| ||
|
بايد بنده به همان صورتى كه در ركعت اوّل از نافلههاى ظهر و پيش از آن ذكر نموديم، در نماز وارد شود، و با بجا آوردن نماز به اين نيّت كه: نماز واجب ظهر را به خاطر وجوبش و به منظور اينكه بدين وسيله خداوند - جلّ جلاله - را از آن جهت كه زيبندهى عبادت است، پرستش كنم بجا مىآورم، در اخلاص نيّت و پالودن باطن خويش بكوشد، و با انجام تكبيرهاى هفتگانه و دعاهاى بين آنها نماز را شروع كند.
بهترين سورههايى كه در نماز واجب خوانده مىشود سورهى إِنّا أَنْزَلْناهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْر و سورهى قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد از بهترين سورههايى هستند كه در نمازهاى واجب كه سورهى معيّنى بعد از حمد براى آنها مشخّص نشده - قرائت مىشود. چنانكه محمّد بن فرج امام كاظم (عليه السلام) نوشت و دربارهى بهترين سورههايى كه در نماز واجب قرائت مىشود پرسيد. و حضرت در پاسخ مرقوم فرمود: بهترين سورههايى كه در نمازهاى واجب قرائت مىشود، سورهى إِنّا أَنْزَلْناهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْر، و سورهى قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدَ است.پس بنده دو ركعت اوّل فريضهى ظهر را به صورت ركعت اوّل از نافلههاى ظهر كه گذشت، بجا مىآورد، و وقتى نشست و شهادَتَيْن را گفت و بر پيامبر اكرم و آل او - صلّى اللَّه عليه و عليهم - صلوات فرستاد، پيش از دادن سلام، با گفتن بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ: (به تحوّل دادن و نيرو و قدرت خداوند، برمىخيزم و مىنشينم.) در حال قيام برمىخيزد، و هنگامى كه راست ايستاد، يا سورهى حمد را قرائت مىكند و آن را با بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ آغاز مىكند، و يا سه بار سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُللَّهِِ وَلاإِلَه إِلاَّ اللّ هُ وَ اللّهُ أَكْبَرُ مىگويد، و در اختيار اين دو مخيّر است البتّه خواندن تسبيحات اَفضل است. و وقتى سورهى حمد و تسبيحات را به پايان برد، ركوع نموده و از ركوع برخاسته و راست مىايستد، و دو سجده را به همان صورت كه قبلاً توصيف نموديم بجا مىآورد، و بعد از دو سجده مىنشيند، و با گفتن بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ، أَقُومُ وَ أَقْعُدُ در حالِ قيام برمىخيزد، و ركعت ديگر را درست مانند ركعت گذشته بجا مىآورد، و وقتى از دو سجدهى ركعت چهارم فراغت پيدا كرد، براى انجام تشهّد آخر به همان صورتى كه پيش از اين كيفيّت نشستن در پيشگاه مولى را ذكر نموديم، مىنشيند، و در اين تشهّد مىگويد: بِسْمِ اللَّهِ، وَبِاللَّهِ، وَالاَْسْمآءُ الْحُسْنى كُلُّهاللَّهِِ، أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهِ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُوُلهُ (صلى الله على و آله و سلم)، أَرْسَلَهُ بِالْهُدى وَ دينِ الْحَقِّ، لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ، وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ، أَلتَّحِيّاتُ للَّهِِ وَ الصَّلَواتُ الطَّيِّباتُ الطّاهِراتُ الزّاكِياتُ الرّائِحاتُ الغادِياتُ [الدّامِحاتُ الْعادِياتُ ]النّاعِماتُ، للَّهِِ ما طابَ وَ طَهُرَ وَ زَكى وَ خَلُصَ، وَ ما خَبُثَ فَلِغَيْرِ اللَّهِ. أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ، وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشيراً وَ نَذيراً بَيْنَ يَدَىِ السّاعَةِ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ، وَ أَنَّ النّارِ حَقٌّ، وَأَنَّ الساعَةَ آتِيَةٌ لارَيْبَ فيها، وَ أَنَّ اللّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِى الْقُبُورِ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ رَبّى نِعْمَ الرَّبُّ، وَأَنَّ مُحَمَّداً نِعْمَ الرَّسُولُ، أَشْهَدُ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ. أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ، وَ بارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، كَأَفْضَلِ ما صَلَّيْتُ وَ بَارَكْتَ [وَ رَحِمْتَ] وَ تَرَحَّمْتَ وَ تَحَنَّنْتَ عَلى إِبْراهيمَ وَ آلِ إِبْراهيمَ، إِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ، وَالسَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِىُّ، وَ رَحمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ، أَلسَّلامُ عَلى جَميعِ أَنْبِياءِ اللّهِ و مَلآئِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْئِمَّةِ الْهادينَ الْمَهْدِيِّينَ، أَلسَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلى عِبادِاللَّهِ الصّالِحينَ. - به نام خدا، و به [وسيلهى] خدا، و نامها [و كمالات] نيكوتر همگى از آن خداست، گواهى مىدهم كه معبودى جز خداوند نيست و شريكى براى او وجود ندارد. و گواهى مىدهم كه حضرت محمّد(صلى الله على و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست، او را همراه با هدايت و دين حقّ فرستاده، تا بر تمام اديان چيره گرداند، هرچند ناخوشايندِ مشركان باشد. درودها و رحمتهاى پاك و پاكيزه و بىآلايش كه شام و صبح به وزش درمىآيند [و متواضعانه و جارى و روان] و پر نعمت هستند براى خداست، هرچه پاك و پاكيزه وبىآلايش و خالص باشد از آن خداست، و هر چه پليد و آلوده باشد از آن غير او. گواهى مىدهم كه معبودى جز خداوند يگانه نيست و شريكى براى او وجود ندارد، و گواهى مىدهم كه حضرت محمّد[(صلى الله على و آله و سلم)] بنده و فرستادهى اوست، او را همراه با حقّ و به عنوان مژده دهند و بيم دهنده پياپيش قيامت گسيل داشت، و گواهى مىدهم به