| ||
|
نمازى كه بعد از دفن ميّت در كنار قبر خوانده مىشود اين نماز ضرر و آسيب را از ميّت دور، و در نيكى به او محسوب مىشود. از اميرالمؤمنين (عليه السلام) روايت شده كه رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) فرمود: وقتى ميت خود را دفن نموديد و از خاكسپارىاش فارغ شديد، وارث يا خويشاوند يا دوست او در كنار قبر ايستاده و دو ركعت نماز بخواند، در ركعت اوّل يك بار سورهى فاتحه و دو سورهى قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَق، وسورهى قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النّاس. معوذّتين ...125 كيفيّت ركعت دوّم به اين صورت است كه سورهى حمد و اگر خواست سورهى قُلْ هُوَاللّهُ أَحَد، و سورهى إِنّا أَنْزَلْناه را بخواند، كه اين دو سوره از سورههاى مهمّى هستند كه در نمازهاى نافله خوانده مىشوند، و بعد ركوع و سجده بجا آورده و در سجدهاش مىگويد:سُبْحانَ مَنْ تَعَزَّزَ بِالْقُدْرَةِ، وَ قَهَرَ عِبادَهُ بِالْمَوْتِ. - پاك و منزّه است خداوندى كه به قدرت خويش، عزيز و سربلند، و با مرگ بر بندگان چيره و سلطه دارد. سپس سلام نماز را گفته و رو به قبر نموده و مىگويد: اى فلانى پسر فلانى، اين نماز براى تو و يارانت باشد. مسلّماً خداوند، عذاب و تنگى و فشار قبر را از او برطرف مىكند، و اگر از پروردگارش بخواهد كه مردان و زنان مؤمن و مسلمان، اعمّ از زنده و مرده آنان را بيآمرزد، خداوند دعاى وى را دربارهى آنان مستجاب مىفرمايد. و خداوند متعال به دوست او مىفرمايد: اى فلانى پسر فلانى، چشم روشن باش، كه خداوند - عزّوجلّ - تو را آمرزيد. و به خود نماز گزار نيز در برابر هر حرف، هزار كار نيك عطا مىشود، و هزار گناه او محو مىشود. پس وقتى روز قيامت فرا رسيد، خداوند متعال يك صف از فرشتگان را برمىانگيزاند كه او را تا دَرِ بهشت تشييع و بدرقه نمايند، و هنگامى كه داخل بهشت شد، هفتاد هزار فرشته به استقبال او مىآيند، كه با هر يك طبقى از نور است كه با دستمالى از اِسْتَبْرَق126 پوشيده شده، و در دست هر كدام كوزهاى از نور است كه در آن آب سَلْسَبيل127 است. پس وى از آن طبق خورده و از آن آب مىآشامد، و خشنودى خداوند بزرگتر است. شايد برخى به محض اطّلاع از اين نماز بگويند: تا كنون ديده نشده كه كسى در نزد ميّت خود بعد از وفات او اين نماز را خوانده باشد. جواب اين است كه: اگر سنن شرايع و احكام و مستحبّات اسلام را در نظر آورى، مىبينى كه بيشتر آنها آثارش از بين رفته و انوارش خاموش گرديده است، و اين نماز نيز كه نسبت به انجام آن كوتاهى مىشود، نمونهاى است از امثال آن كه از بين رفته است. و ما در بعضى از تصنيفات خود احاديثى چند پيرامون اين مطلب ذكر كرديم كه: اگر حديثى دربارهى عبادتى به مكلّف برسد و وى بدان عمل كند، به سعادت آن دست مىيابد، اگرچه امر به آن صورت كه به او رسيده نباشد128، و اين بخاطر كَرَم و بزرگوارى خداوند - جلّ جلاله - و كرامت رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) مىباشد، و ما اين مطلب را به سند خود از محمّد بن يعقوب و ابن بابويه نقل نموديم. و هنگامى كه اين امور پايان يافت فراغت پيدا كرد، هركس از حاضران كه خواهان نزديكى جستن به خداوندگار روز جزاست، ميّت را زيارت مىنمايد. در روايت آمده كه محمّد بن مسلم مىگويد: به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم؟ آيا مردگان را زيارت كنيم؟ فرمود: بله. عرض كردم: آيا وقتى ما به زيارت آنها مىرويم صداى ما را مىشنوند؟ فرمود: بله، به خدا سوگند، مسلّماً آنان از آمدن شما خبردار شده و شادمان مىگردند و با شما اُنس مىگيرند. وى مىگويد: عرض كردم: وقتى به زيارت ايشان رفتيم چه بگوييم؟ فرمود، بگو: أَلّلهُمَّ، جافِ الاَْرْضَ عَنْ جُنُوبِهِمْ، وَ صاعِدْ إِلَيْكَ أَرْواحَهُمْ، وَلَقِّهِمْ مِنْكَ رِضْواناً، وَأَسْكِنْ إِلَيْهِمْ مِنْ رَحْمَتِكَ ما تَصِلُ بِهِ وَحْدَتَهُمْ، وَ تُونِسُ بِهِ وَحْشَتَهُمْ، إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ. - خداوندا، زمين را از پهلوهايشان بر كنار فرموده و جايگاهشان را وسعت ده، و ارواح آنان را به سوى خود بالابر، و خشنوديى از جانب خود به ايشان ارزانى دار، و از رحمت خويش چنان رحمتى به سوى آنان گسيل دار كه و با ارتباط بر قرار كردن با آنان ايشان را از تنهايى نجات ده، و مُونس وحشت و احساسِ تنهايىشان گردى، براستى كه تو بر هرچيز توانايى. در روايت ديگر صفوان بن يحيى مىگويد: به حضرت ابوالحسن امام كاظم (عليه السلام) عرض كردم: آيا ميّت سلام كسى را كه به او سلام مىكند، و دعايى را كه شخص در نزد قبر او براى وى مىكند مىشنود؟ فرمود: بله، آيا مردگان كفّار مىشنوند و مؤمنان نمىشنوند؟! (البتّه ما اين روايت را به صورت اختصار نقل نموديم.) شايد مقصود از فرمايش حضرت (عليه السلام) كه فرمود: مردگان كفّار مىشنوند، همان كافرانى باشد كه پيامبر اكرم (صلى الله على و آله و سلم) پس از كشتن و به چاه انداختن آنان در جنگ بدر به آنها خطاب نمود كه: واقعاً آنچه را كه پروردگارم به من وعده داده بود، به صورت حقّ و راست يافتم. بعد فرمود: براستى كه آنان مىشنوند، همان گونه كه شما مىشنويد. و درباره زيارت اموات، روايات فراوانى است كه ما آنها را در كتاب المزار الكبير ذكر نمودهايم.129 اشكال و جواب ممكن است كه گفته شود: اين توضيحات در رابطه با احكام و آداب اموات از اعمال شبانه روز نيست. در پاسخ مىگوييم: بر اهل توفيق پوشيده نيست كه طهارت با اقسام غسلها از توابع نماز است، و مطالبى كه ما مشروحاً پيرامون حالات اموات و ديگر مطالبى كه ذكر نموديم، همگى از توابع آن امور مهمّ است. و نيز همهى آنچه كه ما به شرح بيان كرديم، به صورت مفصّلتر از اين در فقه مطرح شده است، كه ما به خاطر ترس از اطاله كلام، آنها را ذكر نكرديم. فرستادن غذا براى افراد خانواده ميّت و اقامهى مجلس عزا از جمله مستحبّات مؤكّد بُردن عذا و خوراكى براى افراد خانواده و بستگان ميّت است، و در اين مورد روايتى از پيامبر اكرم (عليه افضل الصّلاة و السّلام) نقل شده است. و نيز روايت شده كه سه روز براى ميّت مجلس عزا اقامه كنند، چنانكه در حديث آمده كه امام باقر (عليه السلام) فرمود: از روز مرگ عملى كه ميّت، سه روز براى او مجلس سوگوارى اقامه شود.ذكر عملى كه پيش130 از شب اوّل دفن انجام مىشود حذيفة بن يمان مىگويد: رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) فرمودند: هيچ لحظهاى سختتر از شب اوّل دفن براى ميّت نيست، پس با صدقه دادن نسبت به مردگانتان مهربانى كنيد؛ و اگر نيافتيد، دو ركعت نماز بخوانيد، به اين صورت كه: در ركعت اوّل يك بار فاتِحَةُ الْكِتاب و يك بار آيَةُ الْكُرسى و دوباره سورهى قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَد؛ و در ركعت دوّم يك بار فاتِحَةُ الْكِتاب و ده بار سورهى أَلْهاكُمُ التَّكاثُر قرائت مىشود. و نمازگزار بعد از سلام نماز بگويد:أَلّلهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ ابْعَثْ ثَوابَهُما إِلى قَبْرِ ذلِكَ الْمَيِّتِ، فُلانِ بْنِ فُلانٍ. - خداوندا، بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و ثواب اين دو ركعت نماز، را به قبر آن ميّت، فلانى پسر فلانى، برسان. كه خداوند در همان لحظه، هزار فرشته را به سوى قبر ميّت گسيل مىدارد كه هر كدام از آنان يك جامه و حُلّه131 دارد، و تا روزى كه در صور قيامت دميده مىشود تنگى قبر او را مبدّل به وسعت مىكند، و به شمارهى هر چيز كه آفتاب بر آن مىتابد به نماز گزار حسنه و كار نيك عطا شده، و مقامش چهل درجه بالا برده مىشود. نسبت به مردگان با وفا باش، و حال كه رشتهى اميدوارى ميان تو و آنان گسسته است، نسبت به آنان كوتاهى مكن، و به ياد آور كه خداوند سبحان - جلّ جلاله - در برابر اين وفادارى، چندين برابر آنچه را كه آرزو دارى، و چندين برابر اخوّتى كه ميان تو و زندگان است، عطا عنايت فرموده، پس اگر باز نسبت به بذل و بخشش خداوند بىاعتنايى كنى، شايد اصلاً گفتار و وعده الهى را تصديق ننمودهاى. و اگر خواست، دو ركعت نماز بخواند و ثواب آن را به اهل قبور مؤمن آن قبرستان هديه نمايد، و من آن دو ركعت را از مالك بن دينار نقل مىكنم كه وى گفت: شب جمعه بر گورستانى وارد شدم و ناگهان ديدم كه نورى درخشان است. از روى تعجّب گفتم: لا إِلهَ إِلاَّ اللَّه، گويى كه خداوند - عزّوجلّ - اهل اين گورستان را آمرزيده است. ناگهان شنيدم كه هاتفى از دور ندا مىكند و مىگويد: اى مالك بن دينار، اين هديهى مؤمنان به برادران ايمانىشان از اهل قبور است. گفتم: سوگند به خدايى كه تو را به زبان آورد، از تو مىخواهم كه به من بگويى كه آن هديّه چيست؟ گفت: مؤمنى در اين شب برخاست و وضوى كامل گرفت و دو ركعت نماز خواند و در هر ركعت يك بار سورهى فاتِحَةُ الكتاب و سورهى قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُون، و سورهى قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَد قرائت نمود، و گفت: أَلّلهُمَّ، إِنّى قَدْ وَهَبْتُ ثَوابَها لاَِهْلِ الْمَقابِرِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ. - خداوندا، براستى كه من ثواب آن را به مؤمنين اين قبرستان هديه نمودم. و خداوند، روشنايى و نور و گشايش و شادمانى را از شرق و غرب و از هر سو بر ما داخل نمود. مالك مىگويد: من همواره آن را در شبهاى جمعه مىخواندم، تا اينكه پيامبر اكرم(صلى الله على و آله و سلم) را در خواب ديدم و ايشان به من فرمود: اى مالك، خداوند در برابر نورى كه به اُمّت من هديّه نمودى، ثواب آن را آمرزش تو قرار داد. سپس فرمود: خداوند در قصرى بهشتى كه مُنيف ناميده مىشود، خانهاى براى تو بنا نمود. عرض كردم: معناى مُنيف چيست؟ فرمود يعنى مُشْرِفِ بر اهل بهشت. اكنون مىگويم: ما هيچ چيز را از كرامت الهى دور نمىشماريم، و نسبت به عقيدهى و ضمير اين شخص مالك بن دينار خداوند آگاهتر است، زيرا وى در زمانى مىزيسته كه تقيّه شديد در آن بوده است. فصل چهاردهم: احكام و آداب تيمّم بدل از غسل، و شرايط لباس و مكان نماز، و ادعيهى هنگام ورود به مسجد گذشت كه طهارت با خاك و تيمّم هنگام تنگى وقت و ترس از فوت نماز انجام مىشود، و نيز امورى كه آن را باطل مىكند ذكر شد132. چنانكه گفتيم: تيمّم دَرِ رحمتى است كه خداوند - جلّ جلاله - گشوده، و به واسطهى آن بندگان را بر اسباب نيل به خشنودىاش رهنمون گرديده، و با اين كار هشدار داده كه نماز از مهمّترين عبادتهاست، و حتّى هنگام ضرورت و در هيچ حالتى، از هيچ يك از مكلّفين ساقط نمىگردد.كيفيّت تيمّم بدل از غسل 1 - هرگاه كه وقت نماز - خواه واجب باشد و خواه مستحبّ - تنگ شد، و غسلى بر انسان واجب بود كه داخل شدن در نماز جز بعد از طهارت از آن جايز نبود، اگر نمازى كه مىخواهد براى آن طهارت كند واجب باشد، نيّت تيمّم آن نيز به اين صورت است: تيمّم واجب بجا مىآورم، به جهت وجوب، آن، به گونهاى كه هر چيز كه با غسل كردن مباح مىگردد با آن نيز مباح و جايز شود، و بدين وسيله خداوند - جلّ جلاله - را از آن جهت كه زيبندهى عبادت و پرستش است، عبادت مىنمايم. 2 - اگر نماز، مستحبّ باشد، تيمّم نيز مستحبّ و بقيّهى نيّت آن به همان صورتى است كه توضيح داديم. 3 - سپس مكلّف دستهايش را بر زمين يا هر چيزى كه در صورت پيدا نشدن خاك به جاى آن مىنشيند، مىزند، و دستها را به هم مىزند تا گرد و غبارش بريزد، و با هر دو دست از ابتداى رستنگاه موى سر از بالاى پيشانى و تمام جبين و كنار پيشانى تا سَرِ بينى كه در سمت دهان قرار دارد (به همان صورتى كه پيش از اين ذكر نموديم) مىكشد، و بعد دوباره دستها را بر زمين يا هر چيز ديگر جانشين آن مىزند، و آنها را به هم مىزند تا گردش بريزد، و با كفِ دستِ چپ، پشت دست راست را از مَفْصَلى كه بين كف و بازو قرار دارد تا سر انگشتان دست راست مسح مىكند، و نيز با كفِ دستِ راستِ، پشتِ دست چپ را از مفصلى كه بين كف و بازو قرار دارد تا سر انگشتان دست چپ مسح مىنمايد. 