| ||
|
خداوندا، ستايش مخصوص توست اى آمرزندهى گناه و پذيرندهى توبه، و اى كسى كه داراى كيفر سخت هستى و در عين حال داراى بخششى، معبودى جز تو نيست، و بازگشت همگان تنها به سوى توست. خداوندا، تنها تو را مىستايم هنگامى كه شب مىپوشاند، و فقط تو را مىستايم هنگامى كه روز روشن مىگردد، و ستايش مخصوص توست در آخرت و اُولى [يعنى دنيا]، و تنها تو را مىستايم به شمارهى تمام ستارگان و فرشتگانى كه آسمان هستند، و ستايش تو را به اندازهى تمام خاكها و سنگريزهها و هستهها، و ستايش تو را به شمارهى آنچه در درون زمين است، و ستايش تو را به اندازهى وزن آبهاى تمام درياها، و ستايش مخصوص توست به شمارهى برگهاى تمام درختان، و ستايش مخصوص توست به شمارهى تمام موجوداتى كه بر روى زمين قرار دارند، و ستايشى تو را به شمارهى آنچه كه كتاب [و دانش] تو به شماره درآورده، و تنها تو را مىستايم به شمارهى آنچه كه علم تو بر آن احاطه نموده، و تنها تو را مىستايم به شمارهى تمام انسانها و جنّيان و حشرات و پرندگان و حيوانات و درندگان، ستايشى فراوان و پاكيزه و مبارك، به همان صورتى كه - اى پروردگار ما، - دوست مىدارى و خرسندى، و به همان صورت كه بزرگى روى [و اسماء و صفات] و سربلندى عظمت تو را سزاوار است.
سپس ده بار مىگويى: لا إِله إِلاّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ. - معبودى جز خدا نيست، كه يگانه است و شريكى براى او وجود ندارد، پادشاهى و فرمانروايى ستايش تنها از آن اوست، و تنها اوست باريك بين و كاردان. و ده بار مىگويى: لا إِله إِلاّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، يُحْيى وَ يُميتُ، وَ يُميتُ وَ يُحْيى، وَ هُوَ حَىٌّ لايَموُتْ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ، وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ. - معبودى جز خداوند نيست، كه يگانه است و شريكى براى او وجود ندارد، فرمانروايى و سلطنت و ستايش تنها از آنِ اوست، زنده مىكند و مىميراند، و مىميراند و زنده مىگرداند، و او خود زندهاى است كه هرگز نمىميرد، خير و خوبى تنها به دست [جمال ]اوست، و هم او بر هر چيز تواناست. و ده بار مىگويى: أَسْتَغْفِرُاللَّهَ الَّذى لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ، وَأَتُوبُ إِلَيْهِ. - آمرزش مىطلبم از خداوندى كه معبودى جز او نيست، هم او كه زنده و پابرجا [و برپا دارندهى همهى مخلوقات ]است، و به سوى او توبه و بازگشت مىكنم. و ده بار مىگويى: يا أَللَّهُ، يا أَللَّهُ.: (اى خدا، اى خدا.) و ده بار مىگويى: يا رَحْمنُ، يا رَحْمنُ.: (اى رحمت گستر، اى رحمت گستر.) و ده بار مىگويى: يا رَحيمُ، يا رَحيمُ.: (اى مهربان، اى مهربان.) و ده بار مىگويى: يا بَديعَ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ.: (اى نوآفرينِ آسمانها و زمين.) و ده بار مىگويى: يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ.: (اى صاحب صفت بزرگى و بزرگوارى.) و ده بار مىگويى: يا حَنّانُ مَنّانُ.: (اى بسيار مهربان، اى بسيار بخشنده.) و ده بار مىگويى: يا حَىُّ يا قَيُّومُ.: (اى زنده، اى پابرجا و برپا دارندهى همهى مخلوقات.) و ده بار مىگويى: يا حَىُّ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ: (اى زنده، اى كه معبودى جز تو نيست.) و ده بار مىگويى: يا أَللَّهُ، لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ.: (اى خدايى كه، معبودى جز تو نيست.) و ده بار مىگويى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ.: (به نام خداوند رحمت گستر مهربان.) وده بار مىگويى: أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.: (خداوندا، بر محمّد و آل محمّد درود فرست.) و ده بار مىگويى: آمينَ، آمينَ. (اجابت فرما، اجابت فرما.) و ده بار مىگويى: أَللّهُمَّ، يا أَللَّهُ، إِفْعَلْ بى ما أَنْتَ أَهْلُهُ.: (خداوندا، اى خدا، آنچه را كه تو خود اهلِ آن هستى با من بكن.) و ده بار سورهى قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد.را مىخوانى. و بعد از اينها مىگويى: أَللّهُمَّ، اصْنَعْ بى ما أَنْتَ أَهْلُهُ، وَ لا تَصْنَع بى ما أَنَا أَهْلُهُ، فَإِنَّكَ أَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ، وَ أَنَا أَهْلُ الذُّنُوبِ وَالْخَطايا، فَارْحَمْنى يا مَوْلاىَ، وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرّاحِمينَ. - خداوندا، هر چه تو خود اهل و زيبندهى آن هستى با من بكن، و آنچه را كه من اهل آن هستم با من بكن، زيرا براستى كه تو اهل تقوى و نگاهدارى [از گناهان] و شايستهى آمرزشى، و من اهل گناهان و اشتباهات هستم، پس اى مولاى من، تو كه مهربانترين مهربانان هستى، بر من رحمآر. و ده بار مىگويى: لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللَّهِ، تَوَكَّلْتُ عَلى الْحَىِّ الَّذى لايَمُوتُ، وَالْحَمْدُللَّهِِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ، وَ كَبِّرْهُ تَكْبيراً. - هيچ تحوّل و قدرتى نيست مگر به [وسيلهى] خداوند، توكّل بر زندهاى كه هرگز نمىميرد، و ستايش مخصوص خداوندى كه هيچ كس را به فرزندى نگرفته، و هيچ شريكى در سلطنت و فرمانروايى ندارد، و هيچ سرپرستى از روى خوارى و ذلّت براى او نيست، و او را بزرگتر بدان بزرگتر دانستن ويژهاى. (پايان دعاى عشرات)267 دعاى اميرالمؤمنين (عليه السلام) در لَيْلَةُ الْمَبيت 13 - و همچنين بگو آنچه را كه مولايمان اميرالمؤمنين (عليه السلام) هنگام خوابيدن در رختخواب رسول خدا (صلى الله على و آله و سلم) به منظور حفاظت ايشان از كيد دشمنان با خون دل و تمام وجودش فرمود، كه آن از دعاهاى مهمّ وقت صبح و شام است.در روايت آمده كه وقتى امام جعفر بن محمّد صادق (عليه السلام) وارد عراق شدند (آن هنگام كه منصور او را خواسته بود)، مردم به سوى او گرد آمده و عرض كردند: اى مولاى ما، تربت مولايمان امام حسين (عليه السلام) كه مايهى شفابخش از هر درد و بيمارى است، آيا موجب ايمنى از هر ترس و بيم نيز هست؟ حضرت فرمود: بله، هرگاه يكى از شما خواست كه ايمن از هر خوف و ترس باشد، بايد تسبيحى از تربت او را برگرفته و سه بار دعاى لَيْلَةُ الْمَبيت حضرت علىّ (عليه السلام) در رختخواب رسول اكرم(صلى الله على و آله و سلم) را بخواند، و آن دعا به صورت است: أَمْسَيْتُ - أَللّهُمَّ، مُعْتَصِماً بِذِمامِكَ الْمَنيعِ الَّذى لا يُطاوَلُ وَ لا يُحاوَلُ، مِنْ شَرِّ كُلِّ غاشِمٍ وَ طارِقٍ مِنْ سآئِرِ مَنْ خَلَقْتَ وَ ما خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِكَ الصّامِتِ وَ النّاطِقِ، مِنْ كُلِّ مَخُوفٍ، بِلِباسٍ سابِغَةٍ [حَصينَةٍ]، وِلآءِ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّكَ (عليهمالسلام) مُحْتَجِباً مِنْ كُلِّ قاصِدٍ لى إِلىأَذِيَّةٍ، بِجِدارِ حَصينٍ الاِْخْلاصِ فِى الاِْعْتِرافِ بِحَقِّهِمْ وَالَْتمَسُّكِ بِحَبْلِهِمْ، مُوقِناً أَنَّ الْحَقَّ لَهُمْ وَ مَعَهُمْ وَ فيهِمْ وَ [بِهِمْ، اُوالى مَنْ واَلوْا، وَ أُجانِبُ مَنْ جانَبُوا؛ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَعِذْنى أَللّهُمَّ، بِهِمْ] مِنْ شَرِّ كُلِّ ما أَتَّقيهِ يا عَظيمُ، حَجَزْتُ الاَْعادِىَ عَنِّى بِبَديعِ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ .268 إِنّا جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ سَدّاً، وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً، فَأَغْشَيْناهُمْ، فَهُمْ لايُبْصِرُونَ. - خداوندا، شب نمودم در حالى كه به حُرمت استوار و والاى تو كه مغلوب وبا حيله دگرگون نمىگردد، [ويا: كسى و يا چيزى نمىتواند آن را قصد كند،]چنگ زده و پناه بردم، از شرّ هر ستمگر و غاصب و هر رخداد و مصيبت از ناحيهى تمام كسان و چيزهايى كه آفريدى، چه لب بسته و خاموش باشند [يعنى جمادات] و چه گويا باشند، از هر امر ترسناكى، با پوشيدن لباس كامل [استوار ]ولايت و دوستى اهل بيت پيامبرت (عليهمالسلام) در حالى كه از هركس كه قصد آزار مرا بكند در پناه ديوار استوارِ مخلصانه اعتراف كردن به حقّ آنان و چنگ زدن به ريسمانشان خود را پوشانده و حفظ مىنمايم، و يقين دارم كه مسلّماً حقّ براى آنان و با آنان و در ايشان [و به واسطهى آنهاست، هركس را كه ايشان دوست دارند دوست دارم، و از هركس كناره گرفتند، كناره مىگيرم، پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و اى خدا، مرا به واسطهى ايشان] از گزند تمام امورى كه از آن پرهيز دارم، در پناه خويش درآور، اى بزرگ، تمام دشمنانم را به وسيلهى خداوندى كه نوآفرين آسمانها و زمين است، از خود دور نمودم، براستى كه ما از پيشاپيش و از پشت سر آنان سدّى قرار داديم، و در نتيجه روى آنان را پوشانيدم، لذا ايشان نمىبينند. سپس تسبيح را بوسيده و بر چشمانش قرار داده و بگويد: أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هذِهِ التُّرْبَةِ وَ بِحَقِّ صاحِبِها وَ بِحَقِّ جَدِّهِ وَ [بِحَقِ] أَبيهِ وَ بِحَقِّ أُمِّهِ وَ [بِحَقِ] أَخيهِ وَبِحَقِّ وُلْدِهِ الطّاهِرينَ، إِجْعَلْها شِفآءً مِنْ كُلِّ دآءٍ، وَ أَماناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ، وَ حِفْظَاً مِنْ كُلِّ سُوءٍ. - خداوندا، به حقّ اين تربت و به حقّ صاحب آن و به حقّ جدّ و [به حقّ] پدر و به حقّ مادر و [به حقّ] برادر، و به حقّ فرزندان پاكيزهاش، از تو درخواست مىنمايم كه آن را مايهى بهبودى از هر درد و بيمارى، و ايمنى از هر بيم، و محافظت از هر بدى قرار دهى. سپس آن را در گريبان [يا: در جبين و دو طرف پيشانى] خود بگذارد. و اگر اين كار را هنگام صبح انجام دهد تا هنگام شام پيوسته در امان خواهد بود، و اگر آن را شبانگاه انجام دهد تا صبح پيوسته در امان خدا خواهد بود. 14 - نيز بخوانى دعايى را كه جدّم ابوجعفر محمّد بن حسن طوسى آن را براى قرائت در وقت غروب ذكر كرده، كه: أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَسْأَلُكَ خَيْرَ لَيْلَتى هذِهِ وَ خَيْرَ ما فيها، وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ لَيْلَتى هذِهِ وَ شَرِّ ما فيها. أَللّهُمَّ، إِنّى أَعُوذُ بِكَ أَنْ تَكْتُبَ عَلَىَّ خَطيئَةً أَوْ إِثْماً. أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَاكْفِنى خَطيئَتها وَإِثْمَها، وَ أَعْطِنى يُمْنَها وَ بَرَكَتَها وَ عَوْنها وَ نُورَها. أَللّهُمَّ، نَفْسى خَلْقَتَها وَ بِيَدِكَ حَياتُها وَ مَوْتُها، أَللّهُمَّ، فَإِنْ أَمْسَكْتَها، فَإِلى رِضْوانِكَ وَالْجَنَّةِ، وَ إِنْ أَرْسَلْتَها فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْلَها وَ ارْحَمْها.269 - خداوندا، براستى كه از تو درخواست مىنمايم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى، و از تو مسألت دارم خير اين شب و خير آنچه را كه در آن هست، و به تو پناه مىبرم از شرّ اين شب و شرّ آنچه كه در آن است، خداوندا، براستى كه به تو پناه مىبرم كه خطا يا گناهى را بر من بنويسى. خداوندا، بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و مرا از خطا و گناه كردن در آن [يعنى شب يا روز ]كفايت فرما، و ميمنت و بركت و يارى و نور آن را به من عطا فرما، خداوندا، اين نَفْس من است كه تو آن را آفريدهاى، و زندگانى و مرگ آن به دست توست. خداوندا، پس اگر آن را [در اين دنيا] نگاه داشتى، پس به سوى خشنودى و بهشتت [روانه ساز]، و اگر آن را [به سوى عالم آخرت] روانه ساختى، پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست و آن را بيامرز و مورد رحمت خويش قرارده. 