| ||
|
دعا براى جبران غفلتها و گناهان قلبى در نماز 25 - از ديگر تعقيبات مهمّ بعد از فراعت از نمازها، جهت تلافى و جبران غفلتها و گناهان قلبى كه در نماز حاصل مىشود، خواندن دعايى است كه در كتاب احمد بن عبداللَّه بن خانبه آمده، هم او كه جدّ سعيدم ابوجعفر طوسى در كتاب الفهرست ذكر كرده كه از اصحاب مورد اعتماد ماست، و عمل به دعاهايى كه كتابش متضمّن آن است، روايت شده است238.سعيد بن عبداللّه اشعرى مىگويد: احمد بن عبداللّه بن خانبه كتابش را بر مولايمان ابى محمّد حسن بن علىّ بن محمّد عسكرى (عليه السلام) عرضه كرد، و حضرتش آن را قرائت نمود، و فرمود: صحيح است و بدان عمل كنيد. احمد بن خانبه در كتابى كه بدان اشاره شد و در زمينه دعا و مناجات است، گفته است: نمازگزار بعد از فراغت از نماز بگويد: أَللّهُمَّ، لَكَ صَلَّيْتُ، وَ إِيّاكَ دَعَوْتُ، وَ فى صَلاتى وَ دُعآئى ما عَلِمْتَ مِنَ النُّقْصانِ وَ الْعَجَلَةِ وَ السَّهْوِ وَالْغَفْلَةِ وَالْكَسَلِ وَالْفَتْرَةِ وَالنِّسْيانِ وَالمُدافَعَةِ وَالرِّيآءِ وَالسُّمْعَةِ وَ الرَّيْبِ وَ الْفِكْرِ [يا: أَلْفِكْرَةِ ]وَ الشَّكِّ وَالْمَشْغَلَةِ [وَ الشَّنيعَةِ] وَاللَّحْظَةِ الْمُلْهِيَةِ عَنْ إِقامَةِ فَرآئِضِكَ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَاجْعَلْ مَكانَ نُقْصانِها تَماماً، وَ عَجَلتى تَثْبيتاًوَ تَمَكُّناً، وَ سَهْوى تَيَقُّظاً، وَ غَفْلَتى تَذَكُّراً، وَ كَسَلى نَشاطاً، وَ فُتُورى قُوَّةً، وَ نِسْيانى مُحافَظَةً، وَ مُدافَعَتى مُواظَبَةً، وَ رِيآئى إِخْلاصاً، وَ سُمْعَتى تَسَتُّراً، وَ رَيْبى بَياناً، وَ فِكْرى خُشُوعاً، وَ شَكّى يَقيناً، وَ تَشاغُلى فَراغاً، وَلَحاظى خُشُوعاً، فِإِنّى لَكَ صَلَّيْتُ، وَإِيّاكَ دَعَوْتُ، وَ وَجْهَكَ أَرَدْتُ، وَإِلَيْكَ تَوَجَّهْتُ، وَ بِكَ آمَنْتُ، وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، وَ ما عِنْدَكَ طَلَبْتُ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَاجْعَلْ لى فى صَلاتى و دُعآئى رَحْمَةً وَ بَرَكَةً تُكَفِّرُ بِها سَيِّئآتى، وَ تُضاعِفُ بِها حَسَناتى، وَ تَرْفَعُ بِها دَرَجَتى، وَ تُكْرِمُ بِها مَقامى، وَ تُبَيِّضُ بِها وَجْهى، وَ تَحُطُّ بِها وِزْرى، وَاجْعَلْ ما عِنْدَكَ خَيْراً لى مِمّا يَنْقَطِعُ عَنّى. أَلْحَمْدُللَّهِِ الَّذى قَضى عَنّى صَلاتى إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنينَ كِتاباً مَوْقُوتاً239 يا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ، أَلْحَمْدُللَّهِِ الَّذى هَدانا لِهذا، وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلا أَنْ هَدانَا اللَّهُ، أَلْحَمْدُللَّهِِ الَّذى أَكْرَمَ وَجْهى عَنِ السُّجُودِ إِلّا لَهُ، أَللّهُمَّ، كَما أَكْرَمْتَ وَجْهى عَنِ السُّجُودِ إِلاّ لَكَ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ صُنْهُ عَنِ الْمَسْأَلَةِ إِلاّ مِنْكَ [يا: لَكَ]، أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ تَقَبَّلْها مِنّى بَأَحْسَنِ قَبُولِكَ، وَلا تُؤاخِذْنى بِنُقْضانِها. وَ ما سَهى عَنْهُ قَلْبى مِنْها فَتَمِّمْهُ لى بِرَحْمَتِكَ يا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ. أَللّهُمَّ، فَصَلِّ [يا: صَلِ] عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، اُولِى الاَْمْرِ الَّذينَ أَمَرْتَ بِطاعَتِهِمْ، وَ اُولِى الاَْرْحامِ الَّذينَ أَمَرْتَ بِصِلَتِهِمْ، وَ ذَوِى الْقُرْبَى الَّذينَ أَمَرْتَ بِمَوَدَّتِهِمْ، وَ أَهْلِ الذِّكْرِ الَّذينَ أَمَرْتَ بِمَسْأَلَتِهِمْ، وَ الْمَوالِى الَّذينَ أَمَرْتَ بِمُوالاتِهِمْ وَ مَعْرِفَةِ حَقِّهِمْ، وَ أَهْلِ الْبَيْتِ الَّذينَ أَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ، وَ طَهَّرْتَهُمْ تَطْهيراً، أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَاجْعَلْ ثَوابَ صَلاتى وَ ثَوابَ مَنْطِقى وَ ثَوابَ مَجْلسى رِضاكَ وَ الْجَنَّةَ، وَاجْعَلْ ذلِكَ كُلَّهُ خالِصاً مُخْلِصاً يُوافِقُ [يا: يُوافى] مِنْكَ رَحْمَةً وَإِجابَةً، وَافْعَلْ فى جَميعِ ما سَأَلْتُكَ مِنْ خَيْرٍ، وَ زِدْنى مِنْ فَضْلِكَ، إِنّى إِلَيْكَ مِنَ الرّاغِبينَ، يا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ، يا ذَا الْمَنِّ الَّتى لا يَنْقَطِعُ أَبَداً، يا كَريمُ يا كَريمُ يا كَريمُ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَاجْعَلْنى مِمَّنْ آمَنَ بِكَ فَهَدَيْتَهُ، وَ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ فَكَفَيْتَهُ، وَ سَأَلَكَ فَأَعْطَيْتَهُ، وَ رَغِبَ إِلَيْكَ فَأَرْضَيْتَهُ، وَ أَخْلَصَ لَكَ فَأَنْجَيْتَهُ، أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَحْلِلْنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِكَ، لا يَمَسُّنا فيها نَصَبٌ، وَ لا يَمَسُّنا فيها لُغُوبٌ. أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْأَلُكَ مَسْأَلَةَ الذَّليلِ الْفَقيرِ [يا: الْفَقيرِ الذَّليلِ]، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَنْ تَغْفِرَلى جَميعَ ذُنُوبى، وَ تَقْلِبَنى بِقَضآءِ جَميعَ حَوائِجى إِلَيْكَ، إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ، أَللّهُمَّ، ما قَصُرَتْ عَنْهُ مَسْأَلَتى وَ عَجَزَتْ مِنْهُ قُوَّتى وَ لَمْ تَبْلُغْهُ فِطْنَتى مِنْ أَمْرٍ تَعْلَمُ فيهِ صَلاحَ أَمْرِ دُنْياىَ وَ آخِرَتى، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَافْعَلْهُ بى يا لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ، بِحَقِّ لا إِلهَ إِلاّأَنْتَ، بِرَحْمَتِكَ فى عافِيَةٍ، ماشآءَ اللَّهُ، وَ لا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ إِلاّ بِاللَّهِ. - خداوندا، تنها براى تو نماز گزاردم، و فقط تو را خواندم، و در نماز و دعايم هر چه از كاستى و شتاب و سهو و غفلت و تنبلى و سستى و فراموشى و حواس پرتى و رياء و سمعه و دو دلى و انديشه و شكّ و مشغله [يا: عمل زشت و ناپسند] و سرگرمى و نگاه باز دارنده و سرگرم كننده از برپا داشتن فرايضت مىدانى، پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست و به جاى نقص و كاستى آن تمام و كمال قرار ده، و عجله و شتابم را استوارى به ثبات و، و سهوم را به هوشيارى، و غفلتم را به تذكّر و به ياد بودن، و تنبلىام را به نشاط و شادابى، و سستىام را به نيرومندى، و فراموشىام را به حفظ، و حواس پرتىام را به مواظبت و نگاهدارى، و و ريايم را به اخلاص، و سمعهام را به پوشانيدن [اعمالم از مردم]، و دو دلىام را به روشنگرى، و انديشهام را به فروتنى، و شكّم را به يقين، و مشغول بودنم را به آسودگى، و نگاه كردنم را به خشوع و خضوع مبدّل گردان. زيرا من تنها براى تو نماز گزاردم، و فقط تو را خواندم، و روى [و اسماء و صفات و خشنودى] تو را اراده نمودم، و به سوى تو متوجّه شدم، و به تو ايمان آورده و بر توكّل نمودم، و آنچه را كه در نزد توست درخواست نمودم، پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست و براى من در نماز و دعايم رحمت و بركتى قرار ده كه بديها و گناهانم را بدان پوشانده، و كارهاى نيكم را دو چندان گردانده، و درجه و پايهام را بالا برده، و مقام و منزلتم را گرامى، و رويم را سپيد گردانيده، و بار گناهانم را بريزى. و آنچه را كه در نزد توست براى من، از آنچه كه پايان مىپذيرد بهتر گردان. سپاس خداوندى را كه نمازم را از سوى من ادا نمود براستى كه نماز، نوشته و واجبى با وقت معيّن براى مؤمنان است. اى مهربانترين مهربانها، سپاس خدايى را كه ما را به اين رهنمون شد، و اگر خدا هدايت نمىفرمود، ما نمىتوانستيم هدايت پذير گرديم. ستايش خداوندى را كه رويم را از سجده كردن براى غير خود گرامى داشت. خداوندا، چنانكه رويم را از كرنش نمودن براى غير خود گرامى داشتهاى، پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست و آن را از مسألت نمودن از غير خود محفوظ بدار. خدايا، بر محمّد و آل محمّد درود فرست و نمازم را از من با نيكوترين پذيرش بپذير، و مرا به كمبود و كاستى آن مؤاخذه فرما، و آنچه كه دلم از آن سهو نموده به رحمتت كامل گردان. اى مهربانترين مهربانها. خداوندا، [پس] بر محمّد و آل محمّد درود فرست، همان فرمانروايانى كه به پيروى از آنان دستور دادهاى، و خويشاوندانى كه امر به رسيدگى آنان فرمودهاى، و نزديكان [پيامبراكرم صلى الله عليه و آله ] كه به مودّت و مهربانى ايشان فرمان دادهاى، و اهل ذكرى كه دستور به پرسيدن از ايشان دادهاى، و سروران و سرپرستانى كه به موالات و دوستى و شناختن حقّشان دستور دادهاى، و اهل بيتى كه پليدى را از ايشان دور و به گونهى ويژهاى پاكيزهشان نمودى. خداوندا، بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و ثواب نمازم و ثواب گفتارم و ثواب نشستنم را خشنودىات و بهشت قرار ده، و همهى اينها را خالص و پاكيزه و بىآلايش گردان، به گونهاى كه با رحمت و اجابتى از جانب تو سازگار گردد، و تمام خيراتى را كه از تو درخواست نمودم دربارهى من انجام ده، و از فضل خويش افزون گردان، بىگمان من به سوى تو ميل و رغبت دارم، اى مهربانترين مهربانها، اى صاحب بخششى كه هرگز بخششات بريده نمىگردد، اى صاحب نيكىاى كه هرگز نيكىات گسسته نمىگردد، اى صاحب نعمتى كه هيچگاه نعمتت به شمار در نمىآيد، اى بزرگوار، اى بزرگوار، اى بزرگوار، بر محمّد و آل محمّد درود فرست و مرا از كسانى كه به تو ايمان آورده، و در نتيجه هدايشتان نمودى، و بر تو توكّل نموده و كفايتشان فرمودى، و از تو درخواست نموده و عطايشان فرمودى، و به تو گراييد و خشنودشان گردانيدى، و [اعمال ]خود را براى تو خالص گردانيد و نجاتشان دادى قرار ده، خداوندا، بر محمّد و آل محمّد درود فرست و به فضل خود ما را در خانهى جاودانىاى جاى ده كه هيچ رنجورى و ستوهى به ما در آن نرسد. خدايا، از تو همانند درخواست شخص - ذليل نيازمند [يا: نيازمند ذليل] مسألت دارم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى، و تمام گناهانم را بيامرزى، و با برآورده نمودن همهى خواستههايم برگردانى، براستى كه تو بر هر چيز توانايى. خداوندا، هر چيزى كه درخواستم از آن كوتاه، و نيرويم از آن ناتوان گشته، و هوشيارى و ذهنم به آن نرسيده، در تمام امورى كه صلاح امر دنيا و آخرتم را در آن مىدانى، پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست - اى خداوندى كه معبودى جز تو نيست، به حقّ اينكه معبودى جز تو نيست - به رحمتت همراه با عافيت آن را براى من انجام ده، آنچه خدا خواست همان مىشود، و هيچ دگرگونى و نيرويى نيست جز به خدا. دعاى گذشته به روايت ديگر اين دعا از اوّل تا جمله كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنينَ كِتاباً مَوْقُوتاً، يا أَرْحَمَ الرّاحمين از مولايمان علىّ بن طالب (عليه السلام) نيز روايت شده، و اين دو روايت باهم اختلاف دارند. درادامهى روايت اميرالمؤمنين (عليه السلام) آمده است: سپس بگو: يا أَللّهُ الْمانِعُ قُدْرَتُهُ خَلْقَهُ، وَالْمالِكُ بِها سُلْطانَهُ، وَ الْمُتَسَلِّطُ بِها فى يَدَيْهِ، كُلُّ مَرْجُوٍّ دُونَكَ يُخَيِّبُ رَجآءَ راجيهِ، وَ راجيك مَسْرورٌ لا يُخَيَّبُ، أَسْأَلُكَ بِكُلِّ رِضاً لَكَ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ أَنْتَ فيهِ، وَ بِكُلِّ شَىْءٍ تُحِبُّ أَنْ تُذْكَرَ بِهِ وَ بِكَ يا أللّهُ، فَلَيْسَ يَعْدِلُكَ شَىْءٌ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلىمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَنْ تَحُوطَنى وَ إِخْوانى وَ وُلْدى، وَ تَحْفَظَنى بِحِفْظِكَ، وَ أَنْ تَقْضِىَ حاجَتى فى كَذا وَ كَذا. - اى خداوندى كه با قدرتت مخلوقات را منع نموده و به واسطهى آن مالك سلطنت و فرمانروايى گشته، و در دو دست [جمال و جلال ]خويش تسلّط و چيرگى دارى، هركسى غير تو كه به او اميد بسته مىشود اميدِ اميدوارانش را نوميد مىگرداند، ولى اميدوار به تو هرگز نوميد و محروم نمىگردد. از تو به [حقّ ]هر خشنوديى كه از هر چيزى كه در آن هستى دارى، و به هر چيزى كه دوست دارى به آن ياد شوى، و به تو اى خدا كه هيچ چيز با تو برابرى نمىكند، درخواست مىنمايم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى، و من و برادران و فرزندانم را نگاهدارى نموده، و به حفظ خويش محافظت نمايى، و حاجتم را دربارهى فلان چيز و فلان چيز برآورده سازى. و هر خواستهاى داشتى ذكر مىكنى، زيرا روايت شده كه پيامبر اكرم(صلى الله على و آله و سلم) فرمود: هر كس اين دعا را، بخواند پيش از اينكه از جايش تكان خورده و جاى ديگر برود، حاجتش برآورده مىشود. 26 - از تعقيبات مهمّ خواندن دعايى كه است كه در پايان تعقيبات و دعاهاى بعد از نماز خوانده مىشود. در روايت آمده كه: لازم است اين دعا در آخر دعاها خوانده شود: أَللّهُمَّ، إِنّى وَجَّهْتُ وَجْهى إِلَيْكَ، وَ أَقْبَلْتُ بِدُعآئِى عَلَيْكَ، راجِياً إِجابَتَكَ، طامِعاً فى مَغْفِرَتِكَ، طالباً ما وَأَيْتَ بِهِ عَلى نَفْسِكَ، مُسْتَنْجِزاً [يا: مُتَنَجِّزاً] وَعْدَكَ، إِذْ تَقُولُ: أُدْعُونى، أَسْتَجِبْ لَكُمْ240، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ أَقْبِلْ إِلَىَّ بِوَجْهِكَ، وَاغْفِرْلى، وَارْحَمْنى، وَ اسْتَجِبْ دُعآئى، يا إِلهَ الْعالَمينَ، - خداوندا، براستى كه روى و تمام وجودم را به سوى تو نمودم، و با دعا كردنم بر تو روى آوردم، در حالى كه اميد به اجابت، و طمع در آمرزشت داشته، و آنچه را خودت بر خودت روا دانسته و وعده دادهاى، درخواست نموده، و وفاى به وعدهات را جويايم. زيرا خود فرمودى كه: مرا بخوانيد، تا دعاى شما را اجابت نمايم. پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و به روى [واسماء و صفات]ات بر من روى آور، و بيآمرز و مورد رحمت خويش قرار ده، و دعايم را مستجاب گردان. اى معبود عالميان. سجدهى شكر، و آداب ظاهرى و معنوى آن 27 - وقتى از خواندن اين دعا فراغت پيدا كردى، مانند كسى كه آگاهانه سجده مىكند، و با خضوع و سجده كردن خواهان قُرب به خداوندگار و معبودش مىباشد، سجدهى شكر بجا آور، و بسان بندهى حقير [و نيازمندى كه خواهان داخل شدن به محضر قرب مولاى عظيم و بزرگ خويش است خود را آماده و مُهيّا نما؛ و حدّاقل حضور قلب داشته باش و خواطر خود را جمع كن، وگرنه [اگر سجده را با حالت غفلت بجا آورى، مانند كسى خواهى بود كه به هلاكت گرفتار شده، و يا خود را به خطر انداخته است، ببين سجدهى مولايمان امام كاظم (عليه السلام) را كه براى تو روايت خواهيم نمود چگونه بوده و چه ذلّت و خاكسارى و بندگىاى را دربرداشته است. و حضرتش الگويى است كه بندگان را به سوى خداوند - جلّ جلاله - خوانده و رهنمون مىگردد، و نگو كه: من توان پيمودن اين راه را ندارم. بلكه به خود بگو: واى بر تو، چگونه مىگويى كه من نمىتوانم؟ و حال آنكه اگر در پيشگاه پادشاه بزرگى ايستاده بودى، مانند بندهى ذليل و خاكسار مىشدى، پس همان گونه كه براى بندهاى از بندگانِ مولايت خاكسارى مىنمايى، تذلّل و افتادگىات براى خدا نيز چنين باشد، كه اگر تو او را نمىبينى، او تو را مىبيند. و اگر نمىتوانستى، مانندِ آن تذلّل را در برابر بندهاى از بندگان سلطانِ عالميان انجام نمىدادى. و اگر آنان به تو مىگفتند كه هيچ ترسى از ناحيهى ما نداشته باش و از سوى ما در اَمان هستى، بر تذلّل و خضوع و فروتنى تو در محضرشان افزوده مىشد، تا به اين وسيله به سوى آنان و محبّتشان تقرّب بجويى.پس حال كه مقام و منزلت بندهاى از بندگان در نزد نَفْسِ تو بالاتر از حرمت سلطان دنيا و آخرت مىباشد، خويش را معذور مدان، و حال كه سجدهى ويژگان درگاه الهى دربردارندهى خضوع و فروتنىاى است كه ذكرش خواهد آمد، پس شايسته است كه تو نيز صاحب گناهان و جنايات هستى، بيم و خشوع و فروتنى مضاعف داشته باشى. سجدهى شكر امام كاظم (عليه السلام) بعد از نماز 28 - در روايت آمده كه حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر (عليه السلام) به سوى بعضى از املاك او رفتيم تا اينكه حضرت به نماز ظهر ايستاد وقتى از نماز فراغت پيدا كرد، به سجده رفت، شنيدم كه آن بزرگوار با صداى اندهناك و در حالى كه اشكها در چشمش حلقه زده بود، مىفرمود:رَبِّ، عَصَيْتُكَ بِلِسانى، وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لاََخْرَسْتَنى، وَ عَصَيْتُكَ بِبَصَرى، وَ لَو شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لاََكْمَهْتَنى [يا: لَكَمَّهْتَنى]، وَ عَصَيْتُكَ بِسَمْعى، وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لاََصْمَمْتَنى، وَ عَصَيْتُكَ بِيَدى، وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَكَنَّعْتَنى، وَ عَصَيْتُكَ بِرِجْلى، وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَجَذَمْتَنى، وَ عَصَيْتُكَ بِفَرْجى، وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَعَقَّمْتَنى، وَ عَصَيْتُكَ بِجَميعِ جَوارِحِىَ الَّتى أَنْعَمْتَ بِها عَلَىَّ، وَ لَيْسَ هذا جَزآؤَك مِنّى. - پروردگار، با زبانم از تو نافرمانى نمودم به عزّتت سوگند اگر خواسته بودى مسلّماً لالم نموده بودى، و با ديدهام معصيت تو را نمودم، به عزّتت سوگند، اگر خواسته بودى بىگمان نابينايم فرموده بودى، و با گوشم نافرمانى تو را نمودم، به سربلندىات سوگند، اگر مشيّتت تعلّق گرفته بود حتماً ناشنوايم نموده بودى، و با دستم معصيت تو را نمودم، به سرافرازىات سوگند، اگر خواسته بودى مسلّماً دست مرا شل و خشك فرموده بودى، و با پايم معصيت نمودم، به عزّتت سوگند اگر خواسته بودى آن را قطع [و يا به بيمارى جذام گرفتارم] نموده بودى، و با عورتم معصيت تو را نمودم، به عزّتت سوگند اگر مىخواستى مسلّماً نازايم مىفرمودى، و با تمام اعضاء و جوارحم كه آنها را من ارزانى داشتى گناه تو را نمودم، و اين پاداش مناسب تو نبود. راوى گويد: شمردم حضرت هزار بار أَلْعَفْو أَلْعَفْو فرمود، سپس طرف راست صورت خود را بر زمين گذاشت، و شنيدم كه با صداى حزن آلود سه بار فرمود: بُؤْتُ إِلَيْكَ بِذَنْبى، عَمِلْتُ سُوءاً، وَ ظَلَمْتُ نَفْسى، فَاغْفِرْلى، فَإِنَّهُ لايَغْفِرُ الذُّنُوبَ غَيْرُكَ، يا مَوْلاىَ، [يا مَوْلاىَ.] - به گناهم در نزد اعتراف نمودم، عمل زشت انجام دادم و به خود ستم نمودم، پس مرا بيآمرز، كه جز تو گناهان را نمىآمرزد، اى مولاى من، [اى آقاى من]. سپس طرف چپ صورت خود را به زمين گذاشت. شنيدم كه سه بار فرمود: إِرْحَمْ مَنْ أَسآءَ وَاقْتَرَفَ، وَ اسْتَكانَ وَاعْتَرَفَ. - رحم آر بر كسى كه عمل بد انجام داده و مرتكب گناه شد، و فروتنى و خاكسارى نموده و اعتراف كرد. سپس سر از سجده برداشت. 29 - وقتى سر از سجده برداشتى، آنچه را كه در روايت آمده كه: پيامبر اكرم(صلى الله على و آله و سلم) هماره وقتى مىخواست از جايى كه نماز خوانده بود بر خيزد، دست راستش را بر پيشانىاش مىكشيد و مىفرمود: لَكَ الْحَمْدُ، وَ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ، الرَّحْمنُ الرَّحيمُ، إِذْهَبْ عَنِّى الْغَمَّ وَ الْحُزْنَ وَالْفِتَنَ، ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ. - حمد و ستايش تنها تو راست، و معبودى جز تو كه آگاه به نهان و آشكار، و رحمت گستر و مهربان [ويژه به مؤمنان ]هستى، وجود ندارد، غم و اندوه و فتنهها و گرفتاريها و امتحانات آشكار و نهان را از من برطرف فرما. و فرمود: هيچ يك از امّت من اين را نمىگويد، مگر آنكه خداوند هر چه مىخواهد به او عطا مىفرمايد. و نيز در حديث ديگرى آمده است كه: وقتى خواستى اين كلمات را بگويى، سه بار دست راست خويش را بر جاى سجدهات بكش و در هر بار دستت را بر صورتت بكش، و در هر بار كلمات مذكور را بگو. 30 - اگر درد و بيمارى داشته باشى، آنچه را كه از امام صادق (عليه السلام) روايت شده انجام بده، كه حضرت (عليه السلام) فرمود: دعايى است كه در تعقيب هر نمازى كه مىخواهى از آن خارج گردى، خوانده مىشود. پس اگر درد و بيماريى داشتى وقتى نمازت را تمام كردى، دستت را بر سجده گاهت از زمين بكش و اين دعا را بخوان، و هفت بار دستت را بر جاى درد بكش، و در آن حال بگو: يا مَنْ كَبَسَ الاَْرْضَ عَلَى الْمآءِ، وَ سَدَّ الْهَوآءَ بِالسَّمآءِ، وَ اخْتارِ لِنَفْسِهِ أَحْسَنَ الاَْسْمآءِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَافْعَلْ بى كَذا وَ كَذا، [وَ ارْزُقْنى كَذا وَ كَذا]، وَعافِنى مِنْ كَذا وَ كَذا. - اى خدايى كه زمين را بر روى آب [و هوا] گسترانيده و آن را پوشاندى، و هوا را با آسمان بر بسته و مسدود نمودى، و نيكوترين نامها [و كمالات] را براى خويش برگزيدى، بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و به من چنين و چنان كن، [و فلان چيز و فلان چيز را روزىام گردان]، و از فلان چيز و فلان چيز عافيت بخش. 31 - همچنين جدّ سعيدم ابوجعفر طوسى - رضوان اللَّه عليه - فرمود: و مستحبّ است كه نمازگزار در سجدهى شكر براى برادران مؤمن خود دعا نمايد، و نيز بگويد: أَللّهُمَّ، رَبَّ الْفَجْرِ وَاللَّيالِى الْعَشْرِ وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ، وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ، وَ رَبَّ كُلِّ شَىْءٍ، وَإِلهَ كُلِّ شَىْءٍ، وَ خالِقَ كُلِّ شَىْءٍ، وَ مَليكَ كُلِّ شَىْءٍ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدً وَ آلِهِ، وَافْعَلْ بى وَ بِفُلانٍ ما أَنْتَ أَهْلُهُ، وَ لا تَفْعَلْ بِنا ما نَحْنُ أَهْلُهُ، فَإِنَّكَ أَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ - خداوندا، اى پروردگار سپيده دم [روز دهم ذى الحجّه] و شبهاى دهگانهى [نخست ذى الحجّه] و آن [روز] زوج و فرد [يعنى روز ترويه كه زوج هشتم ذى الحجّه است و روز عرفه كه فرد و نهم ذى الحجّه مىبارد] و پروردگار آخر شب و پروردگار هر چيز و معبود تمام اشياء و آفريننده تمام موجودات و فرمانرواى و هرچيز، بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و به من و به فلانى هر چه را كه خود زيبندهى آن هستى بكن، و آنچه را كه ما سزاوار آنيم مكن، كه تو اهل تقوى و نگاهدارى و زيبندهى آمرزش مىباشى. سپس سر از سجده بردار و بگو: أللّهُمَّ، أَعْطِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ السَّعادَةَ فِى الرُّشْدِ وَ إِيمانَ الْيُسْرِ وَ فَضيلَةً فِى النِّعَمِ وَ هَنآئَةً فِى الْعِلْمِ، حَتّى تُشَرِّفَهُمْ عَلى كُلِّ شَريفٍ. أَلْحَمْدللَّهِِ وَلِىِّ كُلِّ نِعْمَةٍ، وَ صاحِبِ كُلِّ حَسَنَةٍ، وَ مُنْتَهى كُلِّ رَغْبَةٍ، لَمْ يَخْذُلْنى عِنْدَ شَديدَةٍ، وَ لَمْ يَفْضَحْنى [سوء ]بِسَريرَةٍ،241 فَلَِسيِّدِى الْحَمْدُ كَثيراً. - خداوندا، نيكبختى در رشد و هدايت، و راحتى ايمان، برترى در نعمتها، و گوارايى بدون سختى و رنج در دانش را به محمّد و آل محمّد عطا فرما، تا اينكه آنان را بر هر بزرگى برترى دهى. ستايش خدا را، [كه] سرپرست هر نعمت، و صاحب هر نيكى، و منتهاى هر ميل و رغبت است، [هم او كه] در هر سختى و ناگوارى مرا بىياور نگذاشت، و به واسطهى باطن و درون [و صفات بد ]مرا رسوا نفرمود، پس ستايش فراوان تنها براى آقا و سرورم مىباشد. سپس بگو: أَللّهُمَّ، لَكَ الْحَمْدُ كَما خَلَقْتَنى وَ لَمْ أَكُنْ شَيْئاً مُذْكُوراً، رَبِّ، أَعِنّى عَلى أَهْوالِ الدُّنْيا وَ بَوائِقِ الدَّهْرِ وَ نَكَباتِ الزَّمانِ وَ كُرُباتِ الْآخِرَةِ وَ مُصيباتِ اللَّيالى وَ الاَْيّامِ، وَ اكْفِنى شَرَّ ما يَعْمَلُ الظّالِمُونَ فِى الاَْرْضِ، وَ فى سَفَرى فَاصْحَبْنى، وَ فى أَهْلى فَاخْلُفْنى، وَ فيما رَزَقْتَنى فَبارِكْ لى، وَ فى نَفْسى لَكَ فََذلِّلْنى، وَ فى أَعْيُنِ النّاسِ فَعَظِّمْنى، وَ إِلَيْكَ فَحَبِّبْنى، وَ بِذُنُوبى فَلا تَفْضَحْنى، وَ بِعَمَلى فَلا تَبْتَلِنى، وَ بِسَريرَتى فَلا تُخْزِنى، وَ مِنْ شَرِّ الْجِنِّ وَالْأِنْسِ فَسَلِّمْنى، وَلَِمحاسِنِ الاَْخْلاقِ فَوَفِّقْنى، وَ مِنْ مَساوِى الاَْخْلاقِ فَجَنِّبْنى. إِلى مَنْ تَكِلُنى يا رَبَّ الْمُسْتَضْعَفينَ، وَ أَنْتَ رَبّى؟ إِلى عَدُوٍّ مَلَّكْتَهُ أَمْرى، أَمْ إِلى بَعيدٍ فَيَتَهَجَّمُنى [يا: فَيَتَجَّهُمنى] فَإِنْ لَمْ تَكُنْ غَضِبْتَ عَلَىَّ يارَبِّ فَلا أُبالى، غَيْرَ أَنَّ عافِيَتَك أَوْسَعُ لى وَ أَحَبُّ إِلَىَّ. أَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ الَّذى أَشْرَقَتْ لَهُ السَّماواتُ وَ الاَْرْضُ، وَ كُشِفَتْ بِهِ الظُّلْمَةُ، وَ صَلُحَ عَلَيْهِ أَمْرُ الاَْوّلينَ وَالْآخِرينَ، مِنْ أَنْ يَحُلَّ عَلَىَّ غَضَبُكَ، أَوْ يَنْزِلَ بى سَخَطُكَ، لَكَ الْحَمْدُ حَتّى تَرْضى وَ بَعْدَ الرِّضا، وَ لا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ إِلاّ بِكَ. - خداوندا، سپاس تو را همان گونه كه مرا آفريدى در حالى كه هيچ چيز قابل ذكر نبودم. پروردگار، مرا بر هول و هراسهاى دنيا و مصيبتهاى روزگار و گرفتاريهاى زمانه و ناراحتيهاى گلوگير آخرت و مصيبتهاى شبانه روز يارى فرما، و از شرّ آنچه كه ستمگران در زمين انجام مىدهند كفايت فرما، و در سفرم همراه من، و در خانوادهام جانشين من باش، و آنچه را به من روزى دادى پر خير و بركت گردان، و مرا در نزد خويش ذليل، و در چشم مردم بزرگ گردان. و در نزد خود مرا محبوب نما، و به واسطهى گناهانم مفتضح، و به جهت كردارم گرفتارم، و به واسطهى درون [و صفات بدم] رسوايم مفرما، و از شرّ جنّ و انس سلامتم بدار، و به اخلاق نيكو مؤفّقم گردان، و از اخلاق ناپسند دورم بدار. اى پروردگار ناتوانان، مرا به چه كسى مرا واگذار مىكنى، در حالى كه تو پروردگار من هستى؟ (آيا) به دشمن [و شيطان]ى كه مالك امرم گردانيدهاى، يا به شخص دورى بر من هجوم آورد [يا: كه با روى ناخوش با من برخورد كند]؟! پس اى پروردگار من، اگر تو بر من خشم نگيرى، با كى ندارم، جز اينكه عافيت تو براى من وسيعتر و دوست داشتنىتر است. پناه مىبرم به روى [و اسماء و صفات] بزرگوارت كه آسمانها و زمين بدان روشن گرديده، و تاريكى به واسطهى آن برطرف شده، و امر اوّلين و آخرين بدان شايسته و درست گشته، از اينكه مشمول غضبت گردم، يا خشمت بر من فرود آيد. ستايش مخصوص توست تا اينكه خشنود گردى، و [تا حتّى] بعد از خشنودىات. و هيچ دگرگونى و نيرويى نيست جز به تو. فضيلت نماز واقعى از ديدگاه روايت اينك فضيلت نماز كسانى را كه به تدبير خداوند - جلّ جلاله - راضى و خرسند هستند، و به شرطها و پيمانهاى خود با خداوند - جلّ جلاله - وفا مىكنند، ذكر مىكنيم:در روايت آمده كه ابن عبّاس گفت: رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) فرمود: خداوند متعال فرشتهاى دارد كه سخائيل [يا: سنحائيل ]ناميده مىشود، كه وقت هر نماز برائتهاى نماز گزاران را از پروردگار عالميان - جلّ جلاله - مىگيرد. پس وقتى مؤمنين صبح بپا خاسته و وضو گرفته و نماز صبح را خواندند، برائتى از خداوند - عزّوجلّ - براى آنان مىستاند كه در آن نوشته شده است: منم خداوند باقى و پايدار، بندگان و كنيزان من، شمارا در حرز و حراست خود قرار داده و در حفظ و تحتِ كَنَف و حمايتم گردانيدم. به عزّتم سوگند، هرگز شما را بىياور نخواهم گذاشت، و تا ظهر گناهانتان آمرزيده است. و هنگامى كه ظهر شد و مؤمنين بپا خاسته و وضو گرفته و نماز خواندند، برائت دوّم را از خدا - عزّوجلّ - براى آنان مىگيرد، كه در آن نوشته شده: منم خداوند قادر و توانا، اى بندگان و كنيزان من، گناهان شما را به كارهاى نيك مبدّل گردانيده، و بديهايتان را آمرزيدم، و به واسطه خشنودىام، شما را در خانهى جلال و عظمتم داخل گردانيدم. و هنگامى كه عصر شد و بپا خاستند و وضو گرفتند و نماز خواندند، برائت سوّم را از خداوند - عزّوجلّ - براى آنان مىگيرد كه در آن نوشته شده: منم خداوند جليل و بزرگوار، كه يادم بزرگ و پاك، و سلطنت و پادشاهىام عظيم است. بندگان و كنيزان من، بدنهاى شما را بر آتش حرام گردانيده و شما را در جايگاه ابرار و نيكان جاى دادم، و به رحمت خويش شرّ اشرار را از شما دور نمودم. و هنگامى كه وقت نماز مغرب شد، و مؤمنين بپا خاسته و وضو گرفته و نماز خواندند، برائت چهارم را از خداوند - عزّوجلّ - براى آنان مىگيرد كه در آن نوشته شده: منم خداوند جبّار بزرگ متعال، بندگان و كنيزان من، فرشتگانم از نزد شما با خرسندى و خشنودى به بالا آمدند، و بر من سزاوار است كه شما را خشنود و خرسند گردانم و هرچه را كه