و يك سوره از دو روايتى كه ذكرش گذشت، برگزيده و بعد از حمد قرائت مىكنى، و به همان صورتى كه در دو ركعت اوّل نافلههاى ظهر ذكر نموديم ركوع و سجده بجا مى آورى.سپس براى خواندن ركعت دوّم نافلهى مغرب برخاسته، و سورهى حمد، و يك سوره از دو روايت را برگزيده و قرائت مىكنى، و مثل قنوت نافلههاى ظهر قنوت مىكنى، ركوع، و سجدهى نخست و بعد سجدهى دوّم و دعاى مخصوص آن (يعنى: أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ هفت بار تا آخر) بر آن مىافزايى، مىنشينى و تشهّد را به صورت كامل گفته، و سلام نماز و تكبيرهاى سه گانه را مىگويى، و تسبيح حضرت زهرا(عليهاالسلام) را به صورتى كه گذشت انجام مىدهى. آنگاه بعد از اين دو ركعت، اين دعا را خوانده و مىگويى: أَللّهُمَّ، بِيَدِكَ مَقاديرُ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ، وَ بِيَدِكَ مَقاديرُ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ، وَ بِيَدِكَ مَقاديرُ الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ بِيَدِكَ مَقاديرُ الْخِذْلانِ وَ النَّصْرِ، وَ بِيَدِكَ مَقاديرُ الْمَوْتِ وَ الْحَياةِ، وَ بِيَدِكَ مَقاديرِ الصَّحَّةِ وَ السُّقْمِ، وَ بِيَدِكَ مَقاديرُ الْخَيْرِ وَ الشَّرِّ، [وَ بِيَدِكَ مَقاديرِ الْجَنَّةِ وَالنّارِ]، وَ بِيَدِكَ مَقاديرُ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ، أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ بارِكْ لى فى دينى و دُنْياىَ وَ آخِرَتى، وَ بارِكْ لى فى أَهْلى وَ مالى وَ وُلْدى وَ إِخْوانى وَ جَميعِ ماخَوَّلْتَنى وَ رَزَقْتَنى وَ أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ وَ مَنْ أَحْدَثْتَ بَيْنَى وَ بَيْنَهُ مَعْرِفَةً مِنَ الْمُؤْمِنينَ، وَاجْعَلْ مَيْلَهُ إِلَىَّ وَ مَحَبَّتَهُ لى، وَاجْعَلْ مُنْقَلَبَنا إِلى خَيْرٍ دآئِمٍ وَ نَعيمٍ لايَزُولُ، أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، [وَ] اقْصِرْ أَمَلى عَنْ غايَةِ أَجَلى، وَاشْغَلْ قَلْبى بِالْآخِرَةِ عَنِ الدُّنْيا، وَ أَعِنّى عَلى ما وَظَّفْتَ عَلَىَّ مِنْ طاعَتِكَ، وَ كَلَّفْتَنيهِ مِنْ رِعايَةِ حَقِّكَ، وَ أَسْأَلُكَ فَواتِحَ الْخَيْرِ وَ خَواتِمَهُ، وَ أَعُوذُ بِكَ مِنَ الشَّرِّ وَ أَنْواعِهِ، خَفَيِّهِ وَ مُعْلِنِهِ، أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ تَقَبَّلْ عَمَلى، فَضاعِفْهُ لى، وَاجْعَلْنى مِمَّنْ يُسارِعُ فِى الْخَيْراتِ، وَ يَدْعُوكَ رَغَباً وَ رَهَباً، وَاجْعَلْنى لَكَ مِنَ الْخاشِعينَ. أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ [يا: وَ آلِهِ] وَفُكَّ رَقَبَتى مِنَ النّارِ، وَ أَوْسِعْ عَلَىَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ، وَ ادْرَأْ عَنّى شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنَّ وَالاِْنْسِ، وَ شَرَّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمْ، وَ شَرَّ كُلِّ ذى شَرِّ. أَللّهُمَّ، وَ أَيَّما أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ أَرادنى أَوْ أَحَداً مِنْ أَهْلى وَ وُلْدى وَ إِخْوانى وَ أَهْلِ حُزانَتى بِسُوءٍ، فَإِنّى أَدْرَأُكَ فى نَحْرِهِ286 وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّهِ، وَ أَسْتَعينُ بِكَ عَلَيْهِ، فَصَلِّ عَلىمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ [يا: آلِهِ]، وَ خُذْ[هُ ]عَنِّى مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمينِهِ وَ عَنْ شِمالِهِ وَ مِنْ فَوْقِهِ [وَ مِنْ تَحْتِهِ]، وَ امْنَعْنى مِنْ أَنْ يَصِلَ إِلَىَّ مِنْهُ سُوءٌ أَبَداً، بِسْمِ اللَّهِ، وَبِاللَّهِ، تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ، إِنَّهُ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ، إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ، قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَىْءٍ قَدْراً. أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَاجْعَلْنى وَأَهْلى وَ وُلْدى وَ إِخْوانى فى كَنَفِكَ وَ حِفْظِكَ وَ حِرْزِكَ وَ حِياطَتِكَ وَ جِوارِكَ وَأَمْنِكَ [وَ أَمانِكَ] وَ عِياذِكَ وَ مَنْعِكَ، عَزَّ جارُكَ، وَ جَلَّ ثَنآؤُكَ، وَامْتَنَعَ عآئِذُكَ، وَلا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَاجْعَلْنى وَإِيّاهُمْ فى حِفْظِكَ وَ مُدافَعَتِكَ وَ وَدائِعِكَ الَّتى لاتَضيعُ مِنْ كُلِّ سُوءٍ وَ شَرِّ الشَّيْطانِ وَالسُّلْطانِ، إِنَّكَ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْكَيلاً، أَللّهُمَّ، إِنْ كُنْتُ مُنَزِّلاً بَأْساً مِنْ بَأْسِكَ، وَ نِقْمَةً مِنْ نِقْمَتِكَ بَياتاً، وَ هُمْ نآئِمُونَ أَوْ ضُحىً وَ هُمْ يَلْعَبُونَ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَاجْعَلْنى وَ أَهْلى وَ وُلْدى وَإِخْوانى فى دينى فى مَنْعِكَ وَ كَنَفِكَ وَ دِرْعِكَ الْحَصينَةِ. أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْأَلُكَ بِنُورِ وَجْهِكَ الْمُشْرِقِ الْحَىِّ الْقَيُّومِ الْباقِى الْكَريمِ، وَ أَسْأَلُكَ بِنُورِ وَجْهِكَ الْقُدُّوسِ الَّذى أَشْرَقَتْ لَهُ السَّماواتُ وَالاَْرَضُونَ، وَصَلُحَ عَلَيْهِ أَمْرُ الاَْوَّلينَ وَالْآخِرينَ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَنْ تُصْلِحَ شَأْنى كُلَّهُ، وَ تُعْطِيَنى مِنْ الْخَيْرِ كُلَّهُ، وَ تَصْرِفَ عَنِّى الشَّرَّ كُلَّهُ، وَ تَقْضِىَ لى حَوآئِجى كُلَّها، وَ تَسْتَجيبَ لى دُعآئى، وَ تَمُنَّ [يا: مُنَ] عَلَىَّ بِالْجَنَّةِ تَطَوُّلاً مِنْكَ، وَ تُجيرَنى مِنَ النّارِ، وَ تُزَوِّجَنى مِنَ الْحَوْرِ الْعَينِ، وَ ابْدَأْ بِوالِدَىَّ وَإِخْوانِىَ الْمُؤْمِنينَ وَأَخواتِىَ الْمُؤْمِناتِ فى جَميعِ ما سَأَلْتُكِ لِنَفْسى، وَ ثَنِّ بى بِرَحْمَتِكَ، يا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ. - خداوندا، اندازهها و مقادير شب و روز و آفتاب و مهتاب، و بىنيازى و نادارى، و شكست و پيروزى، و مرگ و زندگانى، و بهبودى و بيمارى، و خير و شرّ، [و بهشت و آتش جهنّم] و دنيا و آخرت تنها به دست توست. خداوندا، بر محمّد و آل او درود فرست، و دين و دنيا و آخرتم را براى من پرخير و بركت گردان، و در اهل و مال و دارايى و فرزندان و برادرانم و همهى آنچه را كه به من عنايت و روزى نموده و ارزانى داشتهاى وهركس از مؤمنان كه ميان من و او آشنايى ايجاد كردهاى، مبارك گردان. و نسبت به من متمايل، و دوستدارم قرار ده، و بازگشت ما را به سوى خير جاودانى و نعمت [معنوى]اى كه از بين نمىرود، قرار ده، خداوندا، بر محمّد و آل او درود فرست، [و] آرزويم را كوتاه[تر ]از فرجام سرآمد عمرم