15 - و نيز بگو: رَبِّىَ اللَّهُ، حَسْبِىَ اللَّهُ، عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ، وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ، لاحَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللَّهِ، ما شآءَ اللَّهُ كانَ، أَشْهَدُ وَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ، وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَىْءٍ عِلْماً، وَ أَحْصى كُلَّ شَىْءٍ عَدَداً، أَللّهُمَّ، إِنّى أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسى، وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دآبَّةٍ رَبّى آخِذٌ بِناصِيَتِها، إِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ، أَللّهُمَّ، أَمْسى خَوْفى مُسْتَجيراً بِأَمانِكَ، فَصَلِّ عَلىمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ آمِنّى، فَإِنَّكَ لا تُخْذِلُ مَنْ آمَنْتَهُ، أَللّهُمَّ، أَمْسى جَهْلى مُسْتَجيراً بِحِلْمِكَ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ عُدْ عَلَىَّ بِحِلْمِكَ وَفَضْلِكَ. إِلهى، أَمْسى فَقْرى مُسْتَجيراً بِغِناكَ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَارْزُقْنى مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ الْهَنىءِ الْمَرىءِ. إِلهى، أَمْسى ذَنْبى مُسْتَجيراً بِمَغْفِرَتِكَ، فَصَلَّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْلى مَغْفِرَةً عَزْماً جَزْماً لا تُغادِرُ ذَنْباً وَلا أَرْتَكِبُ بَعْدَها مُحَرَّماً. إِلهى، أَمْسى ذُلّى مُسْتَجيراً بِعِزِّكَ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ قوِّ فى رِضاك ضَعْفَى. إِلهى، أَمْسى وَجْهِىَ الْبالِى الْفانى مُسْتَجيراً بِوَجْهِكَ الدّآئِمِ الْباقِى الَّذى لايَبْلى وَ لايَفْنى، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَجِرْنى مِنْ عَذابِ النّارِ وَ مِنْ شَرِّ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ. أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ افْتَحْ لى بابَ الاَْمْرِ الَّذى فيهِ الْيُسْرُ وَالْعافِيَةُ وَ النَّجاحُ وَ الرِّزْقُ الْكَثيرُ الطَّيِّبُ الْحَلالُ الْواسِعُ. أَللّهُمَّ، بَصِّرنى سُبُلَهُ، وَ هَيِّىءْ لى مَخْرَجَهُ وَ مَنْ قَدَّرْتَ لَهُ مِنْ خَلْقِكَ عَلَىَّ مَقْدُرَةً بِسُوءٍ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ خُذْهُ عَنّى مِنْ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمينِهِ وَ عَنْ شِمالِهِ وَ مِنْ فَوْقِهِ وَ مِنْ تَحْتِهِ، وَ أَلْجِمْ لِسانَهُ، وَ قَصِّرْ يَدَهُ، وَ أَخْرِجْ270 صَدْرَهُ، وَامْنَعْهُ أَنْ يَصِلَ إِلَىَّ أَوْ إِلى أَحَدٍ مِنْ أَهْلى وَ مَنْ يَعْنينى أَمْرُهُ أَوْ شَىْءٍ مِمَّا خَوَّلْتَنى وَ رَزَقْتَنى وَ أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ مِنْ قَليلٍ أَوْ كَثيرٍ بِسُوءٍ، يا مَنْ هُوَ أَقْرَبُ إِلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ، يا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ، يا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الاَْعْلى، يا مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ. يا لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ، بِحَقِّ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ، إِرْضَ عَنّى، يا لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ، بِحَقِّ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ، إِرْحَمْنى، يا لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ، بِحَقِّ لا إِله إِلاّ أَنْتَ، تُبْ عَلَىَّ. يا لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ، بِحَقِّ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ، أَعْتِقْنى مِنَ النَّارِ، يا لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ، بِحَقِّ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ، تَفَضَّلْ عَلَىَّ بِقَضآءِ حَوآئِجى فى دُنْياىَ وَ آخِرَتى، إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ.271 - پروردگار من خداست، او مرا كافى است، تنها بر او توكّل نمودم، و اوست پروردگار عرش عظيم الهى، هيچ تحوّل و قدرتى نيست مگر به خداوند، هر چه خدا خواست همان مىشود، گواهى مىدهم و آگاهى دارم كه براستى خداوند بر هر چيز تواناست، و مسلّماً علم خداوند به هر چيز احاطه نموده است، و شمارهى هر چيزى را احصاء نموده است. خداوندا، براستى به تو پناه مىبرم از شرّ نَفْسم، و از شرّ هر جنبندهاى كه پروردگارم [موى] پيشانى او را برگرفته [و زمام اختيار او به دست خداست]، بىگمان پروردگارم بر راه راست استوار است. خداوندا، خوف و هراس من با پناهنده شدن به ايمنى بخشى تو شب نموده، پس بر محمّد و آل او درود فرست و مرا ايمنى بخش، زيرا هركس را كه تو امان دهى خوار و محروم نمىگردانى، خداوندا، نادانى من با پناهنده شدن به بردبارى تو شب نموده، پس بر محمّد و آل او درود فرست و با بردبارى و تفضّلت را بر من روى آر، معبود من، نادارى من با پناهنده شدن به غناى تو شب نموده، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و از فضل روزى گسترده و لذيذ و گوارايت برخوردارم نما، اى معبود من، گناهم با پناهندهى شدن به آموزش تو شب نموده، پس بر محمّد و آل او درود فرست و مرا بيامرز، آمرزشى حتمى و قطعى كه هيچ گناهى را باقى نگذارى، و بعد از آن هيچ حرامى را مرتكب نشوم. معبود من، خوارى و ذلّت من با پناهنده شدن به سرافرازى تو شب نموده، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و در خشنودى خويش ناتوانى مرا نيرومند گردان. معبود من، روى [و تمام وجود ]پوسنده و نابود شوندهام با پناهنده شدن به روى [و اسماء و صفات] جاودانى و پايندهات كه هيچگاه از بين نمىرود و نابود نمىگردد شب نموده، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا از عذاب آتش جهنّم و از شرّ دنيا و آخرت در پناه خويش درآور. خداوندا، بر محمّد و آل او درود فرست، و درى را كه در آن توانگرى و تندرستى و كاميانى و روزى بسيار پاكيزهى حلال و وسيع در آن است به روى من بگشاى، خداوندا، مرا نسبت به راههاى آن بينا گردان، و راه بيرون آمدن از آن را براى من مهيّا كن. و هر كدام از آفريدگانت را كه قدرت دادى كه به من بدى رساند، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و او را در رابطهى با من از پيشاپيش و از پشت، و از سمت راست و از سمت چپ، و از بالا و زيرش بگير، و زبانش را لگام بند، و دستش را كوتاه نما، و سينه و دلش را تنگ فرما، و او را جلوگيرى كن كه به من يا به كسى از بستگانم و كسانى كه امورشان مورد اهتمام من است، و يا چيزى كه تو به من عطا فرموده و روزى داده و بر من ارزانى داشتهاى، (چه اندك باشد و چه بسيار) بدى رساند، اى كسى كه نسبت به من از رشتهى رگ [گردن] نزديكتر هستى، اى كسى كه ميان انسان و دل او حايل مىگردى [و از خود او به وى نزديكترى]، اى كسى كه در تماشاگاه بالاتر قرار دارى، اى كسى كه هيچ چيز مشابه تو نيست، و تنها تو شنوا و آگاه مىباشى. اى كسى كه معبودى جز تو نيست، به حقّ اينكه معبودى جز تو نيست، از من خرسند باش، اى كسى معبودى كه جز تو نيست، به حقّ اينكه معبودى جز تو نيست، بر من رحم آر، اى كسى كه معبودى جز تو نيست، به حقّ اينكه معبودى جز تو نيست، توبهى مرا بپذير، اى كسى كه معبودى جز تو نيست، به حقّ اينكه معبودى جز تو نيست، مرا از آتش جهنّم آزاد فرما، اى كسى كه معبودى جز تو نيست، به حقّ اينكه معبودى جز تو نيست، تفضّل فرما و حوايج دنيوى و اُخروىام را برآورده ساز، براستى كه تو بر هر چيز توانايى. 16 - همچنين بگو: أَلْحَمْدُللَّهِِ عَدَدَ ما خَلَقَ، وَالْحَمْدُللَّهِِ مِثْلَ ما خَلَقَ، وَالْحَمْدُللَّهِِ مِلْءَ ما خَلَقَ، وَالْحَمْدُللَّهِِ مِدادَ كَلِماتِهِ، وَالْحَمْدُللَّهِِ زِنَةَ عَرْشِهِ، وَالْحَمْدُللَّهِِ رِضى نَفْسِهِ، لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَليمُ الْكَريمُ، لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِىُّ الْعَظيمُ. سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ السَّماواتِ وَالاَْرَضينَ وَ ما بَيْنَهُما وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ، أَللّهُمَّ، إِنّى أَعُوذُ بِكَ مِنْ دَرَكِ الشَّقآءِ، وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَماتَةِ الاَْعْدآءِ، وَ أَعُوذُ بِكَ مِن الْفَقْرِ وَالْوِقْرِ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ سُوءِ الْمَنْظَرِ فِى الاَْهْلِ وَالْمالِ وَ الْوَلَدِ. - ستايش براى خداوند به شماره تمام آفريدگانش، و ستايش براى خدا مثل آنچه كه آفريده است، و ستايش براى خدا به اندازهى پُرىِ آنچه كه خلق فرموده، و ستايش براى خداوند به اندازهى كشش كلمات [و موجودات]اش، و ستايش براى خداوند به اندازهى وزن عرش الهى، و ستايش براى خداوند به اندازهى خشنودى وجود او، معبودى جز خداوند بردبار بزرگوار نيست، معبودى جز خداوند بلند مرتبهى بزرگ نيست، پاك و منزّه است خداوندى كه پروردگار آسمانها و زمينها و تمام آنچه كه در آن دو هستند، و پروردگار عرش عظيم مىباشد. خداوندا، براستى كه من به تو پناه مىبرم از گرفتار شدن به بدبختى [يا رنج]، و به تو پناه مىبرم از شماتت دشمنان، و به تو پناه مىبرم از نادارى و هر بار سنگين، و به تو پناه مىبرم از بد منظرى در رابطه با بستگان و دارايى فرزندانم. سپس ده بار بر پيامبر اكرم (صلى الله على و آله و سلم) صلوات بفرست. 17 - و نيز بخوان دعايى را كه روايت شده امام زين العابدين (عليه السلام) فرمود: اگر اين كلمات را بگويم، ديگر باكى ندارم، هرچند تمام انس و جنّ عليهِ من گرد هم آيند، و آنها به اين صورت است: بِسْمِ اللّهِ، بِاللَّهِ، وَ مِنَ اللَّهِ، وَإِلَى اللَّهِ، وَفى سَبيلِ اللَّهِ، أَللّهُمَّ، إِلَيْكَ أَسْلَمْتُ نَفْسى، وَ إِلَيْكَ وَجَّهْتَ وَجْهى، وَإِلَيْكَ فَوَّضْتُ أَمْرى، فَاحْفَظْنى بِحِفْظِ الاِْيمانِ مِنْ بَيْنِ يَدَىَّ وَ مِنْ خَلْفى وَ عَنْ يَمينى وَ عَنْ شِمالى وَ مِنْ فَوْقى وَ مِنْ تَحْتى، وَ ادْفَعْ عَنّى بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ، فَإِنَّهُ لاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ إِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىَّ الْعَظيمِ. - به نام خدا، به [وسيلهى] خدا، و از خدا، و به سوى خدا، و در راه خدا، خداوندا، خود را تنها به تو سپردم، و روى [و تمام وجود]م را تنها به سوى تو نمودم، و امورم را فقط به تو واگذار نمودم، پس با حفظ ايمان مرا از پيشاپيش و از پشت و از راست و چپ و از بالا و زير نگاه دار، و به حول و قدرت خويش [شيطان و تمام دشمنان] را از من دور بدار، زيرا مسلّماً هيچ تحوّل و قدرتى نيست مگر به خداوند بلند پايهى بزرگ. 18 - و نيز بخوان دعايى را كه روايت شده كه حضرت ابالحسن امام كاظم (عليه السلام) مىفرمود: هنگام شام و غروب آفتاب و پشت كردن روز شب كردى بگو: بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، أَلْحَمْدُللَّهِِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ، أَلْحَمْدُللَّهِِ الَّذى يَصِفُ وَ لايُوصَفُ، وَ يَعْلَمُ وَ لا يُعلَّمُ، يَعْلَمُ خآئِنَةَ الاَْعْيُنِ وَ ما تُخْفِى الصُّدُورَ. وَ أَعُوذُ بِوَجْهِ اللَّهِ الْكَريمِ وَ بِاسْمِ اللَّهِ الْعَظيمِ مِنْ شَرِّ مَاذَرَأَ وَ بَرَأَ، وَ مِنْ شَرِّ ما تَحْتَ الثَّرى، وَ مِنْ شَرِّ ما ظَهَرَ وَ بَطَنَ، وَ مِنْ شَرِّ ما كانَ فِى اللَّيْلِ وَالنَّهارِ، وَ مِنْ شَرِّ أَبى مَرَّةَ وَ ما وَلَدَ، وَ مِنْ شَرِّ الرَّسيسِ، وَ مِنْ شَرِّ ما وَصَفْتُ وَ ما لَمْ أَصِفْ. أَلْحَمْدُللَّهِِ رَبِّ الْعالَمينَ. - به نام خداوند رحمت گستر مهربان، ستايش خداوندى را كه هيچ كس را به فرزندى نگرفته، و هيچ شريكى در فرمانروايى و سلطنت ندارد، ستايش خداوندى را كه توصيف مىكند ولى توصيف نمىشود، و مىداند و كسى نمىتواند چيزى را به او بيآموزد، از خيانت چشمها و آنچه كه دلها آن را مىپوشاند آگاه است، و پناه مىبرم به روى [و اسماء و صفات] بزرگوار خداوند، و به نام بزرگ خداوند، از شرّ تمام آنچه كه آفريده و خلق نمود، و از شرّ آنچه كه در زير خاك است، و از شرّ آنچه كه آشكار و يا پنهان است، و از شرّ آنچه در شب و روز است، و از شرّ ابى مرّة و فرزندان او، و از شرّ رسيس و از شرّ آنچه كه توصيف نمودم و يا توصيف ننمودم، ستايش براى خداوندى كه پروردگار عالميان است. و فرمود: آنها [يعنى ابى مرّة و رسيس و..] از درّندگان و از شيطانهاى رانده شده و از ذريّه وى هستند. توضيح برخى از عبارات دعاى گذشته صاحب صِحاح آورده كه: ابن قِتْره - با كسر قاف و تاء دو نقطه بر روى آن - مار خبيث است272؛ بنابراين، ممكن است كه مقصود از اين دعا، پناه بردن از شرّ آن باشد؛ و نيز امكان دارد كه مقصود ابليس و ذريّهى آن باشد و حضرت آن را به مار خبيثى كه ذكر شد، تشبيه فرموده باشد؛ در بعضى از نسخهها نيز ابى مرّة آمده كه آن به صواب نزديكتر است؛ زيرا اين دعا پناه بردن به خدا از شيطان و ذريّهى اوست، و ديگر اينكه هيچگاه ابوقتره استعمال نمىشود بلكه مىگويند: ابوفتره، چنانكه شيخ طوسى در مصباح كبير273 در دعا و حرزِ روز چهارشنبه به اين صورت ذكر نموده است.امّا دربارهى اينكه فرمود وَ مِنْ شَرِّ الرَّسيسِ، صاحب صحاح274 آورده كه: رُسَّ الْمَيِّتُ يعنى ميّت در قبر گذاشته شد، و رَسَّ و قَدْ رَسَسْتُ بَيْنَهُمْنيز به معناى آشتى دادن مردم، و همچنين به معناى اِفْساد و دو به هم زنى آمده و از اَضْداد است، و شايد مقصود از آن پناه بردن از فساد و تباهى و از مرگ و امور مربوط به آن باشد. 19 - از جمله دعاهاى سرّ اين است: اى محمّد، هركس از گزند موجودات خزنده زمينى مانند درّنده و حشرات [يا: مارهاى سمّى و خطرناك افعى] بترسد، در مكانى كه بيم وجود آن مىرود بگويد: يا ذارِىءَ ما فِى الاَْرْضِ مِنْها، لِعِلْمِكَ بِما يَكِونُ مِمّا ذَرَأْتَ، لَكَ السُّلْطانُ عَلى كُلِّ مَنْ دُونَكَ، إِنّى أَعُوذُ بِعِزَّتِكَ وَ قُدْرَتِكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ مِنَ الضُّرِّ فى بَدَنى مِنْ سَبُعٍ أَوْ هآمَّةٍ أَوْ عارِضٍ مِنْ سآئِرِ الدَّوآبِّ، يا خالِقَها بِفِطْرَتِهِ، إِرْدَأْها عَنّى، وَاحْجُزْها وَ لا تُسَلِّطْ عَلَىَّ، وَ عافِنى مِنْ شَرِّها وَ بَأْسِها، يا أَللَّهُ، يا ذَا الْعِلْمِ الْعَظيمِ، حُطْنى بِحِفْظِكَ مِنْ مَخاوفى، يا رَحيمُ. - اى خداوندى كه تمام آنچه را كه از آنها [يعنى درندگان و حشرات خطرناك و مارها] آفريد، به خاطر علم و آگاهىات به آنچه كه از سوى آفريدگانت انجام مىپذيرد، كه تنها تو بر تمام موجودات غير خود سلطنت و فرمانروايى دارى، براستى كه من پناه مىبرم به عزّت و قدرتى كه تو بر هر چيز دارى، از آسيب در بدنم، از هر درّنده يا حشرات خطرناك و سمّى و مار يا هر عارضهاى از ساير جنبندگان، اى خدايى كه با نوآفرينى خويش آنها را آفريدى، آنها را از من دور كن و جلوگيرى فرما و بر من مسلّط مگردان، و از شرّ و عذاب آن عافيت بخش. اى خدا، اى كسى كه صاحب آگاهى عظيم هستى، به حفظ و نگاهدارى خويش مرا از تمام آنچه كه بيم و هراس دارم، حفظ فرما، اى مهربان. اى محمّد، هر كس از امّت تو خواهان آن باشد كه من از او نگاهدارى نموده و يارى كنم، هنگام صبح و شام و وقت خوابيدن بگويد: آمَنْتُ بِرَبّى، وَ هُوَاللَّهُ الَّذى لا إِلهَ إِلاّ هُوَ إِلهُ كُلِّ شَىْءٍ، وَ مُنْتَهى كُلِّ عِلْمٍ وَ وارِثُهُ، وَ رَبُّ كُلِّ شَىْءٍ. رَبِّ، أُشْهِدُ اللَّهَ عَلى نَفْسى بِالْعُبُودِيَّةِ َوالذُّلِّ وَالصَّغارِ، وَ أَعْتَرِفُ بِحُسْنِ صَنآئِعِ اللَّهِ إِلَىَّ، وَ أَبُوءُ عَلى نَفْسى بِقِلَّةِ الشُّكْرِ لَهُ، وَأَسْأَلُ اللَّهَ فى يَوْمى هذا وَ لَيْلَتى هذِهِ، بِحَقِّ مايَراهُ لَهُ حَقّاً عَلى ما يَراهُ بِهِ مِنّى لَهُ رِضىً، إِيماناً وَ إِخْلاصاً وَ رِزْقاً واسِعاً وَ إِيقاناً بِلا شَكٍّ وَلا ارْتِيابٍ. حَسْبى إِلهى مِنْ كُلِّ مَنْ دُونَهُ، وَ اللَّهُ وَكيلى عَلى كُلِّ مَنْ سِواهُ. آمَنْتُ بِسِرِّ عِلْمِ اللَّهِ وَ عَلانِيَتِهِ، وَ أَعُوذُ بِما فى عِلْمِ اللَّهِ كُلِّهِ مِنْ كُلِّ سُوءٍ. سُبْحانَ الْعالِمِ بِما خَلَقَ، أَللَّطيفُ فيهِ، أَلُْمحْصى لَهُ، أَلْقادِرُ عَلَيْهِ، ما شآءَ اللَّهُ، لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللَّهِ، أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ، وَإِلَيْهِ الْمَصيرُ. - ايمان آوردم به پروردگارم، و او همان خدايى است كه معبودى جز او نيست و معبود هر چيز و منتهاى هر دانش و وارث آن و پروردگار هر چيز است، پروردگارا، تو را گواه مىگيرم كه نَفْسم بنده و ذليل و كوچك توست، و به كارهاى نيك و عطايايى كه خداوند نسبت به من ارزانى داشته اعتراف مىنمايم، و نيز بر كمى شكر و سپاسگزارىام در برابر آن اعتراف مىنمايم، و در اين روز و در اين شب، به حقّ تمام آنچه كه حقّى براى او قايل است نسبت به تمام آنچه كه به واسطهى آن از من براى او خشنودى و خرسندى مىطلبد، از خداوند، ايمان و اخلاص و روزى وسيع و يقين بدون شكّ و دودلى را خواهانم. معبود من از تمام آنچه كه مادون او هستند براى من كافى است، و خداوند وكيل و كارگذار من است بر تمام ماسواى خود. ايمان آوردم به سرّ و آشكار علم الهى، و پناه مىبرم به تمام آنچه كه در علم خداست از تمام بديها. پاك و منزّه است خداوندى كه نسبت به آنچه كه آفريده آگاه، و لطيف، و شمارنده و قادر است. آنچه خدا خواست [همان مىشود]، هيچ قدرتى نيست مگر به خدا، از خداوند آمرزش مىطلبم، و بازگشت همه تنها به سوى اوست. زيرا هرگاه اين كلمات را بگويد، او را در ميان مخلوقات صاحب جاه و منزلت گردانيده، و دلهاى آنان را نسبت به وى مهربان مىگردانم، و دين او را محفوظ مىدارم. اى محمّد، هركس از اُمّت تو بخواهد كه هيچ كس تسلّط بر او نداشته باشد، و من او را از شرور و بديها كفايت نمايم، بگويد: يا قاضِياً عَلَى الْمُلْكِ لِما دُونَهُ، وَ مانِعاً مِنْ دُونِهِ نَيْلَ كُلِّ شَىْءٍ مِنْ مُلْكِهِ، وَ يا مُغْنِىَ أَهْلِ التَّقْوى بِإِماطَتِهِ الاَْذى فى جَميعِ الْأُمُورَ عَنْهُمْ، لا تَجْعَلْ وِلايَتى فِى الدّينِ وَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ إِلىأَحَدٍ سِواكَ، وَاسْفَعْ بِنواصى أَهْلِ الْخَيْرِ كُلِّهِمْ إِلَىَّ، حَتّى أَنالَ مِنْ خَيْرِهِمْ خَيْرَهُ، وَ كُنْ لى عَلَيْهِمْ فى ذلِكَ مُعيناً، وَ خُذْ لى بِنَواصى أَهْلِ الشَّرِّ كُلِّهِمْ، حَتّى أُعافى مِنْ شَرِّهِمْ كُلِّهِمْ، وَكُنْ لى مِنْهُمْ فى ذلِكَ حافِظاً، وَ عَنّى مُدافِعاً مُعيناً، حَتّى أَكُون آمِناً بِأَمانِكَ. - اى خداوندى كه نسبت به مادون خود فرمان مىرانى، و جز خويش را از نيل به فرمانروايى و سلطنتت جلوگيرى مىنمايى، و اى كسى كه بادور كردن آسيب و اذيّت از اهل تقوى در تمام امور، ايشان را بىنياز مىگردانى، سرپرستى مرا در امور دينى و دنيوى و اُخروى به هيچ كس غير خودت قرار مده، و [موى] پيشانى [و زمام امور] همه اهل خير را به سوى من بگير و بكش، تا اينكه به خير آنان نايل گردم، و مرا نسبت به آنان در اين باره يارى فرما، و [موى] پيشانى [و زمام امور] تمام اهل شرّ در رابطهى من بگير، تا اينكه از همه شرور آنان در عافيت باشم، و در اين بارهى خود نگاهدار من باش، و از من دفاع نموده و يارى فرما، تا اينكه به امان تو ايمن و آسوده گردم. زيرا هركس اين كلمات را بگويد، كيد و مكر مكّاران و فريبكاران به او آسيبى نمىرساند، و مسلّماً من خود به او ايمنى مىبخشم. اى محمّد، به كسانى كه خواهان قرب و نزديكى جستن به من هستند، بگو: يقيناً بدانيد كه اين كلام، برترين چيزى است كه شما بعد از انجام واجبات مىتوانيد به وسيله آن به سوى من نزديكى بجوييد، به اين صورت كه بگويند: أَللّهُمَّ، إِنَّهُ لَمْ يُمْسِ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِكَ أَعْلَمُ أَنَّهُ مُقَصِّرٌ فى مَعْرِفَتِكَ وَ طاعَتِكَ مِثْلَ تَقْصيرى، أَنْتَ إِلَيْهِ أَحْسَنُ صُنْعاً، وَ لا لَهُ أَدْوَمُ كَرامةً، وَلا عَلَيْهِ أَبْيَنُ فَضْلاً، وَلا بِهِ أَشَدُّ تَرَفُّقاً، وَلا عَلَيْهِ أَشَدُّ حيطَةً، وَ لا عَلَيْهِ أَشَدَّ تَعَطُّفاً مِنْكَ عَلَىَّ، وَ إِنْ كانَ جَميعُ الَْمخْلُوقينَ يُعَدِّدُونَ مِثْلَ تَعْديدى؛ فَاشْهَدْ يا كافِىَ الشَّهادَةِ، أَنَّى أُشْهَدُكَ بَنِيَّةِ صِدْقٍ بِأَنَّ لَكَ الْفَضْلَ وَالْطَّوْلَ فى إِنْعامِكَ عَلَىَّ وَ قِلَّةِ شُكْرى لَكَ عَلَيْها، يا فاعِلَ كُلِّ ما أَرادَهُ، طَوِّقْنى أَماناً مِنْ حُلُولِ سَخَطِكَ فيها لِقِلَّةِ الشُّكْرِ، وَ أَوْجِبْ لى زِيادَةً مِنْ إِتْمامِ النِّعْمَةِ بِسَعَةِ الرَّحْمَةِ، أَنْظِرنى خَيْرَكَ، لا تُقايِسْنى بِسُوءٍ سَريرَتى، وَ امْتَحِنْ قَلْبى لِرِضاكَ، وَاجْعَلْ ما تَقَرَّبْتُ بِهِ إِلَيْكَ فى دينِكَ خالِصاً، وَلا تَجْعَلْهُ لِلُزُوم شُبْهَةٍ وَلا فَخْرٍ وَلا رِيآءٍ ياكَريمُ. - خداوندا، براستى كه هيچ كدام از مخلوقاتت را نمىشناسم كه بسان كوتاهى من در شناخت و طاعتت شب نموده باشد و تو نسبت به او نيكويى نموده و پيوسته بر او كرامت فرموده، و بروشنى تفضّل فرموده، و به شدّت مورد رفق و مداراى خويش قرار داده، و سخت از او محافظت نموده، و بر او به شدّت عطوفت و مهربانى نموده باشى، هر چند همهى مخلوقاتت مثل برشمردن من، نعمتهايت را به شمار درآورند [و بدان اعتراف نمايند.]، پس اى كسى كه گواهى تو كافى است، خود گواه باش كه براستى من با نيّت صادقانه تو را گواه مىگيرم كه بىگمان تو نسبت به من تفضّل نموده و انعامت را بخشيدى، و من كم شكر آن را نمودم، اى خدايى كه هر چه را بخواهى انجام مىدهى، ايمنى از مشمول ناخشنودى و غضب تو قرار گرفتن به واسطهى كمى سپاسگزارىام را بر گردنم بيآويز، و به واسطهى رحمت واسعهات مرا مستوجب افزونىاى از نعمت كاملت بگردان، و مهلت استفاده از خيراتت را به من بده. و به واسطهى بدى باطنم، مرا مورد مقايسه و سنجش [و محروم كردن از نعمتت] رفتار منما، و دلم را براى پذيرش خشنودىات بگشاى، و اعمالى را كه بر اساس دين تو براى نيل به قربت انجام دادم خالص گردان، و آن را ملازم شبهه و فخر و رياء مگردان. اى بزرگوار. زيرا هرگاه اين كلمات را بگويد، تمام اهل آسمانها او را دوست داشته و وى را شكور و بسيار سپاسگزار مىنامند. اى محمّد، هركس از امّت تو بخواهد كه هيچ مانعى ميان من و او نباشد، و هرچه را كه خواست - خواه بزرگ باشد يا كوچك، در نهان باشد و يا در آشكارا، به من حاجت داشته باشد يا به غير من - اجابت نمايم، بگويد: آنچه را كه ما پيش از اين در اواخر تعقيب جزء اوّل اين كتاب ذكر نموديم، و در آنجا براى عمل به آن ترغيب و تشويق نموديم - كه در اينجا از ذكر آن خوددارى مىكنيم - به اين صورت كه بگويد: يا أَللَّهُ الْمانِعُ قُدْرَتُهُ خَلْقَهُ، وَالْمالِكَ بِها سُلْطانَهُ، وَ الْمُتَسَلِّطُ بِما فى يَدَيْهِ، كُلُّ مَوْجُودٍ دُونَكَ يُخَيِّبُ رَجآءَ راجيهِ، وَراجيكَ مَسْرُورٌ لايُخَيَّبُ، أَسْأَلُكَ بِكُلِّ رِضىً لَكَ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ أَنْتَ فيهِ، وَ كُلِّ شَىْءٍ تُحِبُّ أَنْ تُذْكَرَ بِهِ، وَ بِكَ يا أللَّهُ، فَلَيْسَ يَعْدِلُكَ شَىْءٌ، أَنْ تَحُوطَنى وَ والِدَىَّ وَ وُلْدى وَ مالى، وَ تَحْفَظَنى بِحِفْظِكَ، وَ أَنْ تَقْضِىَ حاجَتى فى كَذا وَ كَذا. - اى خداوندى كه قدرتت مخلوقاتت را مانع گرديده است، و سلطنتت آنها را در ملك خويش درآورده، و به آنچه كه در حضور توست، مسلّط هستى، هر موجودى غير از تو اميد وارانش را نوميد مىگرداند، ولى كسى كه به تو اميد دارد، نوميد و محروم نمىگردد، از به تمام خشنوديهايى كه از تمام اشياء داشتهاى، و تمام امورى را كه دوست مىدارى به آن ياد شوى، و به تو اى خدا كه هيچ چيز همتاى تو نيست، خواهانم كه مرا و پدر و مادر و فرزندان و اموالم را به حفظ خويش محافظت و نگاهدارى نمايى، و حاجتم را دربارهى... و برآورده فرمايى. زيرا هركس اين را بگويد، پيش از آنكه از انتقال كه در آن دعا خوانده، حاجت او را برآورده مىنمايم. 20 - و نيز بگويد: أَللّهُمَّ، ما قَصُرَتْ عَنْهُ مَسْئلَتى، وَ عَجَزَتْ عَنْهُ قُوَّتى، وَ لَمْ تَبْلُغْهُ فِطْنَتى، تَعْلَمُ فيهِ صَلاحَ أَمْرِ آخِرَتى وَ دُنْياىَ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ افْعَلْهُ بى بِلا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ، بِحَقِّ لا إِلهَ إِلاّأَنْتَ، بِرَحْمَتِكَ فى عافِيَةٍ. سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّا يَصِفُونَ، وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلينَ، وَالْحَمْدُللَّهِِ رَبِّ الْعالَمينَ. - خدايا، هرچه را كه درخواست من از آن كوتاه و نيرويم ناتوان گرديده، و هوش و ذهنم به آن نمىرسد، و تو مىدانى كه صلاح امر آخرت و دنياى من در آن است، پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و آن را به واسطهى رحمت خويش همراه با عافيت براى من بكن، به [واسطهى] اينكه معبودى جز تو نيست، به حقّ اينكه معبودى جز تو نيست، پاك و منزّه است خداوندى كه پروردگار [صفت] عزّت و سربلندى است از آنچه كه