اينكه بهشت و آتش [جهنّم ]حقّ است و قيامت خواهد آمد و شكّى در آن نيست، و اينكه خداوند تمام اهل قبور را بر خواهد انگيخت، و گواهى مىدهم كه پروردگارم بهترين پروردگار، و حضرت محمّد [(صلى الله على و آله و سلم) ]بهترين فرستاده است، گواهى مىدهم كه بر فرستاده، جز تبليغ و رسانيدن آشكار [دين] چيزى نيست. خداوندا، بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و محمّد و آل محمّد را مورد رحمت خويش قرار ده، و بر محمّد و آل محمّد مبارك و خجسته گردان، چنانكه بهترين درود و بركت [و رحمت ]و ترحّم و مهربانى و عطوفت خويش را بر ابراهيم و آل ابراهيم فرستادى، براستى كه تو ستوده و بزرگى، و درود و رحمت و بركات خداوند بر تو اى پيامبر، سلام بر تمام پيامبران خدا و فرشتگان و فرستادگانش، سلام بر امامان هدايتگر هدايت يافته، سلام بر ما و بر بندگان شايستهى خدا. نحوهى سلام گفتن در نماز فُرادى و جماعت سپس به همان صورت كه گفتيم سلام نماز را مىگويد، و اگر امام جماعت باشد و يا نماز را به فُرادى بخواند رو به قبله و با اشارهى گوشهى چشمانش به راست سلام مىدهد، و اگر مأموم باشد تنها با اشاره به راست سلام مىدهد، البتّه اگر كسى در طرف چپ او نيز نشسته باشد بر سمت چپ نيز اشاره نموده و سلام مىدهد، و اگر كسى نباشد، سلام دادن از راست226 كفايت مىكند.و اينكه گفتيم: اگر بر سمت چپش كسى باشد و نگفتيم: اگر بر سمت راستش كسى باشد. به خاطر اين بود كه در صورت وجود امام جماعت، مأموم در پشت سر او نماز مىگزارد، و براى مأموم وقتى تنها باشد، مستحبّ است كه در سمت راست امام بايستد. 1 - بعد از سلام، به همان صورت كه پيش از اين در سلام نافلههاى ظهر ذكر نموديم، سه بار تكبير بجا مىآورد. علّت گفتن سه تكبير در تعقيب نماز: شيخ فقيه سعيد ابومحمّد جعفر بن احمد قمّى در كتاب أَدَبُ الاِْمام وَالْمَأْمُوم در باب علّت سه بار تكبير گفتن نماز گزار بعد از سلام نماز روايت نموده كه مفضّل بن عمر مىگويد: به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم: به چه علّت نمازگزار بعد از سلام نماز، سه بار تكبير مىگويد؟ حضرت فرمود: هنگامى كه رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) مكّه را فتح نمود، و نماز ظهر را با اصحاب خويش در نزد حجرُ الاَسود به جماعت خواند، بعد از گفتن سلام نماز دو دستِ خويش را بلند نمود و سه بار تكبير گفت و بعد فرمود:لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ، أَنْجَزَ وَعْدَهُ، وَ نَصَرَ عَبْدَهُ، وَ أَعَزَّ جُنْدَهُ، وَ هَزَمَ [يا: غَلَبَ ]الاَْحْزابَ وَحْدَهُ، لا شَريكَ لَهُ، لا قَبْلَهُ وَ لابَعْدَهُ، فَلَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، يُحْيى وَ يُميتُ، وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ. - معبودى جز خداوند يگانه نيست، كه به وعدهى خود وفا، و بندهاش را يارى نمود، و لشگرش را سرافراز و پيروز گردانيد، و به تنهايى و بدون اينكه شريكى داشته باشد - نه پيش از آن و نه بعد از آن - تمام حزبها و گروهها را درهم شكست [يا: بر آنها غلبه كرد]، پس فروانروايى فقط براى اوست، و ستايش تنها او را سزد، زنده مىكند و مىميراند، و هم او بر هر چيز تواناست. سپس رو به اصحاب خويش نموده و فرمود: اين تكبير و اين گفتار و دعا را در تعقيب هيچ نماز واجبى ترك نكنيد، زيرا هركس بعد از سلام نماز چنين كند و اين سخن و دعا را بخواند، شكر و سپاس خدا را بر تقويت اسلام و لشگر اسلام كه بر او واجب است، ادا نموده است. و نيز به طريق ديگر از زراره روايت كرده كه باقر (عليه السلام) فرمود: وقتى سلام نماز را گفتى، همراه با گفتن سه بار تكبير دستهاى خود را بلند كن. اينك مىگويم: شايسته است انسان همان گونه كه براى طلب امورى كه موجب سعادت اوست نشاط دارد، تعقيب نماز را با نشاط به جا آورد، چنانكه براى طلب سعادتمنديهاى خويش نشاط دارد، زيرا در روايت آمده كه حضرت جعفر بن محمّد صادق (عليه السلام) به نقل از پدر بزرگوار، از پدران بزرگوارش فرمود رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) فرمودند: هركس در جايى كه نماز مىخواند، در حالى كه پاهايش را روى هم بگذارد و بنشيند و خدا را ياد كند، خداوند فرشتهاى را به او مىگمارد كه به او مىگويد: شرافت افزون باد، حسنات براى تو نوشته مىشود، و گناهانت پاك مىگردد، و درجاتى براى تو پايه گذارى مىگردد، تا اينكه تعقيب نماز را به پايان برده و از آن منصرف شوى. 2 - بعد از نماز واجب سجده شكر نمايد، چنانكه روايت شده كه امام رضا (عليه السلام) فرمود: سجده كردن بعد از نماز واجب، به جهت سپاسگزارى از خداوند متعال براى توفيق يافتن بنده به اداى نماز فريضه است، و كمترين سخنى كه در آن كفايت مىكند اين است كه سه بار بگويد: شُكْراً للَّهِِ - خدا را شكر و سپاس مىگويم. [راوى مىگويد:] عرض كردم: معناى اين سخن شُكْراً للَّهِِ چيست؟ فرمود: يعنى اين سجده من، براى سپاسگزارى از خداست به خاطر اينكه مرا به خدمت و بندگى و اداى فرايض مؤفّق گردانيد. و شُكر، موجب افزونى است، و اگر كوتاهى و نقصى در نماز باشد كه با نمازهاى نافله كامل نشده باشد، با اين سجده كامل مىگردد. روايتى پيرامون سجده و دعا بعد از سلام نماز اهل بيت 3 - منقول است كه حسين بن زيد بن علىّ بن حسين - كه امام صادق (عليه السلام) بعد از شهادت پدرش او را تربيت نموده و فقيه گردانيد و از ديگران بىنياز نمود - گفت ما وقتى سلام نماز را گفتيم و خواستيم كه دعا بكنيم، هرچه مىخواهيم در حال سجده دعا مىكنيم. و زيرا از اهل بيت (عليهمالسلام) را ديدم كه چنين مىكردند، و من نيز چنين مىكنم.