4 - وقتى اينها را انجام داد، هر چيز كه به واسطهى غسل، مباح و جايز بود، بدون كم و كاست جايز و مباح مىگردد. و هر چيز كه غسل را باطل مىكند، تيمّم بدل از طهارت كبرى يعنى غسل، و تيمّم بدل از طهارت صغرى يعنى وضوء را نيز باطل مىكند. و اين مطلب در فصل دوازدهم نيز ذكر شده بود. 5 - اگر براى غسل دادن ميّت نيز، امكان نداشته باشد كه انسان از آب استفاده كند، بى كم و كاست به ترتيبى كه شخص زندهى مكلّفِ به غسل، تيمّم مىكند، ميّت را تيمّم بدل از غسل مىكنند. در رابطه با گزينش جامه و مكان نماز، مهمّ اين است كه لباس و مكان نماز پاكيزه باشند، به گونهاى كه نماز خواندن در آن دو براى انسان مباح و جايز باشد. خواه مِلْكِ انسان باشند و يا از كسى عاريه و يا اجاره نموده و يا به صورتى غير از اينها براى او مباح باشند. صدق در پوشيدن لباس و مقصود از آن و ديگر اينكه نماز گزار در پوشيدن لباس براى نماز، صادق باشد، و معناى صادق آن است كه: باطنش با ظاهرش كه مىگويد آن لباسها را جز براى خدا و جز براى انجام عباداتى كه خداوند اراده نموده نپوشيدهام، باهم سازگار و موافق باشند؛ زيرا اگر قصدش از پوشيدن لباس، لذّت نَفْس و دل باشد، در نزد خدا از اين جهت كه ادّعا مىكند لباس را تنها براى نماز يا براى پروردگارش پوشيده، دروغگو محسوب مىشود؛ و همچنين اگر لباس را براى افزون طلبى و فخر و نزديكى جستن به دلهاى بندگان پوشيده باشد، ولى چنين اظهار كند كه آن را براى خدمت و بندگى خداوندى كه سلطان معاد است پوشيده، دروغگو خواهد بود.بنابراين، واجب است كه در پوشيدن لباس صادق باشد، و گرنه حضرت حقّ را كوچك شمرده، و مستحقّ آن است كه خداوند - جلّ جلاله - از خطاب و پاسخ و پاداش دادن به او روى گردان باشد. نماز خواندن مرد در لباس ابريشم خالص كه ساتر عورت باشد، در صورتى كه نمازگزار بداند كه لباس ابريشمى پوشيده صحيح نيست، مگر اينكه در جنگ بپوشد و پوشيدن آن به صلاح جنگجو بوده و ناچار از پوشيدن آن باشد. البتّه توضيح بحث لباس نمازگزار و لباس حلال و مستحبّ و حرام و مكروه مفصّل است كه اگر در اينجا ذكر شود، بيم آن است كه مطلب به درازا بكشد. اخلاص و حضور قلب در انتخاب مكان نماز در رابطه با گزينش مكان نماز نيز بهترين جا براى نمازگزار، مكانى است كه بنده در آنجا حضور قلب داشته و با دل به ياد خداوند - جلّ جلاله - بوده، و حقّ حُرمت عظمت الهى و ادب خاكسارى عبوديّت و بندگى را مراعات نمايد، و نسبت به اخلاص و اختصاص اعمال براى پروردگار نزديكتر بوده، و به دور از چيزهايى باشد كه باطن و ظاهر انسان را از ايستادن در پيشگاه خداوندى كه مولى و مالك انسان و با عظمتتر از همگان و خداوندگار دنيا و آخرت است، به خود سرگرم مىسازند.صدق در انتخاب مكان نماز و مقصود از آن و نيز نمازگزار بايد در اختيار مكان براى خدمت و بندگىِ خداوند پادشاه بسيار پاداش دهنده، صادق باشد، و معناى صادق بودن آن است كه باطنش با ظاهرش كه مىگويد: قصدم از حضور در اين مكان و ايستادن در اينجا جز براى خداوند - جلّ جلاله - و طلب خشنوديهاى او نيست، موافقت داشته باشند.در بعضى از داستانها آمده است كه: يكى از خواصّ و برگزيدگان در خلوت و تنهايى مشغول عبادت خداوند - جلّ جلاله - بود، و در نزديكى او درختى وجود داشت كه پرندههايى در آن زندگى مىكردند. وى سجّادهى خود را به زير آن درخت انتقال داد، تا به درخت و آواز پرندگان كه در درخت بودند اُنس بگيرد، ولى از ناحيهى خداوند - جلّ جلاله - معاقَب شده و به او گفته شد كه: آيا اُنس با ما آن قدر ارزش نداشت كه تو را از درخت و پرندگان بىنياز نمايد؟ وى توبه نمود و دانست كه با اين اُنس گرفتن، خود را به خطر انداخته است. و نيز در برخى از داستانهاى اهل محاسبه و مراقبه ديدم كه بعضى از آنها كه با نشاط و اهتمام و سرور مشغول نماز بود، به درگاه خدا عرض كرد: اى پروردگار من، آيا در رابطه با حضور قلب و اقبال و توجّه قلبى در نماز چيزى باقى مانده كه من نياز داشته باشم پيش از مرگ اصلاحش كنم؟ گفته شد: بله، تو به نسيم سحرگاهان اُنس مىگيرى، و چيز ديگرى غير از ما، تو را به نشاط مىآورد، و صفات خواصّ ابرار و برگزيدگان چنين نمىباشد، پس در خدمت و بندگى تو شرك، و انگيزهى ديگر غير از آنچه كه ما از اخلاص عبوديّت مىخواهيم، وجود دارد. اگر حالِ بندهاى كه به نماز مكلّف است مقاوم و استوار باشد، به گونهاى كه به تغيير مكانها، اخلاص و اختصاصش ديگرگون نگردد، افضل آن است كه در انتخاب مكانهاى نماز و جايگاههاى دعا، هر مكان و جايگاهى را كه شرع مقدّس به آن فضيلت داده انتخاب و پيروى نمايد، كه با فضيلتترين آنها خانههاى خداوند - متعال و جلّ جلاله - و مساجد است كه مخصوص عبادت اوست، و برترين مسجدها، مسجدُالحَرام و مسجد مدينه باشد. و البتّه مطلب در اين رابطه بسيار است و ما تنها مقدارى از آن را كه آماده است، در اين راستا و بر اساس روايت ذكر مىكنيم. ذكر فضيلت بعضى از مساجد و تفاوت نماز خواندن در آنها 1 - از آن جمله در روايت آمده كه مولايمان علىّ بن ابى طالب (عليه السلام) پيوسته مىفرمود: هركس به مسجد رفت و آمد كند، يكى از هشت چيز را به دست مىآورد: برادرى كه در راه خشنودى خدا از او بهره ببرد، يا علم و دانشى نو و زيبا، يا آيه محكم از قرآن كريم، يا سخنى كه او را بر هدايت رهنمون گردد، يا كلامى كه او را از هلاكت رهايى بخشيده و برگرداند، يا سنّت و روشى كه از آن پيروى كند، يا رحمتى از جانب خداوند كه انتظارش را مىكشيده، يا گناهى كه آن را به خاطر ترس از پروردگار يا از روى شرم ترك مىكند.2 - نيز در روايت آمده كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: هركس به مسجد برود، بر هيچ تر و خشك قدم نمىگذارد، مگر اينكه آن چيز تا زمينهاى هفتگانه براى او تسبيح مىگويد. 3 - همچنين در روايت آمده كه امام صادق (عليه السلام) به نقل از پدر بزرگوار از پدران بزرگوارش از علىّ (عليه السلام) فرمود: يك نماز در بيت المقدّس هزار و يك نماز سپاس شود، و در مسجد اَعْظَم صد و يك نماز، و در مسجد قبيله بيست و پنج نماز، و در مسجد بازار دوزاده نماز، و نماز خواندن در خانه به تنهايى، تنها يك نماز محسوب مىگردد. ناگفته نماند كه در فضيلت نماز گزاردن در مسجد الحرام و مسجد النبىّ - عليه افضل الصّلاة والسّلام - و مسجد كوفه احاديث معروف و فراوانى نقل شده است. كيفيّت دخول در مسجد بر اساس دو روايتى كه از مولايمان امام صادق - صلوات اللّه عليه - و امام حسن عسگرى (عليه السلام) كه از ابتداى وارد شدن در مسجد تا روبه قبله ايستادن در جاى خواندن نماز را شامل مىشوند، و ما آن دو را باهم مخلوط نموده و باهم ذكر مىكنيم، بدين ترتيب وقتى انسان خواست وارد مسجد شود، روبه قبله ايستاده و مىگويد: بِسْمِ اللَّهِ، وَ بِاللَّهِ، وَ مِنَ اللّهِ، وَ إِلَى اللّهِ، وَ خَيْرُ الاَْسْماءِ لِلّهِ، تَوَكَّلْتُ عَلى اللّهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ، أَلّلهُمَّ افْتَحْ لى بابَ رَحْمَتِكَ وَ تَوْبَتِكَ، وَ أَغْلِقْ عَنّى أَبْوابَ مَعْصِيَتِكَ، وَاجْعَلْنى من زُوّارِكَ وَ عُمّارِ مَساجِدِكَ، وَ مِمَّنْ يُناجيكَ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ، وَ مِنَ الَّذينَ عَلى صَلَواتِهِمْ يُحافِظوُنَ، وَ اَدْحَرْ عَنِّى الشَّيْطانَ [الرَّجيمَ] وَ جُنُودَ إِبْليسَ أَجْمَعينَ. - به نام خدا، و به وسيلهى خدا، و از خدا، و به سوى خدا، و بهترين نامها [و كمالات] براى خداست، بر خداوند توكّل مىنمايم، و هيچ دگرگونى و نيرويى به غير خداوند وجود ندارد، خداوندا، دَرِ رحمت و توبهات را بر من بگشاى، و درهاى معصيت و نافرمانىات را به روى من ببند، و مرا از زيارت كنندگان خود و آباد كنندگان مساجدت، و از كسانى كه شبانه روز با تو مناجات مىنمايند، و از آنان كه بر نمازهايشان محافظت دارند، قرار ده، و شيطان [رانده شده] و همهى لشگرهاى ابليس را از من دور فرما. سپس با پاى راست وارد مسجد شده و مىگويد: أَلّلهُمَّ، افتَحْ لى بابَ رَحْمَتِكَ وَ تَوْبَتِكَ، وَ أَغْلِقْ عَنّى بابَ سَخَطِكَ وَ بابَ كُلِّ مَعْصِيَةٍ هِىَ لَكَ. أَلّلهُمَّ، أَعْطِنى فى مَقامى هذا جَميعَ ما أَعْطَيْتَ أَوْلِياءَكَ مِنَ الْخَيْرِ، وَ اصْرِفْ عَنّى جَميعَ ما صَرَفْتَهُ عَنْهُم مِنَ الاَْسْوآءِ وَ الْمَكارِهِ، رَبَّنا، لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسينا أَوْ أَخْطَأْنا، [رَبَّنا، وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلنا.] رَبَّنا، وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ، وَاعْفُ عَنّا، وَاغْفِرْلَنا، وارْحَمْنا. أَنْتَ مَوْلانا، فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ133 أَلّلهُمَّ، افْتَحْ مَسامِعَ قَلْبى لِذِكْرِكَ، وَارْزُقْنى نَصْرَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ ثَبِّتْنى عَلى أَمْرِهِمْ، وَ صِلْ ما بَيْنى وَ بَيْنَهُمْ، وَ احْفَظْهُم مِنَ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمآئِلِهِمْ، وَامْنَعْهُمْ أَنْ يُوصَلَ اِلَيْهِمْ بِسُوءٍ. أَلّلهُمَّ، إِنِّى زآئِرُكَ فى بَيْتِكَ. وَ عَلى كُلِّ مَأْتِىٍ حَقٌّ لِمَنْ أَتاهُ وَ زَارَهُ، وَ أَنْتَ أَكْرَمُ مَأْتِّىٍ وَ خَيْرُ مَزُورٍ وَ خَيْرُ مَنْ طُلِبَ إِلَيْهِ الْحاجاتُ، وَ أَسْأَلُكَ يا أَللَّهُ، يا رَحْمانُ، يا رَحيمُ، بِرَحْمَتِكَ الَّتى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءٍ، وَ بِحَقِّ الْوِلايَةِ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَنْ تُدْخِلَنِى الْجَنَّةَ، وَ تَمُنَّ عَلَىَّ بِفَكاكِ رَقَبَتى مِنَ النّارِ. - خدايا، دَرِ رحمت و توبهات را به روى من بگشاى، و دَرِ ناخشنودى و در تمام گناهان و معاصى را به روى من ببند. خداوندا، در همين جا تمام خيراتى را كه به اولياء خويش عنايت فرمودى به من نيز ارزانى دار، و همهى بديها و ناخوشاينديهايى را كه از آنان بازداشتى از من باز دار. پروردگارا، اگر فراموش يا خطا كرديم بر ما مگير، [پروردگارا، سنگينى و تكليف سخت بر دوش ما مَنِهْ، همچنانكه بر دوش كسانى كه پيش از ما بودند نهادى ]پروردگارا، ما را به آنچه كه توان آن را نداريم مكلّف منما، و از ما درگذر، و مورد مغفرت و رحمت خويش قرار ده، تويى سرپرست ما، پس ما را بر گروه كافران يارى فرما. خدايا، گوشهاى دلم را به ذكر و يادت بگشاى، و ياورى آل محمّد را روزىام گردان، و مرا بر امر [ولايت] آن بزرگواران استوار بدار، و پيوند ميان من و ايشان را برقرار دار، و ايشان را از [گزند دشمنان] از پيشارو و پشت سر و دست راست و چپشان محافظت فرما، و از رسيدن شرّ و بدى به ايشان جلوگيرى نما. خداوندا، من به خانه تو و به زيارت تو آمدهام، و هر كه به سوى كسى برود و زيارتش نمايد بر كسى كه زيارتش نموده حقّى دارد. و تو بهترين كسى هستى كه بر تو وارد مىشوند و بهترين زيارت شونده و بهترين كسى هستى كه حوايج از درگاهت درخواست مىشود. اى خدا، اى رحمان، اى رحيم، به خاطر آن رحمتت كه هر چيز را فراگرفته، و به حقّ ولايت، از تو خواستارم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى، و مرا وارد بهشت گردانى، و به من منّت بگذار و از آتش جهنّم آزاد نما. و هنگامى كه به جايى كه مىخواهى نماز بخوانى رسيدى، رو به قبله نما و بگو: أَلّلهُمَّ، إِنّى أُقَدِّمُ إِلَيْكَ مُحَمَّداً نَبِيَّكَ نَبِىَّ الرَّحْمَةِ وَ اَهْلَ بَيْتِهِ الاَْوْصِيآءِ الْمَرْضِيّينَ بَيْنَ يَدَىْ حَوآئِجى، وَ أَتَوَجَّهُ بِهِمْ اِلَيْكَ، فَاجْعَلْنى بِهِمْ عِنْدَكَ وَجيهاً فِى الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ. أَلّلهُمَّ، اجْعَلْ صَلاتى بِهِمْ مَقْبُولَةً، وَ دُعآئى بِهِمْ مُسْتَجاباً، وَ ذَنْبى بِهِمْ مَغْفُوراً، وَ رِزْقى بِهِمْ مَبْسُوطاً، وَ انْظُرْ إِلَىَّ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ نَظْرَةً أَسْتَكْمِلُ بِهَا الْكَرامَةَ وَالاْيمانَ، ثُمَّ لاتَصْرِفْهُ إلّا بِمَغْفِرَتِكَ وَ تَوْبَتِكَ. (رَبَّنا، لا تُزِعْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا، وَ هَبْ لنا مِنْ لَدُنْكَ رِحْمَةً، إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهّابُ.134 أَلّلهُمَّ، إِلَيْكَ تَوَجَّهْتُ، وَ رِضاكَ طَلَبْتُ، وَ ثَوابَكَ ابْتَغَيْتُ، وَ بِكَ آمَنْتُ، وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، أَلّلهُمَّ، أَقْبِلْ عَلَىَّ [يا: إلَىَ] بِوَجْهِكَ، وَ أَقْبِلْ إِلَيْكَ بِقَلْبى، أَلّلهُمَّ، أَعِنّى عَلى ذِكْرِكَ وَ شُكْرِكَ وَ حُسْنِ عِبادَتِكَ. اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى جَعَلَنى مِمَّنْ يُناجيهِ. أَلّلهُمَّ، لَكَ الْحَمْدُ عَلى ما هَدَيْتَنى، وَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ما فَضَّلْتَنى، وَ لَكَ الْحَمْدُ عَلى ما رَزَقْتَنى، وَ لَكَ الْحَمْدُ عَلى كُلِّ بَلآءٍ حَسَنٍ ابْتَلَيْتَنى، أَلّلهُمَّ، تَقَبَّلْ صَلاتى، وَ تَقَبَّلْ دُعآئى، وَ اغْفِرْلى، وَارْحَمْنى، وَ تُبْ عَلَىَّ، إِنَّكَ أَنْتَ التَّوّابُ الرَّحيمُ. - خدايا، براستى كه من حضرت محمّد، پيامبرت، پيامبر رحمت، و اهل بيتش اوصياءِ مورد پسندت را در پيشاپيش