او را بدان توصيف مىنمايند، و سلام بر پيامبران فرستاده شده، و ستايش براى خداوندى كه پروردگار عالميان است. 21 - اينك مىگويم: شايسته است كه محاسبهى روز را به هر اندازه از استغفار كه توان آن را دارى به پايان ببرى، زيرا روايت شده كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) فرمود: خوشا به حال كسى كه در نامهى عمل او در روز قيامت در زير هر گناه، أَسْتَغْفِرُاللَّهَ ديده شود. حالت توجّه و توسّل در پايان روز 22 - و نيز ناگفته نماند كه: اگر در هنگام محاسبهى دو فرشته نگاهبان، باطنت صادق و نيّتت خالص باشد كه در سفرى كه از ابتداى هستى و پيمودن راه به سوى روز موعودت دارى، ميهمان خدا، يا ميهمان پيامبر اكرم(صلى الله على و آله و سلم)، يا ميهمان يكى از ائمه (عليهمالسلام) هستى، و نيز در حكم ضيافت بر سر سفرههاى آن رحمت و مهربانى صادق باشى، پس بر آن دو فرشته سلام مىگويى، سلامى همراه با تصديق و تسليم، يا بسان سلام رفيق بر رفيق خود، و هنگام محاسبه با زبان ادب و مراقبه مىگويى: من ميهمان خداوند - جلّ جلاله -، يا ميهمان رسول خدا (صلى الله على و آله و سلم)، يا ميهمان افرادى از خواصّ و اولياى خدا هستم كه در ضيافت خدايند، و ميهمان در حكم ميهماندار است، و نسبت من به كسى كه در حكم ضيافت و ميهمانى اويم واگذار شده است؛ پس شما دو فرشته، نامهى عمل مرا از دست كسى كه من در پناه و تحت حمايت و بر سر سفرهاش هستم، بگيريد.و نيز توجّه دارى كه شايسته است ميهماندار، از رسوايى و خوارى و تمام آسيبهايى كه به ميهمان مىرسد جلوگيرى كند، زيرا ميهمان به رسمان او چنگ زده، آيا نشنيدهاى كه حضرت لوط (عليه السلام) فرمود: َولا تُخْزُونِ فى ضَيْفى276 - و در رابطهى با ميهمانم، مرا رسوا ننماييد. پس اميد است كه خداوند - جلّ جلاله - به خاطر بزرگداشت كسى كه تو در ضيافت اويى، بر نامهى عمل تو قلم عفو كشيده و آن را از رحمتش پُر كند؛ يا اينكه ميهماندار شفاعت تو را بنمايد و خداوند - جلّ جلاله - به واسطهى شفاعت او تو را مورد عفو و گذشت خويش قرار دهد. 23 - سپس چنانكه در آغاز روز بر آن دو فرشته نگاهبان اعمال سلام دادى، آن دو وداع و خداحافظى كرده و آنها را به خداوند - جلّ جلاله - مىسپارى، و با مصاحبت نيكو در ظاهر و باطن از آنها جدا مىشوى، به خاطر اينكه خداوند - جلّ جلاله - حفظ احترام فرستادگان و نگاهبانانش را واجب فرموده است. و همه اينها را به نيّت خدمت و بندگى خداوند - جلّ جلاله - و اينكه از جمله عبادتهاى اوست انجام مىدهى. 24 - اعمال مربوط به هنگام داخل شدن در مسجد تا هنگام وارد شدن در نماز، در فصل چهاردهم گذشت، پس هرگاه خواستى نماز مغرب، يا مغرب و عشا را در مسجد بخوانى، به آنچه گذشت عمل كن. فصل بيست و سوّم: كيفيّت ملاقات با دو فرشتهى نگاهبان بر اعمال و نحوهى انجام نماز مغرب و تعقيبات آن اهميّت استقبال از دو فرشتهى نگاهبان اعمال اى بنده، اگر مسلمان بوده و به قرآن باور داشته باشى، يقيناً در دل خويش، اعتقاد و تصديق فرمايش خداوند - جلّ جلاله - را مىيابى، آنجا كه مىفرمايد:إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظينَ، كِراماً كاتِبينَ277 - براستى كه بر شما نگاهبانانى گمارده شده، كه بزرگوارانى هستند كه [اعمال شما را] مىنويسند. و همان گونه كه اگر بدانى از سوى بعضى از پادشاهان دنيا - كه از بندگان پادشاه عالَميان هستند - پيكى به سوى تو خواهد آمد، خود را براى ورود آن آماده مىكنى، براى فرا رسيدن آن دو فرشته نيز خود را آماده مىكنى، و ورود و حضور آن دو، اهمّيتى در دلت پيدا مىكنند كه به وسيله آن مىتوان بر تصديق تو به سرور فرستادگان خدا(صلى الله على و آله و سلم) رهنمون شد، زيرا برخى از بندگان عارف خداوند - جلّ جلاله - هستند كه با اسباب و وسايلى كه به عبارت و بيان نمىتوان آن را دريافت، از وقت حضور و بازگشت آن دو فرشته در شام و صبح آگاه مىگردند، بلكه اگر خداوند - جلّ جلاله - بخواهد مىتواند تو را نيز از آن آگاه گرداند تا اينكه بروشنى آن را بدانى، زيرا او - جلّ جلاله - به كسانى كه پيرامون تقسيم رحمتها بر او خرده مىگيرند، مىفرمايد: أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ؟ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعيشَتَهُمْ فِى الْحَيوةِ الدُّنْيا، وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ.278 - آيان آنان رحمت پروردگارت را تقسيم مىكنند، ماييم كه روزى و گذران زندگى آنان را در زندگانى دنيا تقسيم نموده، و درجات و پايههاى برخى را بالاتر از بعضى ديگر قرار داديم. ولى اگر در آغاز شب و يا روز، اهمّيتى در قلب خويش براى آن دو فرشتهى نگاهبان نيافتى، نسبت به درمان دين و عقل خود دست توسّل به خداوند - جلّجلاله - بزن، كه در اين صورت مسلّماً از لحاظ دين و يقين و قلب و باطن مريض هستى. و مبادا بگويى: من با فلانى و فلانى را بوده و شبانه روز با آنها مصاحبت نمودهام، ولى نديدهام كه آنان نسبت به اين دو فرشته اهتمام و توجّه داشته و ارزشى براى آنها قايل باشند؛ زيرا اگر به كتاب و رسول خدا باور داشته باشى، به اهل غفلت التفات نكرده، و به آنان اقتدا نمىكنى، و تنها به آنچه كه عقلاً و نقلاً ثابت است عمل مىكنى؛ زيرا بيشتر مردم در اين زمانه در غفلت هولناكى هستند كه خداوند - جلّ جلاله - به آنان لطف فرموده و با عناياتى كه او - جلّ جلاله - شايستهى آن است غفلت آنان را جبران نموده است. پيش از اين، تو را بر حقيقت آنچه كه هنگام وداع اين دو فرشته در وقت غروب آفتاب گفته مىشود، آگاهانيديم، و آن را با استفاده عقل و نقل روشن ساختيم، و آن حجّت خداوند عَلاّم الغُيُوب است بر هركسى كه به او رسيده باشد. كيفيّت ملاقات و سلام به دو فرشتهى نگاهبان بر اعمال اينك مىگويم: پس هرگاه سرخى آفتاب از اُفق مشرق - البتّه با نبود موانع مشاهدهى آن - برطرف شد، يا در هنگام وجود موانعى كه مانع از شناخت آن وقت مىگردد، ظنّ غالب به از بين رفتن آن حاصل شد، و وقت حضور دو فرشتهى شب بر اساس روايات منقول رسيد، اگر آن را از طريق مراحم ربّانى در نيافتى، همانند آغاز روز بر آن دو سلام بگو، و خداوند - جلّ جلاله - را گواه بگير، و آن دو را بر آنچه كه دو فرشتهى روز را بر آن شاهد گرفتى، شاهد بگير.