اينك مىگويم: من نيز اين عمل را انجام مىدهم، و افزون بر آن بعد از سلام نماز در حال سجده، از خدا مىخواهم كه تمام نقصهايى را كه ممكن است در نماز باشد عفو فرمايد و نمازم را به خداوند - جلّ جلاله - مىسپارم؛ زيرا اين مطلب سلام هر روز ماه رمضان در هنگام اخطار نقل شده است و ديگر اينكه: سجده، محلّ قرب و نزديكى است، آنجا كه خداوند متعال مىفرمايد: وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ.227 - و سجده و كرنش نما، و نزديكى جوى.228 3 - و بگويد آنچه را كه شايسته است در تعقيب هر نماز واجبى گفته شود، كه: لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ إِلهاً واحِداً، وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ، [لا إلهَ إِلاَّ اللَّه إِلهاً واحِداً، وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونُ]، لا إلهَ إِلاَّ اللَّهُ لا نَعْبُدُ إِلاّ إِيّاهُ، مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ، وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ، لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ رَبُّنا وَ رَبُّ آبائِنَا الاَْوَّلينَ، لا إِلهِ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ، أَنْجَزَ وَعْدَهُ، وَ نَصَرَ عَبْدَهُ، وَ هَزَمَ الاَْحْزابَ وَحْدَهُ، فَلَه المُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ. - معبودى جز خداوند كه معبود يگانه است وجود ندارد، و ما [همگى] تسليم اوييم، [معبودى جز خداوند - يگانه - نيست و ما - اعمال خود را - براى او خالص و نمودهايم،] معبودى جز خدا نيست، در حالى كه عبادت خود را براى او پاكيزه نمودهايم جز او را نمىپرستيم، هرچند ناخوشايندِ مشركان باشد. معبودى جز خدا نيست، هم او پروردگار ما و پروردگار پدران نخست ماست. معبودى جز خداوند يگانهى يگانهى يگانه نيست، به وعدهى خويش وفا نمود، و بندهاش را يارى فرموده، و به تنهايى احزاب و گروهها را نابود كرد، پس فرمانروايى و ستايش تنها از آن اوست، و او بر هر چيز تواناست. 4 - سپس مىگويد: أَسْتَغْفِرُاللَّهَ الَّذى لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ، وَ أَتُوبُ إلَيْهِ. - طلب آمرزش مىكنم از خداوندى كه معبودى جز او نيست، و زنده و پاينده و برپا دارنده [خلق] است، و به سوى او توبه و بازگشت مىنمايم. 5 - بعد مىگويد: أَللّهُمَّ اهْدِنى مِنْ عِنْدِكَ، وَ أَفِضْ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِكَ، وَ انْشُرْ عَلَىَّ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَ أَنْزِلْ عَلَىَّ مِنْ بَرَكاتِكَ، سُبْحانَكَ، لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ، إِغْفِرْلى ذُنُوبى كُلَّها جَميعاً، فَإِنَّهُ لايَغْفِرُ الذُّنُوبَ كُلَّها جَميعاً إِلاّ أَنْتَ. أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْأَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَحاطَ بِهِ عَلْمُكَ، وَ أَعوُذُ بِكَ مِنْ كُلِّ شَرٍّ أحاطَ بِهِ عِلْمُكَ، أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْأَلُكَ عافيَتكَ فى أُمُورى كُلِّها، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ خِزْىِ الدُّنْيا وَ عَذابِ الْآخِرَةِ، وَ أَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ، [وَ سُلْطانِكَ الْقَديمِ]، وَ عِزَّتِكَ الَّتى لا تُرامُ وَ قُدْرَتِكَ الَّتى لايَمْتَنِعُ مِنْها شَىْءٌ، مِنْ شَرِّ الدُّنْيا [وَالْآخِرَةِ] وَ شَرِّ الأَوْجاعِ كُلِّها، لا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ إِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ، تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَىِّ الَّذى لايَمُوتُ، وَالْحَمْدُللَّهِِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ [صاحِبَةً وَلا] وَلَداً، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبيراً. - خداوندا، مرا از ناحيهى خويش هدايت فرما، و از فضل و بخششت كاملاً بهرهمندم ساز، و از رحمتت بر من بگستران، و از خيرات فراوان و بركاتت بر من فرو فرست. پاك و منزّهى تو، معبودى جز تو نيست، همهى گناهان مرا بيامرز، زيرا همهى گناهان را كسى جز تو نمىتواند بيامرزد، خدايا، براستى كه من از تمام خيرات و خوبيهايى كه آگاهى تو آن را فرا گرفته خواستارم، و از تمام بديهايى كه آگاهىات فراگرفته به تو پناه مىبرم، خداوندا، همانا در تمام امورم عافيت تو را درخواست مىنمايم، و به تو پناه مىبرم از رسوايى دنيا و عذاب آخرت، و پناه مىبرم - به روى [و اسماء و صفات] گرامى و [سلطنت و فرمانروايى ديرينه و بى آغاز]، و عزّت و سربلندىات كه كسى نمىتواند آهنگ آن را بنمايد، و به قدرتت كه هيچ چيز نمىتواند از آن سرپيچى كند - از شرّ دنيا [و آخرت ]و شرّ همهى دردها. هيچ دگرگونى و نيرويى نيست جز به خداوند بلند مرتبه بزرگ، توكّل كردم بر خداوند زندهاى كه هرگز نمىميرد، و ستايش خدايى را كه هيچ كس را [به زنى و] فرزندى نگرفته، و شريكى در سلطنت و فرمانروايى ندارد، و سرپرستى از روى خوارى و ذلّت براى او نيست، و او را به گونهى ويژهاى بزرگتر بدان. فضيلت تسبيح فاطمهى زهراء(عليهاالسلام) 6 - سپس تسبيح حضرت زهرا (عليهاالسلام) را مىگويد، كه ما شرح آن را با پيش از اين با دو روايت كه هر كدام مايهى چشم روشنى است، يادآور شديم.از ديگر روايات دربارهى فضيلت تسبيح حضرت زهرا(عليهاالسلام) در تعقيب نمازهاى واجب، اين است كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: هركس پيش از آنكه از نماز واجب پاهايش را روى هم بگذارد و آسوده بنشيند، تسبيح حضرت زهرا فاطمه(عليهاالسلام) را بگويد، آمرزيده مىگردد. البتّه آن را با تكبير آغاز مىكند. و نيز روايت شده كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: هركس پيش از اينكه پاهايش را باز كرده و آسوده بنشيند تسبيح فاطمه زهرا(عليهاالسلام) را در تعقيب نماز واجب بگويد، خداوند بهشت را براى او واجب مىگرداند. 