خواستههايم مقدّم مىدارم، و به واسطهى آنان به سوى تو توسّل مىجويم، پس مرا به واسطهى ايشان در دنيا و آخرت در نزد خويش آبرومند، و از مقرّبان درگاهت قرار ده. خداوندا، نمازم را به واسطهى آنان قبول، و دعايم را به خاطر آنان مستجاب، و گناهانم را به جهت آنان آمرزيده، و روزىام را به خاطر آنان وسعت ده، و به وجه [و اسماء و صفات] گرامىات، يك نگاه و گوشهى چشمى به من بنما به گونهاى كه كرامت و ايمانم به آن كامل گردد، آنگاه نگاهت را از من برگردان مگر اينكه مرا آمرزيده و توبهام را پذيرفته باشى. پروردگارا، بعد از آنكه هدايتمان فرمودى دلهايمان را منحرف مفرما، و رحمتى از جانب خويش ارزانىمان دار، براستى كه تويى بسيار بخشنده. خداوندا، تنها به سوى تو متوجّه شدم، و تنها خشنودى تو را خواستارم و فقط ثواب تو را خواهانم، و تنها به تو ايمان آورده و فقط بر تو توكّل نمودم. خدايا، با وجه [و اسماء و صفات]ات به سوى من روى كن، و دل مرا رو به سوى خود كن، خداوندا، مرا بر ذكر و شكر و سپاسگزارى و عبادت نيكويت يارى فرما، سپاس خدايى را كه مرا از كسانى قرار داد كه با او مناجات مىكنند، خدايا، حمد و ستايش بر تو به خاطر اينكه مرا هدايت فرمودى، و سپاس تو را به جهت اينكه مرا فضيلت دادى، و ستايش تو را به خاطر اينكه مرا روزى دادى، و سپاس تو را به جهت هر گرفتارى نيكويى كه مرا بدان گرفتار و امتحان نمودى، خدايا نمازم را قبول، و دعايم را مستجاب فرما، و مرا بيآمرز و بر من رحم آر، و توبهام را بپذير، براستى كه بسيار توبه پذير و مهربان هستى. بهترين مكان براى خواندن نماز واجب و مستحبّ و توجّه داشته باش كه خواندن نماز نافله در غير مسجد افضل است، و بپا داشتن نماز واجب در مساجد اكمل مىباشد، و ما اين مطلب را به تفصيل درآينده بر اساس آنچه كه خداوند - جلّ جلاله - ما را آگاه نموده با استفاده از آنچه كه خداوند به ما آموخته و احسان فرموده، ذكر خواهيم نمود. ان شاء اللَّه تعالى.فصل پانزدهم: تعيين نخستين نماز واجب و اينكه آن همان صَلاةِ وُسْطى است. مفهوم رواياتى كه در اين باره وارد شده و به اعتقاد ما به صحّت و صواب نزديكتر است، آن است كه نخستين نمازى كه بر بندگان واجب شده، نماز ظهر است، كه دو ركعت بوده. و روايات در اين باره بسيار است، و نيازى به ذكر آنها نيست، زيرا اين مطلب در نزد برگزيدگان و حضرات معصومين (عليهمالسلام) كه الگوى ما هستند روشن است.نماز ظهر، همان صَلوة وُسْطى است 1 - و امّا اينكه آن همان صَلاةِ وُسْطى است، در روايتى از امام باقر (عليه السلام) در پاسخِ پرسش از فرمايش خداوند كه مىفرمايد:حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطى.135 - بر تمام نمازها و بخصوص بر نماز ميانه محافظت كنيد. آمده كه فرمود: آن نماز ظهر است، و در همان وقت خداوند نماز جمعه را واجب فرمود، در آن روز، وقتى است كه هيچ بندهى مسلمانى در آن لحظه از خداوند خيرى را نمىخواهد، مگر اينكه خدا به او عطا مىفرمايد. 2 - و نيز از امام باقر (عليه السلام) روايت شده كه: زن حسن بن علىّ دستور داد كه مُصْحَف و قرآنى بنويسند، هنگامى كه نويسنده به آيهى حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلوةِ الْوُسْطى رسيد حضرت امام حسن (عليه السلام) به او فرمود: حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلوةِ الْوَسْطى وَ صَلوةِ الْعَصْرِ، وَ قُومُوا لِلّهِ قانِيتنَ. يعنى بر تمام نمازها و به خصوص نماز وسطى و نماز عصر محافظت كنيد، و با حالت فروتنى براى خدا قيام نموده و خدا را عبادت كنيد. 3 - در حديث است كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: بر تمام نمازها، و بويژه بر نماز وسطى و نماز عصر محافظت نماييد، و با حالت خضوع و فروتنى براى خدا قيام كنيد و خدا را عبادت كنيد. 4 - همچنين از طريق اهل تسنّن وارد شده كه ابن عمر گفت: حفصه دختر عُمَر دستور داد كه مصحف و قرآنى براى او نوشته شود، و به نويسنده گفت: وقتى به آيهى نماز رسيدى، به من نشان ده تا دستور دهم كه آن را به همان صورت كه از رسول خدا (صلى الله على و آله و سلم) شنيدهام بنويسى، وقتى وى آن را به او ارائه داد، دستور داد كه بنويسد: بر همهى