بگردان، و دلم را با مشنول شدن به آخرت از دنيا بازدار، و مرا بر آنچه از طاعتت موظّف، و بر رعايت حقوقت مكلّف نمودهاى، يارى فرما، و آغازها و پايانهاى خير و خوبى را از تو مسألت دارم، و به تو پناه مىبرم از شرّ، و انواع مخفى و آشكار آن، خداوندا، بر محمّد و آل او درود فرست، و عمل مرا بپذير، و آن را مضاعف و دو چندان گردان، و از كسانى قرار ده كه در خيرات و خوبيها پيشى گرفته، و با حالت رغبت و هراس تو را مىخوانند، و از فروتنان درگاهت قرار ده. خداوندا، بر محمّد و آل او درود فرست و از آتش جهنّم رهايم فرما، و روزى حلالت را بر من وسعت ده، و شرّ فاسقان جنّ و انس، و شرّ گناهكاران عَرَب و عَجَم، و آسيبِ هر آسيب رسان را از من دور فرما. خداوندا، و هركس از مخلوقاتت كه بخواهد كه به من، يا هركدام از خانواده و فرزندان و برادرانم و خويشان و بستگانم كه به خاطر آنان ناراحت مىشوم، بدى برساند، من به واسطهى تو بر سينهى او [دست ردّ زده و ] دورش مىنمايم، و از شرّ آن به تو پناه مىبرم، و به تو بر او يارى مىجويم، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و او را از پيش روى و پشت سر و سمت راست و چپ و بالا [و زيرش] بگير، و نگذار كه هيچگاه از ناحيهى او بدى و آسيبى به من برسد. به نام خدا، و به [وسيلهى] خدا، بر خدا توكّل نمودم، براستى كه هركس بر خداوند توكّل نمايد، خدا او را كفايت مىكند، بىگمان خداوند كار خود به آخر مىرساند، و خداوند براى هر چيز اندازه مشخّصى قرار داده است. خداوندا، بر محمّد و آل او درود فرست، و من و خانواده و فرزندان و برادرانم را در تحت حمايت و حفظ و نگاهدارى و محافظت و همسايگى و امن [و امان] و پناهندگى و باز دارندگى خويش قرار ده، همسايهى تو سربلند، و ثنايت بزرگ، و پناهندهى به تو دور از دسترس [همگان] است، و معبودى جز تو نيست. پس بر محمّد و آل او درود فرست و من و آنان را از هر بدى، و شرّ شيطان و پادشاه و فرمانروا، و در تحت حفظ و حمايت و دفاع و آن ديعهها و سپردههايت كه هرگز ضايع نمىشود و از بين نمىرود، قرار ده، كه تو سخت نيرومندتر و بازدارندهتر و سختترين سزا دهندگان مىباشى. خداوندا، اگر خواستى سختى و گرفتاريى از سختيها و گرفتاريهايت و نقمتى از نقمتهايت را شبانگاهان و در حالى كه آنان [يعنى مردم] درخوابند، يا در روز در حالى كه در حال سرگرمى و بازى هستند، فرو فرستى، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و من و خانواده و فرزندان و برادران دينىام را در تحت بازدارندگى و حمايت و سپر محفوظ و استوار خويش قرار دهى. خدايا، به نورِ روى [و اسماء و صفات]ات كه روشن و زنده و قيّوم [و بر پا و برپا دارندهى مخلوقات] و پاينده و بزرگوار است، از تو درخواست مىنمايم، و به نور روى [و اسماء و صفات] بسيار پاكيزه از هر عيب و كاستىات كه آسمانها و زمين بدان روشن، و امر اوّلين و آخرين بر آن شايسته گشته و اصلاح مىيابد، از تو مسئلت دارم كه بر محمّد و آل او درود فرستى، و تمام حالات و امورم را اصلاح فرمايى، و همهى خير و خوبى را به من عطا فرمايى، و از همهى بديها باز داشته، و تمام خواستههايم را برآورده ساخته، و دعايم را اجابت فرمايى و از روى بخشش از ناحيهى خود، بهشت را بر من ارزانى بدارى [يا: بدار]، و مرا از آتش جهنّم در پناه خويش درآورى، و از حور عين و زنان سياه و درشْت چشم بهشتى به ازدواجم درآورى، و در تمام آنچه از تو براى خود درخواست نمودم به پدر و مادر و برادران و خواهران مؤمنم آغاز فرما، و بعد به من عطا فرما، به رحمتت اى مهربانترين مهربانها. ادامهى تعقيبات مخصوص نماز مغرب287 دعاى اميرالمؤمنين (عليه السلام) در تعقيب نماز مغرب 1 - از تعقيبات مختصّ به نماز مغرب، دعايى است كه از مولايمان اميرمؤمنان (عليه السلام) در تعقيب نمازهاى پنجگانه واجب نقل شده، كه از آن جمله دعاى بعد از نماز مغرب است به اين صورت: أَللّهُمَّ، تَقَبَّلْ مِنّى ما كانَ صالِحاً، وَ أَصْلِحْ مِنّى ما كانَ فاسِداً، أَللّهُمَّ، لا تُسَلِّطْنى عَلى فَسادِ ما أَصْلَحْتَ مِنّى، وَ أَصْلِحْ لى ما أَفْسَدْتَهُ مِنْ نَفْسى، أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ قَوِىَ عَلَيْهِ بَدَنى بِعافِيَتِكَ، وَ نالَتْهُ يَدى بِفَضْلِ نِعْمَتِكَ، وَ بَسَطْتُ إِلَيْهِ يَدى بِسَعَةِ رِزْقِكَ، وَاحْتَجَبْتُ فيهِ عَنِ النّاسِ بِسِتْرِكَ، وَ اتَّكَلْت فيهِ عَلى كَريمِ عَفْوِكَ. أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ تُبْتُ إِلَيْكَ مِنْهُ، وَ نَدِمْتُ عَلى قَطْعِهِ، وَ اسْتَحْيَيْتُ مِنْكَ وَاأَنَا عَلَيْهِ، وَ رَهِبْتُكَ وَأَنَا فيهِ، ثُمَّ راجَعْتُهُ وَ عُدْتُ إِلَيْهِ. أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ عَمِلْتُهُ [يا: عَلِمْتُهُ ]أَوْ جَهِلْتُهُ، ذَكَرْتُهُ أَوْ نَسيتُهُ، أَخْطَأْتُهُ أَوْ تَعَمَّدْتُهُ هُوَ مِمّا لا أَشُكُّ أَنَّ نَفْسى مُرْتَهِنَةٌ بِهِ، وَ إِنْ كُنْتُ نَسيُتُه وَ غَفَلْتُ عَنْهُ. أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ جَنَيْتُهُ عَلَىَّ [يا: عَلى نَفْسى] بِيَدى، وَ آثَرْتُ فيهِ شَهْوَتى، أَوْ سَعَيْتُ فيهِ لِغَيْرى، أَوِ اسْتَغْوَيْتُ فيهِ مَنْ تابَعَنى، أَوْ كابَرْتُ [يا: دابَرْتُ ]فيهِ مَنْ مَنَعَنى، أَوْ قَهَرْتُهُ بِجَهْلى، أَوْ لَطُفْتُ [يا: نَطَقْتُ] فيهِ بِحيلَةِ غَيْرى، أَوْ اسْتَزَلَّنى إِلَيْهِ مَيْلى وَ هَواىَ، أَللّهُمَّ، أَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ أَرَدْتُ بِهِ وَجْهَكَ، فَخالَطَنى فيهِ ما لَيْسَ لَكَ، وَ شارَكَنى فيهِ ما لَمْ يَخْلُصْ لَكَ، وَ أَسْتَغْفِرُكَ مِمّا عَقَدْتُهُ عَلى نَفْسى ثُمَّ خالَفَهُ هَواىَ، أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَعْتِقْنى مِنَ النّارِ، وَجُدْ عَلَىَّ بِفَضْلِكَ، أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ الْباقِى الدّآئِمِ الَّذى أَشْرَقَتْ بِنُورِهِ السَّماواتُ وَالاَْرْضُ، وَ كَشَفْتَ به ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ، وَ دَبَّرْتَ به أُمُورَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ [عَلى] آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَنْ تُصْلِحَ شَأْنى بِرَحْمَتِكَ، يا أَرْحَمَ الرَّاحِمينَ. - خداوندا، عمل صالح مرا از من بپذير، و اعمالم فاسدم را اصلاح فرما، خدايا، مرا بر تباه نمودن آنچه كه اصلاح فرمودى مسلّط مگردان، و هر چه را كه فاسد نمودم اصلاح فرما، خداوندا، بى گمان از هرگناهى كه بدنم به واسطه تندرستى دادن تو قدرت بر آن پيدا نموده، و به فضل نعمتت بدان دسترسى پيدا كردم، و به وسعت روزىات دستم را به سوى آن دراز و به پوشش تو آن را از مردم پنهان نمودم، و در [حال