7 - از تعقيبات مهمّ جهت استجابت دعا، است در روايت آمده است: هركس بعد از نماز واجب بگويد: يا مَنْ يَفْعَلُ ما يَشآءُ، وَ لا يَفْعَلُ ما يَشآءُ غَيْرُهُ - اى خداوندى كه هرچه را بخواهى انجام مىدهى، و غير تو نمىتواند هر چه را خواست انجام دهد. سپس حاجت خويش را بخواهد، هر چه درخواست كند به او عطا مىشود.229 فضيلت تسبيحات اربعه در تعقيبات نماز 8 - از تعقيبات مهمّ در جهت افزونى سعادت و دفع چيزهايى كه از آنان هراس دارد، اين است كه روايت شده كه امامصادق (عليه السلام) فرمود: روزى رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) به اصحابش فرمود: اگر جامهها و ظروفى را كه داريد جمع كنيد و روى هم بگذاريد، آيا به آسمان مىرسد؟ عرض كردند: خير، اى رسول خدا، فرمود: وقتى از خواندن نماز فراغت پيدا كرديد، سى بار بگوييد:سُبْحانَ اللَّهِ، وَالْحَمْدُللَّهِِ، وَلا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، وَاللَّهُ أَكْبَرُ. - پاك و منزّه است خداوند، و حمد و سپاس مختصّ خداست، و معبودى جز خدا نيست، و خداوند بزرگتر است. زيرا اين كلمات، ويرانى و غرق شدن و سوختن و افتادن در چاه، و خورده شدن به وسيله درندگان، و جان سپردن به صورت بد، و هرگونه نكبت و گرفتارى و مصيبتى را كه بر بنده در آن روز فرو مىآيد، دفع مىكنند، و آنها مُعَقِّبات230 هستند. و در روايت ديگر آمده كه پيامبر اكرم(صلى الله على و آله و سلم) فرمود: آنها معقّباتى هستند كه هر كس آنها را بگويد: (يا فرمود: انجام دهد)، يعنى سىوسه بار سُبْحانَ اللَّهِ، و سىوچهار أَلْحَمْدُللَّهِِ. بگويد، محروم و نوميد نمىگردد. و نيز در حديث است كه حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: هركس در تعقيب هر نماز واجب پيش از آنكه پاهايش را روى هم بگذارد و آسوده بنشيند، چهل بار بگويد: سُبْحانَ اللَّهِ، وَ الْحَمْدُللَّهِِ، وَ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، وَاللَّهُ أَكْبَرُ سپس از خداوند درخواست نمايد، هر چه بخواهد به او عطا مىشود. دعايى جهت محفوظ ماندن از خطرات 9 - از تعقيبات مهمّ جهت محفوظ ماندن خود و خانه و دارايى و فرزندانش. اين است كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: هركس اين كلمات را بعد از نمازهاى واجب بگويد، خود و خانه و دارايى و فرزندانش محفوظ مىمانند:أُجيرُ نَفْسى وَ مالى وَ وُلْدى وَأَهْلى وَ دارى وَكُلَّ ما هُوَ مِنّى، بِاللَّهِ الْواحِدِ الاَْحَدَ الصَّمَد الَّذى لَمْ يَلِد وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ، وَ أُجيرُ نَفْسى وَ مالى وَ وُلْدى [وَ أَهْلى وَ دارى] وَ كُلَّ ما هُوَ مِنّى، بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ (تا آخر سوره) وَ بِرَبِّ النّاسِ (تا آخر سوره) - خود و دارايى و فرزندان و خانواده و خانه و هرچه متعلّق به من است را در پناه خداوند يگانه بىهمتا و بىنياز[ى كه همه بدو نيازمندند] كه نه زاده و نه زاده شده و هيچ كس همتاى او نيست درآوردم، و خود و دارايى و فرزندانم [و خانواده و خانه] و هرچه متعلّق به من است را در پناه پروردگار مخلوقات درمىآورم از شرّ هرچه خداوند آفريده (تا آخر سوره قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ) و در پناه پروردگار مردم (تا آخر سورهى قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النّاس)و... و نيز آية الكرسى را تا آخرش مىخواند. همچنين منقول است كه حضرت حسن بن علىّ(عليهماالسلام) فرمود كه رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) فرمود: هركس آيةالكرسى را در تعقيب نماز واجب بخواند، تا نماز ديگر در ضمانت خداوند خواهد بود. قرائت سورهى قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد و دعاى اميرالمؤمنين (عليه السلام) 10 - از ديگر تعقيبات مهمّ در تعقيب نماز براى كسانى كه خواهان ايمنى از گناهان و پيامدهاى بد آنها هستند، اين است كه نقل شده اميرالمؤمنين علىّ بن ابى طالب (عليه السلام) فرمود: هركس دوست دارد كه از دنيا بيرون برود، در حالتى كه از گناهان خالص باشد چنانكه طلا، خالص و ناب مىگردد و هيچ كدورتى در آن باقى نماند باشد. و هيچ كس از او مظلمهاى نخواهد، بعد از نمازهاى پنجگانه توصيف پروردگار - تبارك و تعالى - يعنى سورهى قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَد را بخواند و دستهايش را گشوده و بگويد:أَللّهُمَّ، إنّى أَسْأَلُكَ باسْمِكَ الْمَكْنُونِ الَْمخْزُونِ الطّاهِرِ الْمُطَهَّرِ [يا: أَلْطُّهْرِ] الْمُبارَكِ، وَ [أَسْأَلُكَ] بِاسْمِكَ الْعَظيمِ و سُلْطانِكَ الْقَديم، يا واهِبَ الْعَطايا، يا مُطْلِقَ الْأُسارى، يا فَكّاكَ الرِّقابِ مِنَ النّارِ، أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَنْ تُعْتِقَ رَقَبَتى مِنَ النّارِ، وَ أَخْرِجْنى مِنَ الدُّنْيا سالِماً، وَ أَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ آمَناً، وَاجْعَلْ يَوْمى أَوَّلَهُ فَلاحاً، وَ أَوْسَطَهُ نَجاحاً، وَ آخِرَهُ صَلاحاً، إِنَّكَ أَنْتَ عَلاّمُ الْغُيُوبِ. - خداوندا، بدرستى كه از تو به اسم پوشيدهى مخزون پاكيزهى پاك خجستهات درخواست مىنمايم، و به اسم بزرگ و فرمانروايى ديرينه و بى آغازت تقاضا مىنمايم، اى بخشندهى عطايا، اى رها كنندهى اسيران، اى آزاد كنندهى بندگان از آتش جهنّم، از تو مسألت دارم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى، و