كه در روايت آمده كه علىّ (عليه السلام) هماره وقتى شب فرا مىرسيد، مىفرمود: مَرْحَباً بِاللَّيْلِ الْجَديدِ، وَ الْكاتِبِ وَالشَّهيدِ، أُكْتُبا: بِسْمِ اللَّهِ. - خوش آمد شبِ نو و دو فرشته نويسنده و گواه. بنويسيد: به نام خدا. سپس ذكر خداوند - عزّوجلّ - را مىگفت. و اگر خواستى، سلام بر آن دو را به بعد از نماز مغرب تأخير بيانداز كه اين نيز در بعضى از روايات نقل شده است. همچنين در روايتى آمده كه رسول اكرم (صلى الله على و آله و سلم) ]همواره وقتى كه هنگام شام مىشد مىفرمود: أَلْحَمْدُللَّهِِ الَّذى أَذْهَبَ بِالنَّهارِ وَ جآءَ بِاللَّيْلِ، سَكَنَاً، نِعْمَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً، أَللّهُمَّ، اجْعَلنا مِنَ الشّاكِرينَ، أَلْحَمْدُللَّهِِ الَّذى عافانى فى يَوْمى هذا، فَرُبَّ مُبْتَلىً قَدِ ابْتُلِىَ فيما مَضى مِنْ عُمْرى، أَللّهُمَّ، عافِنى فيما بَقِىَ مِنْهُ وَ فِى الْآخِرَةِ، وَقِنى عَذابَ النَّارِ. و هنگامى كه صبح مىشد نيز مثل آن را مىفرمود، البته به جاى وَ جآءَ بِاللَّيْلِ وَ جآءَ بِالنَّهارِ مىفرمود. نحوهى سپردن اعمال قضا شده به فرشتگان كه من وقتى برخى از دعاها و عبادتهاى روز تا فرا رسيدن شب را فراموش مىكنم، آنها را انجام داده و قضا مىكنم و بر دو فرشتهى شب سلام گفته و آن دو را به خداوند - جلّ جلاله - سوگند مىدهم كه هنگام نوشتن آنچه كه تدارك نموده و قضا كردهام، از خداوند - جلّ جلاله - بخواهند كه به دو فرشتهى روز اطّلاع دهند كه آن را درجاى خود از عمل روز بنويسند؛ و همچنين وقتى چيزى از عبادات شب را فراموش مىكنم، در روز آن را تدارك نموده و از دو فرشته روز درخواست مىكنم كه به دو فرشتهى شب اطّلاع دهند كه آنچه را كه قضا نمودهام در جاى خود بنويسند، تا جاى آن خالى نماند.دعاى وقت شنيدن اذان صبح و مغرب سپس به همان صورتى كه در كيفيّت اذان نماز ظهر ذكر شد، براى نماز مغرب اذان بگو، و بعد از اذان و يا پيش از آن - به حسب توفيق و امكان - بگو آنچه را كه روايت شده كه حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر (عليه السلام) فرمود: حضرت جعفر بن محمّد(عليهماالسلام) پيوسته مىفرمود: هركس هنگامى كه اذان صبح و اذان مغرب را شنيد اين دعا را بخواند، و سپس در همان روز يا شب بميرد، از توبه كنندگان نوشته مىشود، به اين صورت كه بگويد:أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْأَلُكَ بإِقْبالِ لَيْلَتِكَ وَ إِدْبارِ نَهارِكَ وَ حُضُورِ صَلَواتِكَ وَ أَصْواتِ دُعاتِكَ [دُعائِكَ] و تَسْبيحِ مَلآئِكَتِكَ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَنْ تَتُوبَ عَلَىَّ، إِنَّكَ أَنْتَ التَّوّابُ الرَّحيمُ. - خداوندا، به واسطهى روى آوردن شب و پشت كردن روز و حضور [وقت] نمازهايت و صداهاى دعا كنندگانت [يا: دعايت] و تسبيح ملائكهات، از تو درخواست مىكنم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى، و توبه مرا بپذيرى، براستى كه تو بسيار بخشندهى مهربان مىباشى. اينك مىگويم: وقتى از اذان و اين دعا فراغت پيدا كردى، بگو آنچه را كه حسن بن معاوية بن وهب به نقل از پدرش مىگويد كه هنگام غروب به خدمت امام صادق (عليه السلام) وارد شدم، و ديدم كه حضرت اذان گفته و نشستهاند، و شنيدم كه دعايى را مىخوانند كه مثل آن را نشنيده بودم. ساكت شدم، تا اينكه آن بزرگوار از نماز فراغت پيدا كردند، سپس عرض كردم: اى سرور من، دعايى از شما شنيدم كه هرگز مثل آن را نشنيده بودم. فرمودند: اين دعاى اميرالمؤمنين (عليه السلام) است در شبى كه در رختخواب رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) خوابيدند، و به اين صورت: يا مَنْ لَيْسَ مَعَهَ رَبٌّ يُدْعى، يا مَنْ لَيْسَ فَوْقَهُ خالِقٌ يُخْشى، يا مَنْ لَيْسَ دُونَهُ إِلهٌ يُتَّقى، يا مَنْ لَيْسَ لَهُ وَزيرٌ يُغْشى، يا مَنْ لَيْسَ لَهُ بَوّابٌ يُنادى، يا مَنْ لايَزْدادُ عَلى كَثْرَةِ السُّؤالِ إِلاّكَرَماً وَ جُوداً، يا مَنْ لايَزدادُ عَلى عِظَمِ الْجُرْمِ إِلاّ رَحْمَةً وَ عَفْواً، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَافْعَلْ بى ما أَنْتَ أَهْلُهُ، فَإِنَّكَ أَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ، وَ أَنْتَ أَهْلُ الْجُودِ وَ الْخَيْرِ وَ الْكَرَمِ. - اى خداوندى كه پروردگارى همراه تو وجود ندارد تا خوانده شود، اى خدايى كه آفرينندهاى برتر و بالاى تو نيست كه از او نرسيده شود، اى خداوندى كه معبودى غير تو كه انسان از او بيم و هراس داشته و پرهيز نمايد، وجود ندارد و اى خدايى كه وزيرى ندارى كه تو را پنهان نگاه دارد، اى خدايى كه دربانى ندارى تا آن [به جاى تو] خوانده شود، اى كسى كه بسيار درخواست نمودن جز بر بزرگوارى و بخشش تو نمىافزايد، اى خدايى كه بزرگى جرم و گناه جز بر رحمت و گذشت تو افزون نمىكند، بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و آنچه را كه خود سزاوار آن هستى با من بكن، كه تو اهل تقوى و نگاهدارى و اهل آمرزش هستى، و تو زيبندهى بخشش و خير و بزرگوارى مىباشى. توضيح دو نكته پيرامون حديث گذشته الف - آنچه كه روايت اين دعا متضمّن آن است كه مولايمان امام صادق (عليه السلام) بعد از اذان مغرب جلوس فرمودند، معلوم است كه آن بزرگوار در تمام اوقات حقيقتاً به اسرار الهى - جلّ جلاله - آشناتر هستند، ولى رواياتى نقل شده كه مضمون آن اين است كه: [بهتر است كه بين اذان و اقامهى نماز مغرب ننشينند، و ظاهر عمل گروهى از اهل توفيق نيز بر آن استوار است، ولى شايد نشستن بين اذان و اقامهى مغرب گاهى از اوقات، و يا براى گروهى مخصوص افضل باشد. ب - اينكه حضرت - صلوات اللَّه عليه - فرمود: اين دعاى مولايمان اميرالمؤمنين (عليه السلام) بود در شبى كه در رختخواب رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) خوابيدند منافاتى با دعاى [لَيْلَةُ] الْمَبيت كه پيش از اين279 ذكر و نقل نموديم ندارد، بلكه امكان دارد كه مولايمان اميرالمؤمنين (عليه السلام) به حسب حديث منقول، به هر دو صورت دعا نموده باشند.
| ||
|