انجام] آن بر عفو و گذشت بزرگوارانهات تكيه نمودم، طلب آمرزش مىنمايم. خداوندا، از هر گناهى كه از آن توبه نمودم و بر انجام آن پشيمان شدم، و در حال انجام آن از تو شرم نموده و بيم داشتم، سپس رجوع نموده، و به سوى آن بازگشتم، آمرزش خواهى مىكنم. خدايا، از هر گناه كه جاهلانه و [يا: آگاهانه] و يا با نادانى، با متذكّر بودن و يا در حال فراموشى، و به خطا و يا عمداً انجام دادم و شك ندارم كه وجود من در گرو آن است، هرچند آن را فراموش نموده، و از آن غفلت ورزم، از تو طلب آمرزش مىنمايم. خداوندا، از هر گناهى با دست خود بر خويش جنايت نمودم، و شهوت و ميل نفسانىام را مقدّم داشتم، يا براى ديگرى كوشيدم، يا پيروان خويش را گمراه نمودم، يا بر كسى كه مانع من بود بزرگمنشى [يا: پشت] نموده و ستيزه كردم، يا با نادانىام بر او چيره گشتم، يا با چاره جويى و حيلهى كس ديگر آن را به نرمى و آرامى مرتكب شدم [يا: بدان زبان گشودم]، يا ميل و خواست و هوا و هوسم مرا به سوى آن لغزانيده و كشانيد، از تو آمرزش مىطلبم، و خداوندا، از هر عملى كه تنها روى[و اسماء و صفات و خشنودى] تو را قصد نمودم، ولى قصد ديگرى را كه خالص براى تو نبود [در اثناى] عمل با آن آميخته و شريك شد، آمرزش مىطلبم. و از هر پيمانى كه با خويش بستم و سپس ميل و هوا و هوسم با آن مخالفت نمود، طلب آمرزش مىنمايم. خداوندا، بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و مرا از آتش جهنّم رها گردان، و فضل خويش را بر من ارزانى دار، خداوندا، به [واسطهى] روى [و اسماء وصفات ]بزرگوار پايندهى جاودانىات كه آسمانها و زمين را بدان روشن گردانيده، و تاريكيهاى خشكى و دريا را برطرف نموده، و امور جنّيان و انسانها را تدبير فرمودى، از تو درخواست مىنمايم كه بر محمّد و [بر ]آل محمّد درود فرستى، و حال و كار مرا اصلاح فرمايى، به رحمتت اى مهربانترين مهربانها، دعاى حضرت فاطمهى زهراء (عليهاالسلام) در تعقيب نماز مغرب 2 - و نيز از جملهى تعقيبات مختصّ به فريضهى مغرب، دعايى است كه از مولايمان فاطمه زهراء(عليهاالسلام) در تعقيب نمازهاى پنجگانه روايت شده، و آن اين است كه: أَلْحَمْدُللَّهِِ الَّذى لا يُحْصى [يا: لايَبْلُغُ] مِدْحَتَهُ الْقائِلوُنَ، وَالْحَمْدُللَّهِِ الَّذى لا يُحْصى نَعْمآءَهُ الْعآدُّونَ، وَالْحَمْدُللَّهِِ الَّذى لايُؤَدّى حَقَّهُ الُْمجْتَهِدُونَ، وَلا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ الأَوَّلُ وَالْآخِرُ، وَلا إِلهَ إِلّا اللَّهُ الظّاهِرُ وَ الْباطِنُ، وَلا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ الُْمحْيِى الْمُميتُ، وَ أَللَّهُ أَكْبَرُ ذُوالطَّوْلِ، وَاللَّهُ أَكْبَرُ ذُوالْبَقآءِ الدّآئِمِ، وَالْحَمْدُللَّهِِ الَّذى لايُدْرِكُ الْعالِمُونَ عِلْمَهُ، وَ لا يَسْتَخِفُّ الْجاهِلُونَ حِلْمَهُ، وَ لا يَبْلُغُ الْمادِحوُنَ مِدْحَتَهُ، وَلا يَصِفُ الْواصِفُونَ صِفَتَهُ، وَلا يُحْسِنُ الْخَلْقُ نَعْتَهُ، وَ الْحَمْدُللَّهِِ ذِى الْمُلْكِ وَالْمَلَكُوتِ وَالْعَظَمَةِ وَالْجَبَرُوتِ وَ [الْعِزِّوَ] الْكِبْريآءِ وَالْجَلالِ وَ الْبَهآءِ وَالْمَهابَةِ وَالْجَمال وَ الْعِزَّةِ وَ الْقُدْرَةِ وَالْحَوْلِ وَ الْقُوَّةِ وَالْمِنَّةِ وَ الْغَلَبَةِ وَ الْفَضْلِ وَالطَّوْلِ وَ الْعَدْلِ وَ الْحَقِّ [وَالْخَلْقِ] وَالْعُلاوَ الرِّفْعَةِ وَالَْمجْدِ وَ الْفَضيلَةِ وَالْحِكْمَةِ وَ الْغَنآءِ وَالسَّعَةِ وَالْبَسطِ وَ الْقَبْضِ وَ الْحِلْمِ وَالْعِلْمِ وَ الْحُجَّةِ الْبالِغَةِ وَالنِّعْمَةِ السّابِغَةِ وَالثَّنآءِ الْحَسَنِ الْجَميلِ وَالْآلآءِ الَكَريمَةِ، مُلِكُ الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَالْجَنَّةِ وَ النّارِ وَ ما فِيهِنَّ، تَبارَكَ وَ تَعالى. أَلْحَمْدُللَّهِِ الَّذى عَلِمَ أَسْرارَ الْغُيُوبِ، وَاطَّلَعَ عَلى ما تُجِنُّ [يا: تَجْنِى ]الْقُلوبُ، فَلَيْسَ عَنْهُ مَذْهَبٌ وَلامَهْرَبٌ، أَلْحَمْدُللَّهِِ [الَّذى ]الْمُتَكَبِّرِ فى سُلْطانِهِ، أَلْعَزيزِ فى مَكانِهِ، أَلْمُتَجَبِّرِ فى مُلْكِهِ، أَلْقَوِىِّ فى بَطْشِهِ، أَلرَّفيعِ فَوْقَ عَرْشِهِ، أَلْمُطَّلِعِ عَلى خَلْقِهِ، وَ الْبالغِ لِما أَرادَ مِنْ عِلْمِهِ، أَلْحَمْدُللَّهِِ الَّذى بِكَلِماتِهِ قامَتِ السَّماواتُ الشِّدادُ، وَ ثَبَتَتِ الاَْرَضُونَ الْمِهادُ، وَانْتَصَبَتِ الْجِبالُ الرَّواسِى الاَْوْتادُ، وَ جَرَتِ الرِّياحُ اللَّواقِحُ، وَ سارَ [يا: سارَتْ] فى جَوِّ السَّمآءِ السَّحابُ، وَ وَقَفَتْ عَلىحُدُودِهَا الْبِحارُ، وَ وَجِلَتِ الْقُلُوبُ مِنْ [يا: عَنْ] مَخَافَتِهِ، وَ انْقَمَعَتِ الاَْرْبابُ لِرُبُوبِيَّتِهِ، تَبارَكْتَ، يا مُحْصِىَ قَطْرِ الْمآءِ وَ وَرَقِ الشَّجَرِ، وَ مُحْيِىَ أَجْسادِ الْمَوْتى لِلْحَشْرِ، سُبْحانَكَ يا ذَاالْجَلالِ وَالاَْكْرامِ. ما فَعَلْتَ بِالْغَريبِ الْفَقيرِ إِذا أَتاكَ مُسْتَجيراً مُسْتَغيثاً، ما فَعَلْتَ بِمَنْ أَناخَ بِفِنآئِكَ، وَ تَعَرَّضَ لِرِضاكَ، وَ عَذا إِلَيْكَ، فَجَثا288 بَيْنَ يَدَيْكَ، يَشْكُو إِلَيْكَ ما لا يَخْفى عَلَيْكَ، لا يَكُونَنَّ - يارَبِّ، - حَظّى مِنْ دُعآئِىَ الْحِرْمانَ، وَلا نَصيبى مِمّا أَرْجُو مِنْ مَنِّكَ الْخِذْلانَ، يا مَنْ لَمْ يَزَلْ وَ لايَزالُ وَ لا يَزُولُ، كَما لَمْ يَزَلْ قآئِماً عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ، يا مَنْ جَعَلَ أَيّامَ الدُّنْيا تَزُوُل، وَ شُهُورَها تَحُوُل، وَ سِنيها289 تَدُورُ، وَ أَنْتَ الدّآئِمُ لاتُبْليكَ الاَْزْمانُ، وَلا تُغَيِّرُكَ الدُّهُورُ، يا مَنْ كُلَّ يَوْمٍ عِنْدَهُ جَديدٌ، وَ كُلَّ رِزْقٍ عِنْدَهُ عَتيدٌ، لِلضَّعيفِ وَالْقَوىِّ وَالشَّديدِ، قَسَمْتَ الاَْرْزاقَ بَيْنَ الْخَلآئِقِ، فَسَوَّيْتَ بَيْنَ الذَّرَّةِ وَ الْعُصْفُورِ. أَللّهُمَّ، إِذا ضاقَ الْمَقامُ بِالنّاسِ، فَنَعُوذُ بِكَ فى ضيقِ الْمَقامِ، أَللّهُمَّ، إِذا طالَ يَوْمُ الْقِيامَةِ عَلى الُْمجْرِمينَ، فَقَصِّرْ [طُولَ] ذلِكَ الْيَوْمِ عَلَيْنا، كَما بَيْنَ الصَّلاةِ إِلَى الصَّلاةِ. أَللّهُمَّ، إِذا دَنَتِ الشَّمْسُ مِنَ الْجَماجِمِ فَكانَ بَيْنَها وَ بَيْنَ الْجَماجِمِ مِقْدارُ ميلٍ، وَ زيدَ فى حَرِّها حَرُّ عَشْرِ سنينَ، فَإِنّا نَسْأَلُكَ أَنْ تُظِلَّنا بِالْغَمامِ، وَ تَنْصِبَ لَنَا الْمَنابِرَ وَالْكَراسِىَّ، نَجْلِسُ عَلَيْها وَ النّاسُ يَنْطَلِقُونَ فِى الْمَقامِ، آمينَ، رَبَّ الْعالَمينَ، أَسْأَلُكَ أَللّهُمَّ، بِحَقِّ هذِهِ الَْمحامِدِ إِلاّ غَفَرْتَ لى، وَ تَجاوَزْتَ عَنّى، وَ أَلْبَسْتَنِى الْعافِيَةَ فى بَدَنى، وَ رَزَقْتَنى السَّلامَةَ فى دينى، فَإِنّى أَسْأَلُكَ وَ أَنَا واثِقٌ بَإِجابَتِكَ إِيّاىَ فى مَسْأَلَتى، وَ أَدْعُوكَ وَ أَنَا عالِمٌ بِاسْتِماعِكَ دَعْوَتى، فَاسْتَمِعْ دُعآئِى، لا تَقْطَعْ رَجآئى، وَلا تَرُدَّ ثَنآئى، وَلا تُخَيِّبْ دُعآئى، أَنَا مُحْتاجٌ إِلى رِضْوانِكَ، وَ فَقيرٌ إِلى غُفْرانِكَ، أَسْأَلُكَ وَلا آيَسُ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَ أَدْعُوكَ وَ أَنَا غَيْرُ مُحْتَرِزٍ مِنْ سَخْطَتِكَ، رَبِّ، فَاسْتَجِبْ لى، وَامْنُنْ عَلَىَّ بِعَفْوِكَ، تَوَفَّنى مُسْلِماً، وَأَلْحِقْنى بِالصّالِحينَ، رَبِّ، لاتَمْنَعْنى فَضْلَكَ يا مَنّانُ وَلا تَكِلْنى إِلىنَفْسى مَخْذُولاً، يا حَنّانُ، رَبِّ، ارْحَمْ عِنْدَ فِراقِ الاَْحِبَّةِ صَرْعَتى، وَ عِنْدَ سُكُونِ الْقَبْرِ وَحْدَتى، وَ فِى مَفازةِ الْقِيامَةِ غُرْبَتى، وَ بَيْنَ يَدَيْكَ مَوْقُوفاً لِلْحِسابِ فاقَتى، رَبِّ، أَسْتَجيرُكَ مِنَ النّارِ فَأَجِرْنى [يا: وَ أَجِرْنى]، رَبِّ، أَعُوذُ بِكَ مِنَ النّارِ فَأَعِذْنى، [رَبِ] أَفْزَعُ إِلَيْكَ مِنَ النّارِ فَأَبْعِدْنى، رَبِّ، أَسْتَرْحِمُكَ مَكْرُوباً فَارْحَمْنى، رَبِّ، أَسْتَغْفِرُكَ لِما جَهِلْتُ فَاغْفِرْ لى، قَدْ أَبرَزَنِى الدُّعآءُ لِلْحاجَةِ إِلَيْكَ، فَلا تُؤْيِسْنى يا كَريمُ، [يا] ذَاالْآلآءِ وَالاِْحْسانِ وَ التَّجاوُزِ، يا سَيِّدى، يا بَرُّ، يا رَحيمُ، إِسْتَجِبْ بَيْنَ الْمُتَضَرِّعينَ إِلَيْكَ دَعْوَتى، وَ ارْحَمْ بَيْنَ الْمُنْتَحِبينَ بِالْعَويلِ عَبْرَتى، وَاجْعَلْ فى لِقآئِكَ يَوْمَ الْخُرُوجِ مِنَ الدُّنْيا راحَتى، وَاسْتُرْ بَيْنَ الاَْمْواتِ يا عَظيمَ الرَّجآءِ عَوْرَتى، وَ اعْطِفْ عَلَىَّ عِنْدَ التَّحَوُّلِ وَحيداً إِلى حُفْرَتى، إِنَّكَ أمَلى وَ مَوْضِعُ طَلِبَتى، وَ الْعارِفُ بِما أُريدُ فى تَوْجيهِ مَسَأَلَتى، فَاقْضِ يا قاضِىَ الْحاجاتِ [حاجَتى]، فَإِلَيْكَ الْمُشْتَكى، وَ أَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَالْمُرْتَجى، أَفِرُّ إِلَيْكَ هارِباً مِنَ الذُّنُوبِ فَاقْبَلْنى، وَ أَلْتَجِىءُ مِنْ عَدْلِكَ إِلىمَغْفِرَتِكَ فَأَدْرِكْنى، وَ أَلْتاذُ بِعَفْوِكَ مِنْ بَطْشِكَ فَامْنَعْنى، وَ أَسْتَرْوِحُ رَحْمَتَكَ مِنْ عِقابِكَ فَنَجِّنى، وَأَطْلُبُ الْقُرْبَةَ مِنْكَ بِالاِْسْلامِ فَقَرِّبْنى، وَ مِنَ الْفَزَعِ الاَْكْبَرِ فَآمِنّى، وَفى ظِلِّ عَرْشِكَ فَظَلِّلْنى، وَ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِكَ فَهَبْ لى، وَ مِنَ الدُّنْيا سالِماً فَنَجِّنى، وَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ فَأَخْرِجْنى، وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَبَيِّضْ وَجْهى، وَ حِساباً يَسيراً فَحاسِبْنى، وَ بِسَرآئِرى فَلا تَفْضَحْنى، وَ عَلى بَلآئِكَ فَصَبَّرْنى، وَ كَما صَرَفْتَ عَنْ يُوسُفَ السُّوءَ وَ الْفَحْشآءِ فَاصْرِفْهُ عَنّى، وَ ما لا طاقَةَ لى بِهِ فَلا تُحَمِّلْنى، وَ إِلى دارِ السَّلامِ فَاهْدِنى، وَ بِالْقُرْآنِ فَانَفَعْنى، وَ بِالْقُوْلِ الثّابِتِ فَثَبِّتْنى، وَ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ فَاحْفَظْنى، وَ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ وَ جَبَرُوتِكَ فَاعْصِمْنى، وَ بِحِلْمِكَ وَ عِلْمِكَ وَسَعَةِ رَحْمَتِكَ مِنْ جَهَنَّمَ فَنَجِّنى، وَ جَنَّتَكَ الْفِرْدَوْسَ فَأَسْكِنّى، وَ النَّظَرَ إِلى وَجْهِكَ فَارْزُقْنى، وَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ(صلى الله على و آله و سلم) فَأَلْحِقْنى، وَ مِنَ الشَّياطينِ وَ أَوْلِيآئِهِمْ وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ ذى شَرِّ فَاكْفِنى، أَللّهُمَّ، وَأَعْدآئى وَ مَنْ كادَنى بِسُوءٍ إِنْ أَتَوْا بَرّاً فَجَبِّنْ شَجيعَهُمْ، فَضِّ جُمُوعَهُمْ [يا: جَمْعَهُمْ]، كَلِّ [يا: كَلِّلْ] سِلاحَهُمْ، عَرُقِبْ دَوآبَّهُمْ، سَلِّطْ عَلَيْهِمُ الْعواصِفَ وَالْقَواصِفَ أَبَداً حَتّى تَصْلِيَهُمُ النّارَ، أَنْزِلهُمْ مِنْ صَياصيهِمْ، أَمْكِنّا مِنْ نَواصيهِمْ، آمينَ، رَبِّ الْعالَمينَ. أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عَلى آلِ مُحَمَّدٍ صَلاةً يَشْهَدُ الاَْوَّلُونَ مَعَ الاَْبْرارِ وَ سَيِّدِ الْمُتَّقينَ وَ خاتَمِ النَّبِييّنَ وَ قآئِدِ الْخَيْرِ وَ مِفْتاحِ الرَّحْمَةِ. أَللّهُمَّ، رَبَّ الْبَيْتِ الْحَرامِ وَ الشَّهْرِ الْحَرامِ وَ رَبَّ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَ رَبَّ الرُّكْنِ وَ الْمَقامِ وَ رَبَّ الْحَلِّ وَ الْحَرامِ [يا: الاِْحْرامِ]، بَلِّغْ [يا: أَبْلِغْ] رُوحَ مُحَمَّدٍ مِنَّا التَّحِيَّةَ وَالسَّلامَ. سَلامٌ [يا: أَلسَّلامُ] عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ، سَلامٌ عَلَيْكَ يا أَمينَ اللَّهِ، سَلامٌ عَلَيْكَ يا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِاللَّهِ، أَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ، فَهُوَ كَما وَصَفْتَهُ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُوفٌ رَحيمٌ، أَللّهُمَّ، أَعْطِهِ أَفْضَلَ ما سَأَلَكَ، وَ أَفْضَلَ ما سُئِلْتَ لَهُ، وَأَفْضَلَ ما هُوَ مَسْئُولٌ لَهُ إِلى يَوْمَ الْقِيامَةِ، آمينَ، رَبِّ الْعالَمينَ. - سپاس خدايى را كه گويندگان نمىتوانند به مدح و ثناى او را به شماره درآورند [يا: بدان نايل گردند]، و ستايش خداوندى را كه شماره كنندگان نمىتوانند نعمتهاى او را به شماره درآورند، و حمد و سپاس خداوندى را كه كوشش كنندگان در عبادت نمىتوانند حقّ او را ادا نمايند، و معبودى جز خداوندى كه اوّل و آخر است وجود ندارد، و معبودى جز خداوندى كه آشكار و نهان است، وجود ندارد، و معبودى جز خداوندى كه ميراننده و زنده كننده است وجود ندارد، و خداوند بزرگتر و صاحب بخشش است، و خداوند بزرگتر و صاحب پايندگى و جاودانگى است، و ستايش خداوندى كه دانشمندان به دانش او نمىرسند، و جاهلان نمىتوانند از بردبارى او بكاهند، و ستايشگران نمىتوانند به مدح و ثناى او برسند، و توصيف كنندگان نمىتوانند او را [آنچنانكه هست ]توصيف نمايند، و مخلوقات نمىتوانند نَعْت و صفت او را نيكو ادا نمايند. و سپاس خدايى را كه صاحب مُلك و ملكوت و عظمت و تسلّط [و سرافرازى ]بزرگمنشى و جلال و بهاء و حُسْن و هيبت و بزرگى و جمال و سرافرازى و قدرت و تغيير دهندگى و نيرو و منّت و چيرگى و فضل و بخشش و عدل و داد و حقّ [و آفرينندگى] و بزرگى و رفعت و بلند پايگى و فضيلت و فرزانگى و بىنيازى و وسعت و بسط و قبض، و بردبارى و علم و حجّت رسا و نعمت فراگير و ثناى نيكوى زيبا و نعمتهاى گرامى، و مالك [يا: پادشاه] دنيا و آخرت و بهشت و آتش جهنّم و هر چه در آنهاست، مىباشد. بلند مرتبه و پاك و منزّه باد خداوند.
| ||
|