مرا از آتش جهنّم آزاد نمايى، و سالم و بىگزند از دنيا خارج، و ايمن و آسوده در بهشت داخلم فرما، و آغاز اين روزم را رستگارى، و ميانهاش را كاميابى، و پايانش را اصلاح و درستى قرار ده، براستى كه تويى بسيار آگاه بر نهانها. سپس اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: اين دعا از دعاهاى مستجابى است كه رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) به من آموخت، و دستور داد كه آن را به امام حسن و حسين(عليهماالسلام) بياموزم. ناگفته نماند كه: روايت ديگرى دربارهى اين دعا به عنوان ذكرِ دعاى مصون و محفوظى كه رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) به اميرالمؤمنين (عليه السلام) ، و اميرالمؤمنين به امام حسن و حسين(عليهاالسلام) آموخت. آمده است اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: هركس دوست دارد در حالتى از دنيا بيرون رود، كه چنانكه طلا خالص و ناب گردد و هيچ چيز با آب مشوب و مخلوط نيست، از گناهان خالص ورها گردد، و هيچ كس از او مظلمهاى نخواهد، در تعقيب نمازهاى پنجگانه، دوازده بار توصيف پروردگار عزّوجلّ يعنى سورهى قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَد را بخواند، سپس دستهايش را گشوده و بگويد:... (و دعايى را كه يادآور شديم ذكر شده است.) 11 - از ديگر تعقيبات مهمّ اين است كه روايت شده امام صادق (عليه السلام) فرمود: هركس به خدا و روز آخرت ايمان دارد قرائت سورهى قُلْ هُوَاللّهُ أَحَد را در تعقيب نماز واجب ترك ننمايد، زيرا هركس آن را بخواند، خداوند خير دنيا و آخرت را براى او جمع نموده و خود وى و پدر و مادر و فرزندان آن دو آمرزيده مىشوند. 12 - از ديگر تعقيبات مهمّ براى آمرزيده شدن گناهان، آن است در حديث است محمّد بن حنفيّه مىگويد: اميرالمؤمنين علىّ بن ابى طالب (عليه السلام) گرد خانهى خدا طواف مىنمود، ناگهان ديدند مردى به پردههاى كعبه آويخته و مىگويد: يا مَنْ لايَشْغَلُهُ سَمْعٌ [عَنْ سَمْعٍ]، يا مَنْ لا يُغَلِّطُهُ السّآئِلُونَ، يا مَنْ لايُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحِّينَ، أَذِقْنى بَرْدَ عْفْوِكَ، وَ حَلاوَةَ رَحْمَتِكَ. - اى خداوندى كه شنيدن [دعايى تو را از شنيدن ديگر دعاها ]به خود مشغول نمىكند، اى كسى كه درخواست كنندگان او را به اشتباه وانمىدارند، اى كسى كه پافشارى اصرار كنندگان او را به ستوده نمىآورد، خنكى عفو و گذشتت و شيرينى رحمتت را به من بچشان. اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: اين دعاى توست؟ و من خود شنيدم كه آن مرد عرض كرد: بله، تو نيز آن را در تعقيب نمازهايت بخوان: به خدا سوگند، هيچ مؤمنى آن را در تعقيب نماز نمىخواند، مگر اينكه خداوند گناهان او را مىآمرزد، هر چند گناهانش به شمارهى ستارگان آسمان و قطرههاى باران و سنگريزهها و خاكهاى زمين باشد. اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: دانش اين در نزد من است، و خداوند وسعت دهنده و بزرگوار است. آن مرد كه حضرت خضر (عليه السلام) بود گفت: به خدا سوگند، راست گفتى، اى اميرالمؤمنين، وليكن بالاى هر صاحب دانشى، دانايى است. 13 - از تعقيبات مهمّ براى جهت طول عمر آن است كه از جملهى تعقيبش بعد از هر نماز اين باشد كه در روايت آمده جميل بن درّاج مىگويد مردى به خدمت امام صادق (عليه السلام) وارد شد و عرض كرد: اى آقاى من، سنّم زياد شده و بستگانم مردهاند و مىترسم كه مرگ مرا دريابد، و كسى ندارم كه با او اُنس بگيرم و همنشين شوم. حضرت فرمود: از برادران مؤمنت هستند كسانى كه از لحاظ نسبى و سببى به تو نزديكترند، و اُنس تو به آنان از اُنست به بستگانت بهتر است، با وجود اين بر تو باد كه اين دعا را بخوانى، و در تعقيب هر نماز واجب بگو: أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، أَللّهُمَّ، إِنَّ الصّادِقَ (عليه السلام) قالَ: إِنَّكَ قُلْتَ:ما تَرَدَّدْتُ فى شَىْءٍ أَنَا فاعِلُهُ كَتَرَدُّدى فى قَبْضِ رُوحِ عَبْدِىَ الْمُؤمِنِ، يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ [أَنَا] أَكْرَهُ مَسآئَتَهُ. أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَعَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ وَالعافِيَةَ وَ النَّصْرَ، وَلا تَسُؤْنى فى نَفْسى و لا فى أَحَدٍٍ مِنْ أَحِبَّتى. - خداوندا، بر محمّد و آل محمّد درود فرست، خدايا، براستى كه حضرت صادق (عليه السلام)فرمود: كه تو فرمودهاى: من در هيچ كارى همانند تردّد و دو دلىاى كه در گرفتن روح بندهى مؤمن دارم، دو دلى ندارم، [زيرا] او از مرگ بدش مىآيد، و من از بدى رساندن به او بدم مىآيد. خداوندا، بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و در فرج و تندرستى و پيروزى ولىّات تعجيل فرما، و در رابطه خود و هيچ كدام از دوستانم به من بدى مرسان. اگر خواستى دوستانت را يكايك نام مىبرى. يا به صورت جداگانه، و يا مجموعاً) آن مرد مىگويد: به خدا سوگند، آن قدر زنده ماندم تا اينكه از زندگانى خسته و رنجور شدم. ابومحمّد هارون بن موسى - رَحِمَهُ اللّه - مىگويد: محمّد بن حسن بن شمون[يا: سمون] بصرى پيوسته اين دعا را مىخواند، تا اينكه صدوبيست و هشت سال همراه با آسايش زندگانى كرد، تا اينكه از زندگانى خسته شد و اين دعا را ترك كرد و از دنيا رفت. خداوند رحمتش كند. 14 - از تعقيبات مهمّ دعايى است كه پيامبر اكرم(صلى الله على و آله و سلم) به علىّ (عليه السلام) آموخت تا هر چيزى را كه مىشنود حفظ كند. از پيامبر اكرم(صلى الله على و آله و سلم) روايت شده كه به اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: هرگاه خواستى هر چه را كه مىشنوى و مىخوانى حفظ كنى، اين دعا را در تعقيب تمام نمازها بخوان، و آن دعا به اين صورت است: سُبْحانَ مَنْ لايَعْتَدى عَلى أَهْلِ مَمْلَكَتِهِ، سبُحْانَ مَنْ لاَيَأْخُذُ أَهْلَ الاَْرْضِ بِأَلْوانِ الْعَذابِ، سُبْحانَ الرَّؤُفِ الرَّحيمِ، أَللّهُمَّ، اجْعَلْ لى فى قَلْبى نُوراً وَ بَصَراً وَ فَهْماً وَ عِلْماً، إنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ. - پاك و منزّه است خداوندى كه بر اهل مملكت خود ستم و تجاوز روا نمىدارد، و پاك و منزّه است خدايى كه اهل زمين را به انواع گوناگون عذاب، نمىگيرد، پاك و منزّه است خداوند رؤوف مهربان،، خداوندا، در قلب من نور و بينايى و فهم و آگاهى قرار ده، براستى كه تو بر هر چيز توانايى. 15 - از تعقيبات مهمّ جهت برآورده شدن حوايج، آن است كه وقتى از نماز فراغت پيدا كرد، بخواند دعايى را كه ادريس بن عبداللَّه مىگويد: از امام صادق (عليه السلام) شنيدم مىفرمود: وقتى از نماز فراغت پيدا كردى بگو: أَللّهُمَّ، إِنّى أَدينُكَ بِطاعَتِكَ وَ وِلايَتِكَ وَ وِلايَةِ رَسُولَكِ وَ وِلايَةِ الاَْئِمَّةِ مِنْ أَوَّلِهِمْ وَ [يا: إِلى] آخِرِهِمْ. و همه ائمّه [(عليهمالسلام)] را يكايك نام مىبرى، سپس مىگويى: أَللّهُمَّ، أَدينُكَ بِطَاعَتِهِمْ وَ وِلايَتِهِمْ وَ الرِّضا بِما فَضَّلْتَهِمْ بِهِ غَيْرَ مُتَكَبِّرٍ [يا: مُنْكِرٍ] وَ لا مُسْتَكْبِرٍ عَلى مَعْنى ما أَنْزَلْتَ فى كِتابِكَ عَلى حُدُودِ ما أَتانا فيهِ وَ مالَمْ يَأْتِنا، مُؤْمِنٌ مُعْتَرِفٌ مُسَلِّمٌ بِذلِكَ، راضٍ بِما رَضيتَ بِهِ، يارَبِّ، أُريدُ بِهِ [وَجْهَكَ الْكَريمَ وَ] الدّارَ الْآخِرَةَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إِلَيْكَ فيهِ، فَأَحْيِنى عَلى ذلِكَ وَ أَمِتْنى إِذا أَمَتَّنى عَلى ذلِكَ، وَ ابْعَثْنى عَلى ذلِكَ. وَ إِنْ كانَ مِنّى تَقْصيرٌ فيما مَضى، فَإِنّى أَتُوبُ إِلَيْكَ، وَأَرْغَبُ إِلَيْكَ فيما عِنْدَكَ، وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْصِمَنى بِوِلايَتِكَ عَنْ مَعْصِيَتِكَ، وَ لا تَكِلْنى إِلى نَفْسى طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً وَ لا أَقَلَّ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ، إِنَّ النَّفْسَ لاََمّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلّا ما رَحِمْتَ، يا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ، وَ أَسْأَلُكَ بِحُرْمَةِ وَجْهِكَ الْكَريمِ وَ بِحُرْمَةِ اسْمِكَ الْعَظيمِ وَ بِحُرْمَةِ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله على و آله و سلم) وَ بِحُرْمَةِ أَهْلِ بَيْتِ رَسُولِكَ (عليهمالسلام) و آن بزرگواران را [يك به يك] نام مىبرى - أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَنْ تَفْعَلُ بى كَذا وَ كَذا. خدايا، من به طاعت و ولايت و دوستى تو ولايت رسولت و ولايت امامان از اوّل تابه آخرشان، از تو اطاعت نموده و مىپرستمت. خداوندا، من به واسطهى اطاعت و ولايت و دوستى آنان، و خشنودى از آنچه كه ايشان را به آن برترى دادى، بدون اينكه تكبّر نموده [يا: انكار نموده] و يا گردنكشى نمايم، بر اساس آنچه كه در كتابت فرو فرستادى، و بر اساس احكام و حدودى كه در آن به ما رسيده و يا نرسيده، از تو اطاعت نموده و مىپرستمت. و به آن ايمان آورده و معترف و تسليم آن هستم، و به هرچه كه تو بدان خشنودى، خرسندم، پروردگارا، مقصودم از اين [روى و اسماء و صفات - گرامىات و رضاى تو و ]دار آخرت مىباشد، در حالى كه در اين باره هم از تو هراسانم و هم به سوى تمايل و رغبت دارم. پس مرا بر همين [اعتقاد] زندهبدار، و هنگامى كه مىميرانى بر همان بميرانم، و بر همان [در قيامت] مبعوثم بدار، و اگر در گذشته تقصير و كوتاهى از من سرزده [از آن] به سوى تو توبه مىنمايم، و نسبت به آنچه در نزد توست ميل و رغبت دارم، و از تو درخواست مىكنم كه مرا به سرپرستى خود از نافرمانىات نگاه دارى، و هيچگاه به اندازهى چشم برهم زدنى مرا به خود وامگذار، نه كمتر از اين و نه بيشتر از آن، زيرا نفس بسيار بدفرماست، مگر اينكه تو رحم آرى. اى مهربانترين مهربانان، و از تو درخواست مىنمايم به حرمت روى [و اسماء وصفات ]گرامىات، و به احترام اسم بزرگت، و به حرمت رسول خدا (صلى الله على و آله و سلم) و به احترام اهل بيت رسولت (عليهمالسلام) - و ايشان را نام مىبرى - اينكه بر محمّد و آل او درود فرستى، و به من چنين و چنان كنى. به جاى اين لفظ چنين و چنان كن حوايج خويش را ذكر مىكنى كه إِنْ شاءَ اللَّه. برآورده مىشود. دعاى امام صادق (عليه السلام) در تعقيب نمازها 16 - از تعقيبات مهمّ در تعقيب نمازها براى نيل به سعادتمنديهاى افزونتر، اقتدا به امام صادق (عليه السلام) در دعاهايى است كه ذكر مىكنيم.در روايت آمده كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: روزى به خدمت پدر بزرگوارم وارد شدم كه [در همان روز] هشت هزار دينار به فقراى اهل مدينه صدقه داده و خانوادهاى را كه به يازده برده مىرسيدند آزاد فرمود بود، و اين كار مرا به شگفت آورد. حضرتش به من نگريست و فرمود: آيا مىخواهى كارى انجام دهى كه اگر آن را يكبار در تعقيب نمازهاى واجب انجام دهى، برتر از كارى كه من انجام دادم باشد، اگر چه من آن را در هر روز به اندازهى عمرت حضرت نوح (عليه السلام) انجام دهم، حضرت فرمود: عرض كردم آن چيست؟ فرمود بعد از نماز مىگويى: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ، وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، يُحْيى وَ يُميتُ، وَ يُميتُ وَ يُحْيى، بَيْدِهِ الْخَيْرُ، وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ، وَلا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ. سُبْحانَ ذِى الْمُلْكِ وَالْمَلَكُوتِ، سُبْحانَ ذِى الْعِزَّةِ وَ الْجَبَروُتِ، سُبْحانَ ذِى الْكِبْرِيآءِ وَ الْعَظَمَةِ، سُبْحانَ الْحَىِّ الَّذى لا يَمُوُت، سُبْحانَ رَبِّىَ الأَعْلى، سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظيمِ، سُبْحانَ اللَّهِ وَ بِحَمْدِهِ، كُلُّ هذا قَليلٌ يا رَبِّ، وَ عَدَدَ خَلْقِكَ وَ مِلاَْ عَرْشِكَ وَ رِضى نَفْسِكَ وَ مَبْلَغَ [يا: يَبْلُغُ ]مَشِيَّتَكَ وَ عَدَدَ ما أَحْصى كِتابُكَ وَ مِلاَْ ما أَحْصَى كِتابُكَ وَ زِنَةَ ما أَحْصى كِتابُكَ وَ مِثْلَ ما أَحْصَى كِتابُكَ، وَ مِثْلَ ذلِكَ أَضْعافاً مُضاعَفَةً [لا تُحْصى وَ عَدَدَ خَلْقِكَ وَ مِلْءَ خِلْقِكَ وَ زِنَةَ خَلْقِكَ، وَ مِثْلَ ذلِكَ أَضْعافاً لا تُحْصى، وَعَدَدَ بَرِّيَّتِكَ وَ مِثْلَ ذلِكَ وَ مِلْءَ بَرِيَّتِكَ، وَ زِنَةَ بَرِيَّتِكَ وَ مِثْلَ ذلِكَ أَضْعافاً لاتُحْصى وَ عَدَدَ ما تَعْلَمُ، و زِنَةَ ما تَعْلَمُ وَ مِلْءَ مَا تَعْلَمُ وَ مِثْلَ ذَلِكَ أضْعافاً لايُحْصى، وَ مِنَ التَّحْميدِ وَ التَّعْظيمِ وَ التَّقْديسِ وَ الثَّنآءِ وَالشُّكْرِ وَ الْخَيْرِ وَالْمَدْحِ وَ الصَّلاةِ عَلَى النَّبِىِّ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلْيهِ وَ عَلَيْهِمْ - [مِثْلَ ذلِكَ ]وَ أَضْعافَ ذلِكَ وَ عَدَدَ ما خَلَقْتَ وَ ذَرَأْتَ وَ بَرَأْتَ وَ عَدَدَ مَا أَنْتَ خالِقُهُ مِنْ شَىْءٍ وَ مِلاَْ ذلِكَ كُلِّهِ وَ أَضْعافَ ذلِكَ كُلِّهِ أَضْعافاً لَوْ خَلَقْتَهُمْ فَنَطَقُوا بِذلِكِ مُنْذُ قَطُّ إِلَى الاَْبَدِ لاَ انْقِطاعَ لَهُ يَقُولُونَ كَذلِكَ، لا يَسْأَمُونَ وَ لا يَفْتُرُونَ أَسْرَعَ مِنْ لَحْظِ الْبَصَرِ، وَ كَما يَنْبَغى لَكَ، وَ كَما أَنْتَ لَهُ أَهْلٌ، وَ أَضْعافَ ما ذَكَرْتُ، وَرِنَةَ ما ذَكَرْتُ، وَ عَدَدَ ما ذَكَرْتُ، وَ مِثْلَ جَميعِ ذلِكَ، كُلُّ هذا قَليلٌ يا إِلهى، تَبارَكْتَ وَ تَقَدَّسْتَ وَ تَعالَيْتَ عُلُوّاً كبيراً، يا ذَاالْجَلالِ وَ الاِْكْرامِ، أَسْأَلُكَ عَلى إِثْرِ هذَا الدُّعآءِ بِأَسْمآئِكَ الْحُسْنى وَ أَمْثالِكَ الْعُلْيا وَ كَلِماتِكَ التَّامّآتِ، أَنْ تُعافِيَنى فِى الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ. - گواهى مىدهم كه معبودى جز خداوند يگانه وجود ندارد و شريكى براى او نيست، و سلطنت و فرمانروايى تنها از آن توست، و حمد وستايش مختصّ اوست، زنده مىگرداند و مىميراند، و مىميراند و زنده مىگرداند، خير و خوبى تنها به دست [جمال ]اوست، و او بر هر چيز تواناست، و هيچ دگرگونى و نيرويى نيست جز به خداوند بلند مرتبه بزرگ. پاك و منزّه است خداوند صاحب مُلك و ملكوت، پاك و منزّه است خداوند صاحب عزّت و جبروت، و پاك و منزّه است خداوند صاحب كبرياء و عظمت، پاك و منزّه است خداوند زندهاى كه هرگز نمىميرد. پاك و منزّه است پروردگار برترم. همراه با حمد و ستايش پروردگار بزرگم را به پاكى مىخوانم، همهى اينها اندك است، اى پروردگار من، بلكه به شمارهى مخلوقاتت و پُرىِ عرشت و به اندازه خشنودىات و تا آنجا كه مشيّت و خواستت مىرسد و به شماره و پُرى و وزن و مشابهِ آنچه كه كتابت به شمار درآورده، و چندين و چندين برابر آن، [كه به شمار نمىآيد و به شماره و پُرى و وزن مخلوقاتت، و مثل و چندين برابر آن كه به شمار درنمىآيد، و به شماره و مشابه ويرى، و وزن خلائقت و مثل و چندين برابر آن كه به شمار درنمىآيد، و به شماره و وزن و پُرى و مثل آنچه كه خود مىدانى [و چندين برابر آن كه به شمار درنمىآيد] تو را مىستايم، و از ستايش و تعظيم و تقديس و ثناء و سپاسگزارى و خير و مدح و درود بر پيامبر اكرم و اهل بيتش كه درود خداوند بر او و ايشان باد - [مثل آن] و چندين برابر آن، و به شمارهى آنچه آفريده و خلق فرموده و پديد آوردى، و به شمارهى اشيايى كه مىآفرينى، و به اندازهى پُرى همه اينها و چندين و چندين برابر همه اگر بيافرينى و زبان بگشايند و از ازل تا زمانى كه پايانى نداشته باشد، در حالى كه به اندازهى كم تر از چشم بر هم زدن نه خسته شده و نه سستى كنند، چنين بگويند، و به همان صورتى كه شايسته توست، و تو زيبندهى آن هستى، و به اندازهى چندين برابر و وزن و شماره آنچه يادآور شدم، و همانند همهى اينها تو را مىستايم، اى معبود من، همهى اينها كم و اندك است، تو بلند مرتبه و مقدّس و برترى، به برترى بزرگ. اى صاحب بزرگى و بزرگوارى، در تعقيب اين دعا، به حقّ نامها [و كمالات] نيكوتر و صفات والاتر، و كلمات كاملت از تو درخواست مىكنم كه در دنيا و آخرت به من عافيت و تندرستى عنايت فرمايى. ابويحيى مىگويد: از امام باقر (عليه السلام) شنيدم كه مىفرمود: اين دعا، مستجاب است. دعا براى حضرت مهدى (عليه السلام) 17 - از تعقيبات مهمّ نماز ظهر، اقتدا به حضرت صادق (عليه السلام) در دعا براى حضرت مهدى (عليه السلام) است (هم او كه حضرت محمّد، رسول خدا (صلى الله على و آله و سلم) در روايات صحيح بشارتش را به اُمّت خود داده، و نويد داده كه حضرتش در آخر زمان ظهور مىنمايد.) چنانكه عباد بن محمّد مداينى مىگويد: در مدينه به حضور امام صادق (عليه السلام) وارد شدم، در حالى كه از نماز واجب ظهر فراغت پيدا نموده و دستانش را به سوى آسمان بالا برده و مىفرمود:أَىْ سامِعَ كُلِّ صَوْتٍ، أَىْ جامِعَ كُلِّ فَوْتٍ، [يا: أَىْ جامِعَ كُلِّ شَمْلٍ]، أَىْ بارِىءَ كُلِّ نَفْسٍ بَعْدَ الْمَوْتِ، أَىْ باعِثُ، أَىْ وارِثُ، أَىْ سَيِّدَ السّادَةِ، أَىْ إِلهَ الْآلِهَةِ، أَىْ جَبّارَ الْجَبابِرَةِ، أَىْ مَلِكَ الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ، أَىْ رَبَّ الاَْرْبابِ، أَىْ مَلِكَ الْمُلُوكِ، أَىْ بَطّاشُ، أَىْ ذِى الْبَطْشِ الشَّديدِ، أَىْ فَعّالاً لِما يُريدُ، أَىْ مُحْصِىَ عَدَدِ الاَْنْفاسِ وَ نَقْلِ الاَْقْدامِ، أَىْ مَنِ السِّرُّ عِنْدَهُ عَلانِيَةٌ، أَىْ مُبْدِئُ، أَىْ مُعيدُ، أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ عَلى خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ بِحَقِّهُمُ الَّذى أَوْجَبْتَ لَهُم [عَلى نَفْسِكَ]، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ، وَ أَنْ تَمُنَّ عَلَىَّ السّاعَةَ بِفَكاكِ رَقَبَتى مِنَ النّارِ، وَ أَنْجِزْ لِوَلِيِّكَ وَ ابْنِ نَبِيِّكَ الدّاعى إِلَيْكَ بِإِذْنِكَ، وَ أَمينِكَ فى خَلْقِكَ، وَ عَيْنِكَ فى عِبادِكَ، وَ حُجَّتِكَ عَلى خَلْقِكَ - عَلَيْه صَلَواتُكَ وَ بَرَكاتُكَ - وَعْدَهُ، أَللّهُمَّ، أَيِّدْهُ بِنَصْرِكَ، وَ انْصُرْ عَبْدَكَ، وَ قَوِّ[يا: وَفِّقْ] أَصْحابَهُ، وَ صَبِّرْهُمْ، وَافْتَحْ لَهُمْ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصيراً، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ، وَ أَمْكِنْهُ مِنْ أَعْدائِكَ وَ أَعْدآءِ رَسُولِكَ، يا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ، - اى شنوندهى هر صدا، اى گرد آورنده هر امرى كه از دست رفته باشد [يا: اى گردآورندهى امور پراكنده] آفرينندهى هر جان دار بعد از مرگ، اى برانگيزاننده، اى وارث، اى سرور سروران، اى معبود معبودها، اى سركش سركشان، اى فرمانرواى دنيا و آخرت، اى پروردگار پروردگاران، اى پادشاه پادشاهان، اى خدايى كه سخت با سلطه و چيرگى مىگيرى، اى خدايى كه هر چه را بخواهى [بىدرنگ] انجام مىدهى، اى شمارندهى شمارهى نَفَسها و گامهاى برداشته شده، اى خدايى كه نهان در نزد تو آشكار است، اى آغازگر، اى برگرداننده، به حقّى كه بر برگزيدگان از خلقت دارى و به حقّى كه نسبت به ايشان [برخود ]واجب فرمودهاى، از تو مسألت دارم كه بر محمّد و اهل بيت او درود فرستى، و در همين لحظه به آزادىام از آتش جهنّم منّت نهى و به وعدهى ولىّات و پسر پيامبرت كه به اذن تو [بندگان را] به سويت مىخواند، و امين تو در ميان خلق، و حجّت و راهنماى تو بر خلق مىباشد - كه درودها و بركاتت بر او باد - وفا نمايى، خداوندا، به يارى خويش او را يارى فرما، و آن بندهات را ياورى كن، و يارانش را نيرومند [يا: مؤفَّق ]فرما، و آنان را شكيبا گردان و از جانب خويش تسلّط يارى گرى براى ايشان عنايت فرما، و در فرج او تعجيل فرما، و او را بر دشمنانت و دشمنان رسولت چيره گردان، اى مهربانترين مهربانان. عرض كردم: فدايت شوم، آيا براى خودتان دعا نموديد؟ فرمود: براى نور آل محمّد و راهبر و ايشان و كسى كه به فرمان خدا از دشمنانشان انتقام مىگيرد دعا نمودم. عرض كردم: خداوند مرا فداى تو گرداند، آن بزرگوار كى خروج خواهد نمود، فرمود: هر گاه كه خداوندى كه خلق و امر به دست اوست بخواهد. عرض كردم: آيا او نشانهاى پيش از خروج خواهد داشت؟ فرمود: بله، نشانههاى گوناگون، عرض كردم: مانند چه؟ فرمود: خروج پرچمى از مشرق زمين، و پرچمى از مغرب زمين، و فتنه و آشوبى كه بر اهل زوراء (و بغداد) سايه مىافكند، و خروج مردى از فرزندان عمويم زيد در يَمَن، و به غارت و تاراج رفتن پوشش و پردهى خانهى خدا. خداوند هرچه بخواهد انجام مىدهد. دعاى رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) در تعقيب نمازظهر 18 - از تعقيبات مهمّ نماز ظهر، دعايى است كه روايت شده رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) آن را بعد از نماز ظهر مىخواندند، بنابر روايتى كه نقل شده حضرت ابوالحسن علىّ بن محمّد عسگرى (عليه السلام) به نقل از پدر بزرگوارش از پدرانش از امام صادق - صلوات الله عليه - از اميرالمؤمنين (عليه السلام)، از رسول خدا - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - فرمود كه از جمله دعاهاى آن بزرگوار در تعقيب نمازظهر اين بود:لا إِلهَ إِلاّ اللَّهُ الْعَظيمُ الْحَليمُ، لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَريمُ، أَلْحَمْدُللَّهِِ رَبِّ الْعالَمينَ، أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْأَلُكَ مُوجِباتِ رَحْمَتِكَ وَ عَزآئِمَ مَغْفِرَتِكَ وَ الْغَنيمَةَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ، وَ السَّلامَةَ مِنْ كُلِّ إثْمٍ، أَللّهُمَّ لاتَدَعْ لى ذَنْباً إِلاّ غَفَرْتَهُ، وَ لا هَمّاً إِلاّ فَرَّجْتَهُ، وَ لا سُقْماً إِلاّ شَفَيْتَهُ، وَ لا عَيْبَاً إِلاّ سَتَرتَهُ، وَ لارِزْقاً إِلاّ بَسَطْتَهُ، وَ لا خَوْفَاً إِلاّ آمَنْتَهُ، وَ لا سُوءاً إِلاّ صَرَفْتَهُ، وَ لا حاجَةً هِىَ لَكَ رِضا وَ لِىَ صَلاحٌ إِلاّ قَضَيْتَها، يا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ، آمينَ، [يا] رَبَّ الْعالَمينَ. - معبودى جز خداوند بزرگ بردبار نيست، معبودى جز خداوندى كه پروردگار عرش بزرگوار است وجود ندارد، و ستايش خدايى را كه پروردگار عالميان است، خداوندا، از تو رحمتهاى لازم، و آمرزشهاى حتمى و مسلّم، و بهرهمند شدن از هر خير و خوبى، و سلامتى از هرگناه را درخواست مىنمايم. خداوندا، گناهى بر من مگذار مگر اينكه آن را آمرزيده باشى، و نه همّ و غمّى مگر اينكه برطرف نموده باشى، و نه بيمارى و مرضى مگر اينكه بهبودى بخشيده باشى، و نه عيبى مگر اينكه پوشانده باشى، و نه روزىاى مگر اينكه وسعت داده باشى، و نه ترسى مگر اينكه از آن ايمن فرموده باشى، و نه بدىاى مگر اينكه بر طرف نموده باشى، و نه حاجتى كه خشنودى تو در آن و به صلاح من است، مگر اينكه برآورده نموده باشى، اى مهربانترين مهربانان، اجابت فرما، اى پروردگار عالميان.
| ||
|