آرزو داريد در روز قيامت به شما عطا كنم. و هنگامى كه وقت نماز عشا رسيد و آنان بپا خاسته و وضو گرفته و نماز خواندند، برائت پنجم را از خداوند - عزّوجلّ - براى آنان مىگيرد كه در آن نوشته شده: منم خدايى كه معبودى جز من نيست و پروردگارى جز من وجود ندارد. بندگان و كنيزان من، در خانههايتان طهارت نموده، و به خانههاى من و مساجد رفتيد، و مستغرق در ذكر و ياد من شده، و حقّ مرا شناختيد، و نمازهايى كه بر شما واجب كرده بودم ادا نموديد، تو را گواه مىگيرم اى سنحائيل و اى ساير [و يا: همهى] فرشتگانم، براستى كه من از آنان خرسند و خشنود گرديدم. حضرت فرمود: آنگاه سنحائيل هر شب بعد از نماز عشا سه بار ندا مىكند: اى فرشتگان خدا، براستى كه خداوند - تبارك و تعالى - نمازگزاران مُوَحِّد را آمرزيد. پس هيچ فرشتهاى در آسمانهاى هفتگانه نمىماند مگر اينكه براى نمازگزاران طلب آمرزش و استغفار مىنمايد و براى آنان به مداومت بر نمازگزاردن دعا مىكند. پس هر بنده (زن و يا مرد) كه نمازِ شب روزىاش شده، و با اخلاص براى خدا بپا خاسته و وضوى كامل گرفته و با نيّت صادق و قلب سليم و بدن فروتن و چشمِ اشكبار براى خداوند - عزّوجلّ - نماز بخواند، خداوند تبارك در پشت او نُه صف از فرشتگان را قرار مىدهد، كه در هر صف عدّهاى كه شمارهاش را جز خداوند - تبارك و تعالى - نمىتواند بشمارد قرار مىگيرند، يك طرف صف در مشرق و ديگرى در مغرب قرار دارد. حضرت فرمود: پس وقتى وى از نماز فراغت پيدا كرد، به عدد آنان براى او درجه و پايهى ايمانى نوشته مىشود. راوى حديث منصور مىگويد: وقتى ربيع بن بدر اين حديث را نقل مىكرد، مىگفت: كجايى تو اى كسى كه از اين كَرَمَ و بزرگوارى غفلت دارى؟ و كجايى از اين برخاستن و عبادت در شب، و از اين پاداش فراوان و بزرگ، و از اين كرامت و بخشش؟ توضيح نكاتى چند دربارهى حديث گذشته مبادا گمان كنى به كسى كه با حالت غفلت از خداوند - جلّ جلاله - و همراه با خوار و كوچك شمردن حُرمت خداوند - جلّ جلاله - نماز مىخواند نيز اين گونه عطا و بخشش مىشود، زيرا همان گونه كه پيش از اين توجّه داديم نماز اين دسته، از بديها و گناهان محسوب مىشود و بنده در هنگام فراغت از اين گونه نمازها نيازمند به درخواست عفو و گذشت از درگاه الهى است.آيا نمىبينى كه در همين حديث چگونه خداوند دربارهى نمازگزارانى كه آن نويدها و آن جُود و بخشش وعده داده شده مىفرمايد: براستى كه فرشتگانم از نزد شما با خشنودى و رضايت بالا آمدند. و تو خود مىدانى كه نَفْس تو به تدبير خداوند نسبت به خود و عيال و آرزوها و حالاتت خشنود نيست. و همچنين در آن قسمت حديث كه مىفرمايد: مستغرق در ذكر و ياد من شده و حقّم را شناخته و نمازهايى را كه بر شما واجب كرده بودم ادا نموديد. و تو مىدانى كه در بيشتر اوقات مستغرق در ياد دنيا هستى، و نسبت به حقّ خداوند - جلّ جلاله - معرفت ندارى، و حداقلّ آن را مانند بجا آوردن حقّ برخى از بندگان خدا كه در نزدت عزيز و ارجمند است، انجام نمىدهى. و نيز آنجا كه پيرامون نماز نافلهى شب مىفرمايد كه: با قلب سليم و بدن خاشع و فروتن و چشم اشكبار نماز مىگزارند. و توجّه دارى كه اگر حال تو اينچنين نباشد، تمام نمازت ضايع و نابود، و يا جنايت و گناهى است از ناحيه تو. فصل بيستم: آداب و اسرار و تعقيبات نافلههاى نماز عصر اهميّت دعاهاى وارده در تعقيب نافلههاى عصر دعاهايى كه براى نافلههاى نماز عصر ذكر مىكنيم، دعاهايى است كه مورد نظر پروردگار است، و هركس آنها را بخواند در مقام استجابت قرار مىگيرد، لذا بايد در اواخر آنها ذكر حوايج مهمّ را مغتنم شمرد.وقتى بنده از تعقيب نماز ظهر به همان صورت كه شرح داديم فراغت پيدا كرد، براى انجام نافلههاى نماز عصر بپا مىخيرد، و هر دو ركعت آن را به اين نيّت آغاز مىكند كه: دو ركعت نماز مستحبّى بجا مىآورم، تا بدين وسيله خداوند - جلّ جلاله - را از آن جهت كه زيبندهى پرستش است عبادت نمايم و تكبيرة الاحرام و أَعوُذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ مىگويد و بعد سورهى حمد و بعد از آن هر سوره قرآن را كه خواست مىخواند، و اگر در هر ركعت همراه با حمد، سورهى قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدَ، و إِنّا أَنْزَلْناه، و آية الكرسىّ را بخواند، پيش از اين يعنى هنگام ذكر نافلههاى نماز ظهر - فضيلت آن را يادآور شده و راه عمل به آن را تسهيل نموديم - بهتر خواهد بود. وقتى بنده سلام دو ركعت اوّل از نوافل عصر را گفت و تسبيح حضرت زهرا(عليهاالسلام) را به همان كيفيّتى كه گفتيم بجا آورد، بگويد: أَللّهُمَّ، إِنَّهُ لا إلهَ إِلاّ أَنْتَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ الْعَليمُ الْعَظيمُ الْحَليمُ الْكَريمُ الْخالِقُ الرّازِقُ الُْمحِى الْمُميتُ الْبَدىءُ الْبَديعُ، لَكَ الْحَمْدُ وَ لَكَ الْكَريمُ، وَ لَكَ الْمَنُّ وَ لَكَ الْجُودُ وَالاَْمْرُ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ، يا واحِدُ، يا أَحَدُ، يا صَمَدُ، يا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ، وَ لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَافْعَلْ بى كَذا وَ كَذا. - خداوندا، همانا معبودى جز تو كه زنده و پاينده [و بر پا دارندهى مخلوقات] و آگاه و بزرگ و بردبار و بزرگوار و آفريننده و روزى دهنده و زنده كننده و ميراننده و آغاز كننده و نو آفرين هستى، وجود ندارد. حمد و سپاس از آن توست، و بزرگوارى تو راست، و منّت و بخشش براى توست، و جُود و امر [و دستور، و يا: عالم امر] تنها براى توست و شريكى براى تو نيست. اى يگانه، اى بىهمتا، اى بىنياز، اى كسى كه نه زادهاى و نه زاده شدهاى و هيچ كس همتاى تو نيست، و هيچ كس را نه به زنى و نه به فرزنداى گرفتهاى، بر محمّد و آل محمد درود فرست و به من چنين و چنان كن. سپس بگويد: يا عُدَّتى فى كُرْبتَى، يا صاحِبى فى شِدَّتى، يا مُونِسى فى وَحْشَتى [يا: وَحْدَتى]، وَ يا وَلِىَّ نِعْمَتى، و يا إِلهى وَ إِلَهَ آبائِىَ الاَْوَّلينَ، إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَالاَْسْباطِ، وَ رَبَّ مُوسى وَ عِيْسى وَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ - عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ - صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَافْعَلْ بىكَذا وَ كَذا. - اى توشه و ذخيرهى من در هنگام ناراحتى سخت، اى همراه من در هنگام سختى، اى انيس و مونس من در حال تنهايى، اى سرپرست نعمت من، و اى معبود من و معبود پدران نخستم حضرت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط، و پروردگار حضرت موسى و عيسىو محمّد و آل او - عليه و عليهم السّلام - بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و به من چنين و چنانكن. و هر خواستهاى كه داشت، ذكر مىكند. دعاى بعد از سلام دو ركعت دوّم در روايتى محمّد بن مسلّم مىگويد: به آن حضرت242 عرض كردم: دعايى به من بيآموز. فرمود: چرا از دعاى اِلْحاح غفلت دارى؟ عرض كردم: دعاى اِلْحاح كدام است؟ فرمود:أَللّهُمَّ، رَبَّ السَّمواتِ السَّبْعِ، وَ رَبَّ الاَْرْضينَ السَّبْعِ وَ ما فيهِنَّ [وَ ما بَيْنَهُنَ]، وَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ، [وَ رَبَّ جَبْرَئيلَ وَ ميكائيلَ وَ إِسْرافيلَ، وَ رَبِّ السَّبْعِ الْمَثانى وَ الْقُرْآنِ الْعَظيمِ،] وَ رَبَّ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيِّينَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَسْأَلُكُ بِاسْمِكَ الاَْعْظَمِ الَّذى بِهِ تَقُومُ السَّمآءُ وَ بِهِ تَقُومُ الاَْرْضُ [يا: تَقُوُم بِهِ السَّمآءُ وَالاَْرْضُ]، [وَ بِهِ تُحْىِ الْمَوْتى وَ تُميتُ الاَْحيآءَ]، [وَ تَرْزُقُ الاَْحْيآءَ ]وَ تُفَرِّقُ بَيْنَ الْجَميعِ، وَ تجْمعُ بَيْنَ الْمُتَفَرِّقِ، وَ بِهِ أَحْصَيْتَ عَدَدَ الْآجالِ وَ وَزْنَ الْجِبالِ وَ كَيْلَ الْبِحارِ أَسْأَلُكَ يا مَنْ هُوَ كَذلِكَ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَنْ تَفْعَلَ بى كَذا وَ كَذا. - خداوندا، اى پروردگار آسمانهاى هفتگانه، و اى پروردگار زمينهاى هفتگانه و هرچه در آنها [و در ميان آنها] است، و پروردگار عرش بزرگ [و پروردگار جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و پروردگار هفت آيه پى در پى - يعنى سورهى حمد - و قرآن بزرگ، ]و پروردگار حضرت محمّد خاتم پيامبران، بر محمّد و آل او درود فرست، به حقّ اسم اعظم تو كه آسمان و زمين بدان برپاست. [و مردگان را به آن زنده مىگردانى، و زندگان را مىميرانى،] [و زندگان را بدان روزى مىدهى] و ميان جمع جدايى افكنده، و ميان [امور ويا اشخاص] جدا و پراكنده گرد مىآورى، و شمارهى سرآمدِ عمر و اجلها و وزن كوهها و پيمانهى درياها را به شماره درمىآورى، از تو درخواست مىنمايم، اى خداوندى كه چنين هستى، كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى، و به من چنين و چنان فرمايى. و حاجتت را بخواه [و در آن الحاح و اصرار نما، كه اين دعاى نَجاح و كاميابى است. ناگفته نماند كه: اين دعا در روايت ديگر با الفاظ ديگر و به صورت ديگر روايت شده است. دعاى بعد از سلام دو ركعت سوّم اين دعا را جدّم ابوجعفر طوسى ذكر نموده، البتّه با اين تفاوت كه متن دعاى حضرت يوسف (عليه السلام) را - ذكر نكرده. آنچه كه وى - رحمةاللَّه عليه - ذكر فرموده درست به اين صورت است:أَللّهُمَّ، إِنّى أَدْعُوكَ بِما دَعاكَ بِهِ عَبْدُكَ، [يُونُسُ] إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً، فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ [يا: تَقْدِرَ] عَلَيْهِ، فَنادى فِى الظُّلُماتِ: أَنْ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ، سُبْحانَكَ، إِنّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ، فَاسْتَجبْتَ لَهُ وَ نَجَّيْتَهُ مِنَ الْغَمِّ [وَ كَذلِكَ نُنْجِى - يا: تُنْجِى - الْمُؤْمِنينَ]، فَإِنَّهُ دَعاكَ وَ هُوَ عَبْدُكَ، وَ أَنَا أَدْعُوكَ وَ أَنَا عَبْدُكَ، وَ سَأَلَكَ وَ هُوَ عَبْدُكَ، وَ أَنَا أَسْأَلُكَ وَ أَنَا عَبْدُكَ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَنْ تَسْتَجيبَ لى كَمَا اسْتَجَبْتَ لَهُ، وَ أَدْعُوكَ بِما دَعاكَ بِهِ عَبْدُكَ أَيُّوبُ، إِذْ مَسَّهُ الضُّرُّ، فَدَعاكَ: إِنّى مَسَّنِى الضُّرُّ، وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرّاحِمينَ، فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَ كَشَفْتَ ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ، وَ آتَيْتَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ، فِإِنَّهُ دَعاكَ وَ هُوَ عَبْدُكَ، وَ أَنَا أَدْعُوكَ وَ أَنَا عَبْدُكَ، وَ سَأَلَكَ وَ هُوَ عَبْدُكَ، وَ أَنَا أَسْأَلُكَ وَ أَنَا عَبْدُكَ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ [وَ أَنْ تُفَرِّجُ عَنّى كَما فَرَّجْتَ عَنْهُ]، وَ أَنْ تَسْتَجيبَ لى كَمَا اسْتَجَبْتَ لَهُ، وَ أَدْعُوكَ بِما دَعاك بِهِ يُوسُفُ، إِذْ فَرَّقْتَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ أَهْلِهِ، وَ إِذْ هُوَ فِى السِّجْنِ، فَإِنَّهُ دَعاكَ وَ هُوَ عَبْدُكَ، وَ أَنَا أَدْعُوكَ وَ أَنَا عَبْدُكَ، وَ سَأَلَكَ وَ هُوَ عَبْدُكَ، وَ أَنَا أَسْأَلُكَ وَ أَنَا عَبْدُكَ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلىمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَنْ تُفَرِّجَ عَنّى كَما فَرَّجْتَ عَنْهُ، وَ أَنْ تَسْتَجيبَ لى كَمَا اسْتَجَبْتَ لَهُ، وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، [وَافْعَلْ بى كَذا وَ كَذا]. - خداوندا، تو را به آنچه كه بندهات [حضرت يونس] خواند مسألت دارم، هنگامى كه با حالت خشمناك [از عدم هدايت قوم خويش] رهسپار گرديد، و گمان كرد كه تو بر او تنگ نمىگيرى، پس در تاريكيها ندا كرد كه: معبودى جز تو نيست، پاك و منزّهى تو، براستى كه من از ستمكاران هستم پس [دعاى] او را اجابت فرموده و از غم و اندوه رهايى دادى، [و اينچنين مؤمنان را نجات مىدهى]، زيرا او تو را خواند و بندهى تو بود، و من تو را مىخوانم و بندهى توام، از تو درخواست نمود و بندهى تو بود، و من بندهى توام و از تو درخواست مىنمايم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى، و چنانكه براى او اجابت نمودى براى من نيز اجابت فرمايى، و تو را به همان دعايى كه بندهات حضرت ايّوب خواند مىخوانم، آن هنگام كه رنجورى به او رسيد، پس دعا كرد: همانا من به رنجورى مبتلا شدم و تو مهربانترين مهربانها مىباشى و تو دعاى او را اجابت فرموده و رنجورى او را برطرف نموده و خانوادهى او و همانند آنها را همراه آنان به او عطا فرمودى، زيرا او تو را خواند و بنده تو بود، و من تو را مىخوانم و بندهى توام، و از تو درخواست نمود در حالى كه بنده تو بود، و من بندهى توام واز تو درخواست مىكنم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى و چنانكه ناراحتى و مشكل او را گشودى مشكل مرا نيز بگشاى، چنانكه براى او اجابت فرمودى براى من نيز اجابت فرمايى، و تو را به همان دعايى كه حضرت يوسف به آن خواند مىخوانم، آن هنگام كه ميان او و خانوادهاش جدايى انداختى و نيز در حالى كه در زندان بود، زيرا او تو را خواند و بنده تو بود، و من نيز بندهى توام و تو را مىخوانم، و او بندهى تو بود و از تو مسألت نموده و من نيز بندهى توام و از تو درخواست مىنمايم، كه بر محمد و آل محمّد درود فرستى و چنانكه براى او اجابت فرمودى براى من نيز اجابت فرمايى، و بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و به من چنين و چنان كن. و حاجتت را ذكر مىكنى.243 دعاهاى مختلف حضرت يوسف (عليه السلام) اينك مىگويم: شايد علّت عدم ذكر دعاى حضرت يوسف (عليه السلام) در اين دعا آن بوده كه آن بزرگوار دعاهاى بسيارى در زندان نموده، چنانكه در روايتى آمده كه از حضرت صادق (عليه السلام) دربارهى دعاى حضرت يوسف (عليه السلام) پرسيده شد. فرمود: دعايش بسيار بود، ليكن وقتى زندان براى او سخت شد، به درگاه الهى سجده نمود و عرض كرد:أَللّهُمَّ، إِنْ كانَتِ الذُّنُوبُ قَدْ أَخْلَقَتْ وَجْهى عِنْدَكَ، فَلَنْ تَرْفَعَ لى إِلَيْكَ صَوْتاً، فَأَنَا أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِوَجْهِ الشَّيْخِ يَعْقُوبَ. - خداوندا، اگر گناهانم مرا در نزد تو بىآبرو نموده، و مانع آن شده كه صداى من به درگاه تو بالا رود، پس من به واسطهى آبروى پيرمرد بزرگوار، حضرت يعقوب به سوى تو متوجّه مىشوم. سپس امام صادق (عليه السلام) گريست و فرمود: درود و رحمت خداوند بر حضرت يعقوب و يوسف(عليهماالسلام). ولى من مىگويم: أَللّهُمَّ، بِاللَّهِِ وَ بِرَسُولِهِ(صلى الله على و آله و سلم) - خداوندا، به واسطهى قرار دادن تو و رسولت به تو متوجّه مىشوم. ناگفته نماند كه ديگر - دعاى حضرت يوسف (عليه السلام) در حديث ديگر افزون بر اين روايت شده. ابن خارجة مىگويد: از دگرگونى وضعيّتم244 به محضر امام صادق (عليه السلام) گله نمودم. فرمود: چرا از دعاى حضرت يوسف (عليه السلام) غفلت دارى؟ عرض كردم: دعاى ايشان چه بود؟ فرمود: او پيوسته مىفرمود: سَكَنَ جِسْمى مِنَ الْبَلْوى، وَ سَبَقَنى لِسانى بِالْخَطيَئةِ، فَإِنْ يَكُنْ وَجْهى خَلَقَ عِنْدَكَ، وَ حَجَبَتِ الذُّنُوبُ صَوْتى عَنْكَ، فَإِنّى أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِوَجْهِ الشَّيْخِ يَعْقُوبَ. - جسمم به واسطه بلا و گرفتارى از كار باز ايستاده، و زبانم به گناه پيشى گرفته، پس اگر در نزد تو بى آبرو شدهام، و گناهان مانع رسيدن صدايم به تو شده، پس به واسطهى آبروى پيرمرد بزرگوار حضرت يعقوب به تو متوجّه مىشوم. وى مىگويد عرض كردم: حضرت يوسف (عليه السلام) مىگفت: بِوَجْهِ الشَّيْخِ يَعْقُوبَ من چه بگويم؟ فرمود: مىگويى: بِوَجْهِ مُحَمَّدٍ، صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ عَلى أَهْلِ بَيْتِهِ. - به آبروى حضرت محمّد - كه درود خداوند بر او و بر اهل بيت او باد - به تو متوجّه مىشوم. گفتنى است كه دعاى حضرت يوسف (عليه السلام) در زندان با الفاظ ديگر نيز نقل شده است. امّا عبارت سَكَنَ جِسْمى مِنَ الْبَلْوى شايد در اصل شَكا جِسْمى مِنْ الْبَلْوى:( جسمم از بلا و گرفتارى به درد آمده و به درگاه تو گلهمند است.) بوده، ليكن من لفظ را به همان صورت كه يافتم نقل كردم. همچنين از بهترين دعاهاى حضرت يوسف (عليه السلام) در چاه، دعاى است كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: هنگامى كه برادران حضرت يوسف - صلوات اللَّه عليه - وى را در چاه انداختند، جبرئيل بر او نازل شد و گفت: اى پسر، چه كسى تو را در اين چاه انداخت؟ فرمود: برادرانِ پدرىام به من حسد ورزيدند. گفت: آيا مىخواهى از اين چاه بيرون آيى؟ فرمود: اين امر به دست معبود و خداوند ابراهيم و اسحاق و يعقوب است. جبرئيل گفت: خداوند به تو مىفرمايد كه بگويى: أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْأَلُكَ بِأَنَّ لَكَ الْحَمْدَ، لا إِلهَ إِلاّ أنْتَ [الْمَنّانُ ]بَديعُ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ، يَا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَنْ تَجْعَلَ لى مِنْ أَمْرى فَرَجاً وَ مَخْرَجاً، وَ تَرْزُقَنى مِنْ حَيْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَيْثُ لا أحْتَسِبُ. - خداوندا، همانا از تو درخواست مىنمايم - به [حقّ] اينكه ستايش مختصّ توست، [و] معبودى جز تو كه [بسيار بخشندهاى و ]نوآفرين آسمانها و زمين هستى وجود ندارد، اى صاحب بزرگى و بزرگوارى - كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى، و در امر من گشايش و راه بيرون آمدنى قرار دهى، و چه از آنجا كه گمان دارم و چه از آنجا كه گمان ندارم، روزىام دهى. علّت اختلاف دعاهاى حضرت يوسف (عليه السلام) اينك مىگويم: حضرت يوسف (عليه السلام) به امور گوناگونى امتحان شد، شايد در هر بلا و گرفتارى، دعا يا دعاهايى داشته، و چه بسا كه آن بزرگوار دو دعاى نخست را كه پيشتر ذكر نموديم در زندان عزيز مصر، و دعاى سوّم را هنگام محبوس شدن در چاهى بوده كه برادرانش وى را بدان انداخته بودند، خوانده است.]دعاى بعد از سلام دو ركعت چهارم قابل توجّه است كه: اين دعا، دعاى جليل و عظيمى است، و ما آن را به چندين سند روايت كردهايم، دو طريق آن را در اينجا ذكر مىكنيم، زيرا در الفاظ دعا كه به سندهاى مختلف نقل شده، افزونى و كاستى وجود دارد.امّا طريقِ اوّل اينكه علىّ بن نصر نامهاى به حضرت245 نوشت و از او درخواست نمود كه در ذيل آن دعايى مرقوم فرموده و به وى بيآموزد، كه در اثر خواندن آن از گناهان محفوظ بماند و نيز جامع بين حوائج دنيا و آخرت باشد. حضرت به خطّ خويش مرقوم فرمود: يامَنْ أَظْهَرَ الْجَميلَ وَ سَتَرَ الْقَبيحَ وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ عَنّى، يا كَريمَ الْعَفْوِ، يا حَسَنَ التَّجاوُزِ، يا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ، يا باسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ، يا صاحِبَ كُلِّ نَجْوى، وَ يا مُنْتَهَى كُلِّ شَكْوى، يا كَريمَ الصَّفْحِ، يا عَظيمَ الْمَنِّ، يا مُبْتَدِىءَ كُلِّ نِعَمةٍ قَبْلَ اسْتِحْقاقِها، يا رَبّاه يا سَيِّداه يا مَوْلاه يا غَايَتاه، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلَ بَيْتِهِ، أَسْأَلُكَ أَنْ لا تَجْعَلَنى فِى النّارِ. - اى خدايى كه [اعمال و صفات] زيبا را آشكار نموده و زشت را مىپوشانى و پرده درى نمىكنى، اى كسى كه بزرگوارانه در مىگذرى، اى نيكوگذشت، اى صاحب آمرزش گسترده، اى كسى كه دو دستت را به رحمت گشادهاى، اى صاحب و همدم هر مناجات و سخن درگوشى، و اى فقهاى هر شكايت، اى بزرگوارانه گذشت كننده، اى صاحب بخش بزرگ، اى كسى كه پيش از آنكه انسان استحقاق نعمتى را داشته باشد ابتدائاً شروع به عطا كردن آن مىكنى، اى پروردگار من، اى آقاى من، اى مولاى من، اى نهايت [آرزوى] من، بر محمّد و اهل بيتش درود فرست از تو درخواست مىنمايم كه مرا در آتش [جهنّم] قرار ندهى. سپس هرچه كه به ذهنت آمد درخواست مىكنى.246 دعاى گذشته به روايت ديگر جدّم ابى جعفر طوسى - رحمه اللَّه - دعاى بعد از سلام دو ركعت چهارم از نافلههاى عصر را درست به اين لفظ آورده كه است: دعاى بعد از سلام دو ركعت چهارم: يا مَنْ أَظْهَرَ الْجَميلَ وَ سَتَرَ الْقَبيحَ، يا مَنْ لَمْ يُؤاخِذْ بِالْجَريرَةِ وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ، يا عَظيمَ الْعَفْوِ، يا حَسَنَ التَّجاوُزِ، يا باسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ، يا صاحِبَ كُلِّ حاجَةٍ[يا: نَجْوى]، يا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ، يا مُفَرِّجَ كُلِّ كُرْبَةٍ، يا مُقيلَ الْعَثَراتِ، يا كَريمَ الصَّفْحِ، يا عَظيمَ الْمَنِّ، يا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقاقِها، يا رَبّاه، يا سَيِّداه، يا غايَةَ رَغْبَتاه، أَسْأَلُكَ بِكَ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ بِعَلىٍِّ وَ فاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدٍ بْنِ عَلِىٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِىِّ بْنِ مُوسى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ وَ الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ، أَلاَْئِمَّةِ الْهادِيَةِ(عليهمالسلام)، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَأسْأَلُكَ يا أَللَّهُ، أَلاّ تُشَوِّهَ خَلْقى بِالنّارِ، وَ أَنْ تَفْعَلَ بى ما أَنْتَ أَهْلُهُ. - اى خدايى كه [اعمال و صفات] زيبا و نيك را آشكار نموده و زشت را مىپوشانى، اى خدايى كه به گناه نمىگيرى و مؤاخذه نمىكنى و پرده نمىدرى، اى صاحب عفو بزرگ، اى صاحب گذشت زيبا، اى كسى كه دو دست [جمال و جلال] خويش را به رحمت گشادهاى، اى صاحب و همدم هر خواسته [يا: هر سخن در گوشى]، اى صاحب آمرزش گسترده، اى برطرف كنندهى هر ناراحتى سخت و گلوگير، اى درگذرندهى از لغزشها، اى بزرگوارانه گذشت كننده، اى صاحب بخشش بزرگ، اى كسى كه پيش از آنكه انسان استحقاق نعمتها را داشته باشد شروع به عطا كردن آنها و مىفرمايى، اى پروردگار من، اى آقاى من، اى منتهاى رغبت من، به [حقّ] خود و حضرت محمّد و علىّ و فاطمه و حسن و حسين و علىّ بن حسين و محمّد بن علىّ و جعفر بن محمّد، و موسى بن جعفر، و علىّ بن موسى، و محمّد بن علىّ، و علىّ بن محمّد، و حسن بن علىّ، و حضرت قائم مهدى (عليهمالسلام)كه امامان هدايتگر مىباشند درخواست مىنمايم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى، و از تو مسألت داريم اى خدا كه روى و وجودم را با آتش جهنّم زشت نگردانى، و آنچه را كه خود زيبندهى آن هستى به من بكنى. و هر خواستهاى داشتى ذكر مىكنى.247 دعاى ديگر در تعقيب دو ركعت چهارم از نافلههاى عصر همچنين بگو: أَللّهُ أَللّهُ رَبّى حَقّاً حَقّاً، أَللّهُمَّ، أَنْتَ لِكُلِّ عَظيمَةٍ وَ أَنْتَ لِهذِهِ الْأُمُورِ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اكْفِيْنها، يا حَسَنَ الْبَلآءِ عِنْدى، يا قَديمَ الْعَفْوِ عَلَىَّ، [يا مَنْ لاغِنى لِشَىْءٍ عَنْهُ،] يا مَنْ لابُدَّ لِكُلِّ شَىْءٍ مِنْهُ، يا مَنْ رِزْقُ كُلِّ شَىْءٍ عَلَيْهِ، يا مَنْ مَصيرُ كُلِّ شَىْءٍ إِلَيْهِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، [وَ تَوَلَّنى] وَ لا تُوَلِّنى أَحَداً مِنْ شِرارِ خَلْقِكَ، وَ كَما خَلَقْتَنى فَلا تُضَيِّعْنى. أَللّهُمَّ، إِنّى أَدْعُوكَ لَهَمٍّ لا يُفَرِّجُهُ غَيْرُكَ، وَ لِرَحْمَةٍ [يا: لَفَرْجَةٍ ]لاتُنالُ إِلاّ بِكَ، [وَ لِكَرْبٍ لا يَكْشِفُهُ سِواكَ، وَ لِمَغْفِرَةٍ لا تُبْلَغُ إِلاّ بِكَ ]وَ لحِاجَةٍ لا يَقْضيها إِلاّ أَنْتَ، أَللّهُمَّ، فَكَما كانَ مِنْ شَأْنِكَ [إِلْهامِىَ الدُّعآءَ، فَلْيَكُنْ مِنْ شَأْنِكَ] الاِْجابَةَ فيما دَعَوْتُكَ لَهُ، وَ النَّجاةُ فيما فَزِعْتُ إِلَيْكَ مِنْهُ، أَللّهُمَّ، إِنْ لا أَكُنْ [يا: وَإِنْ لَمْ أَكُنْ] أَهْلاً أَنْ أَبْلُغَ رَحْمَتَكَ، فَإِنَّ رَحْمَتَكَ أَهْلٌ أَنْ تَبْلُغَنى، لاَِنَّها وَسِعَتْ كُلِّ شَىْءٍ وَ أَنَا شَىْءٌ، فَلْتَسَعْنى رَحْمَتُكَ، يا إِلهى، يا كَريمُ. أَللّهُمَّ، إِنّى أَسْاَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَنْ تُعْطِيَنى فَكاكَ رَقَبَتى مِنَ النّارِ، وَ تُوجِبَ لِىَ الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ، وَ تُزَوِّجَنى مِنَ الْحُورِ الْعينِ بِفَضْلِكَ، وَ تُعيذَنى [يا: تُبْعِدَنى] مِنَ النّارِ بِطَوْلِكَ، وَ تُجيرَنى مِنْ غَضَبِكَ وَ سَخَطِكَ عَلَىَّ، وَ تُرْضِيَنى بِما قَسَمْتَ لى، وَ تُبارِكَ لى فيما أَعْطَيْتَنى، وَ تَجْعَلَنى لاَِنْعُمِكَ مِنَ الشّاكِرينَ. أَللّهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ امْنُن عَلَىَّ بِذلِكَ، وَارْزُقْنى حُبَّكَ وَحُبَّ كُلِّ مَنْ أَحَبَّكَ وَحُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُقَرِّبُنى إِلى حُبِّكَ، وَ مُنَّ عَلَىَّ بِالتَّوَكُّلِ عَلَيْكَ، وَ الْتَّفْويضِ إِلَيْكَ، وَ الرِّضا بِقَضآئِكَ، وَ التَّسْليمِ لاَِمْرِكَ [يا: أَلرِّضا بِفَضْلِكَ وَ التَّعْظيمَ لاَِمْرِكَ]، حَتّى لا أُحِبَّ تَعْجيلَ مَا أَخَّرْتَ، وَلا تَأْخيرَ [يا: تَأْجيلَ] ما عَجَّلْتَ، يا أَرْحَمَ الرَّاحِمينَ، وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَافْعَلْ بى كَذا و كَذا. - خدا خدا حقيقتاً و واقعاً پروردگار من است. خداوندا، تويى [ياور من] براى هر امر بزرگ، و تويى [ياور من] براى اين امور، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و دربارهى آنها مرا كفايت فرما، اين خدايى كه بلاى تو در نزد من زيباست، اى صاحب عفو و گذشت ديرينه وبى آغاز از من، [اى خدايى كه هيچ چيز بىنياز از تونيست،] اى خدايى كه همه اشياء ناچار از توست، اى خدايى كه روزى همهى موجودات بر توست، اى خدايى كه بازگشت همه چيز به سوى توست، بر محمّد و آل محمّد درود فرست [و خود سرپرست من باش]، و سرپرستى مرا به اَحَدى از مخلوقاتِ بد خود واگذار مفرما، و چنانكه مرا آفريدى ضايعم مگردان. خداوندا، تو را براى همّ و غم و اندوهى مىخوانمت كه غير تو نمىتواند. آن را برطرف كند، و براى رحمتى [يا: گشايشى] كه جز به وسيلهى تو نمىتوان به آن رسيد، [و براى ناراحتى سخت و گلوگيرى كه جز تو نمىتواند آن را برطرف نمايد، و براى آمرزشى كه جز به تو نمىتوان بدان رسيد]، و براى حاجتى كه جز تو نمىتواند آن را برآورده نمايد. خدايا، پس چنانكه از شأن تو [اين بود كه دعا را به من الهام فرمودى، پس اين نيز از شأن تو باشد كه] دعاهايى كه به خاطر آن تو را خواندم، اجابت فرمايى، و از آنچه كه از آن به سوى تو گريختم، نجاتم دهى. خدايا، اگر شايستگى آن را ندارم كه به رحمتت برسم، مسلّماً رحمتت شايستگى آن را دارد كه مرا فراگيرد، زيرا رحمت تو هر چيز را فراگرفته، و من نيز يك چيز هستم، پس رحمتت مرا فرا گيرد، اى معبود من، اى بزرگوار. خداوندا، به روى [و اسماء و صفات] بزرگوارت از تو درخواست مىنمايم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى و مرا از آتش جهنّم آزاد سازى، و به رحمت خويش بهشت را بر من واجب گردانده، و به فضل خويش از حور عين و زنان سياه و درشت چشم به ازدواج من درآورده، و به بخشش خود از آتش جهنّم پناه داده [يا: مرا از آن دور گردانى]، و مرا از خشم و غضب خود در پناه خويش درآورى، و به آنچه به من قسمت و مقدّر فرمودى خرسند، و آنچه را كه به من عطا فرمودهاى پرخير و بركت، و از سپاسگزاران در برابر نعمتهايت بگردانى. خداوندا، بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و همهى اينها را بر من منّت نِهْ، و دوستى خود و دوستى هركسى را كه تو را دوست دارد، و دوستى هر عملى كه مرا به دوستىات نزديك مىگرداند، روزىام گردان، و توكلّ به خود و واگذار نمودن امور به تو و خشنودى در برابر قضاء و ارادهى حتمىات و تسليم [يا: خشنودى به فضل و دادهات، و تعظيم ]در برابر امرت را بر من ارزانى دار، تا اينكه تعجيل آنچه را كه مؤخّر داشتهاى و يا به تأخير انداختن آنچه را كه مقدّم داشتهاى دوست نداشته باشم. اى مهربانترين مهربانها، و بر محمّد و آل او درود فرست و به من چنين و چنان كن. و هر امرى را كه دوست دارى ذكر مىكنى.
| ||
|