نمازها و به خصوص بر نماز وُسْطى و نماز عصر محافظت نماييد، و با حالت خضوع و فروتنى براى خدا قيام نموده و خدا را عبادت كنيد. 5 - و ابو جعفر بن بابويه نيز در كتاب مَعانِى الاخبار در باب معناى نماز وسطىمشابه اين حديث را از عايشه روايت نموده است.136 6 - و نيز عبداللَّه بن سليمان بن اشعث سجستانى در جزء اوّل كتاب جمعُ الْمَصاحِف شش حديث پيرامون اينكه اين آيهى شريفه به همين صورت در مُصْحف عايشه بوده، و هشت حديث دربارهى اينكه آيه شريفه به همين صورت در مُصْحَف حَفْصه، و دو حديث دربارهى اينكه به همين صورت در مُصْحَف اُمِّ سَلَمه بوده، ذكر كرده است. بنابراين، تعيين اينكه نماز وسطى همان نماز ظهر است از هر طريق فَريقَيْن (شيعه و سنّى) روايت شده است. 8 - همچنين شيخ بزرگوار محمّد بن على كراجكى در نامهاى كه به فرزند خويش نوشته، در رابطه با فضيلت نماز ظهر روز جمعه ذكر كرده (درست به همين لفظ ) كه: اى فرزند عزيزم، براى نماز ظهرِ اين روز شرافت بزرگى است، و آن اوّلين نمازى است كه بر سرورمان رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) واجب شده است. و روايت شده كه آن، همان نماز وُسْطى است كه خداوند متعال در امر به محافظت بر تمام نمازها، آن را به صورت جداگانه ذكر نموده و فرموده - جَلَّ مِنْ قائِلٍ - كه: حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلوةِ الْوُسْطى. 9 - و كراجكى نيز حديثى را كه ما پيشتر به نقل از زراره از محمد بن مسلم ذكر نموديم، روايت كرده است. 10 - همچنين در يكى از كتابهاى اصول به نقل از ابى بصير آمده كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: نماز وسطى همان نماز ظهر است، و آن نخستين نمازى است كه خداوند بر پيامبر گرامىاش (صلى الله على و آله و سلم) نازل فرموده است. 11 - و باز در نسخهى قديمى و زيباى كتاب تفسير قرآن از صادِقَيْن (امام صادق و باقر) (عليهماالسلام) كه هم اينك نيز در نزد ما موجود است، چهار حديث به چند طريق از امام باقر و صادق (عليهماالسلام) ديدم كه: نماز وسطى همان نماز ظهر است. و رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) پيوسته مىفرمودند: بر همه نمازها و به خصوص بر نماز وسطى محافظت نماييد. 12 - همچنين در آن كتاب بعد از اين احاديث، دو حديث ديگر نيز در اين باره ذكر نموده است. 13 - افزون بر اين، ابوجعفر محمّد بن بابويه در كتاب معانِى الاخبار نيز نظرش اين است كه: نماز وُسْطى، همان نماز ظهر است و رواياتى از سوى طريقَيْن (شيعه و سنّى) در اين باره ذكر نموده است. 14 - همچنين وى در كتاب مدينة العلم روايت كرده كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: نماز وسطى همان نماز ظهر، و نخستين نمازى است كه خداوند بر پيامبرش (صلى الله على و آله و سلم) واجب فرموده است. 1 - شايد مراد از وُسْطى همان عُظمى و نماز بزرگ باشد، چنانكه خداوند متعال در جاى ديگر مىفرمايد: وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً.137 - و اينچنين خداوند شما را امّت بزرگى قرار داد. 2 - ممكن است كه به معناى نماز ميانه باشد، زيرا نماز ظهر ما بينِ دو نماز از نمازهاى روز (صبح و عصر) واقع است، و نيز در ميانه و وسطِ ظهر قرار دارد. در شگفتم كه چگونه تعظيم نماز ظهر و اينكه آن همان نماز وسطى است بر بعضى مخفى مانده است، با اينكه: اوّلاً: همگان اتّفاق دارند كه آن، اوّلين نمازى است كه واجب شده. ثانياً: كه نماز جمعهاى كه واجب است در آن وقت واقع است. ثالثاً: وقتى كه دعا در آن مستجاب مىشود در آن قرار دارد. رابعاً: آن هنگام، وقتِ گشوده شدن درهاى آسمان و وقتِ نماز اَوّابين است. خامساً: وجود اينكه در روايت نماز عصر بر آن عطف شده138 و امور ديگر از اين قبيل. فصل شانزدهم: اعمال وقت زوال آفتاب و ظهر وقت زوال و ظهر، جايگاه ويژه براى اجابت دعا، و تضرّع و زارى است.1 - در روايت آمده كه عبداللَّه بن حمّاد انصارى مىگويد: شنيدم كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: هنگامى كه آفتاب به نقطهى زوال مىرسد و ظهر مىشود، درهاى آسمان و درهاى بهشتها گشوده مىشود، و حاجتهاى بزرگ برآورده مىگردد. وى مىگويد: عرض كردم: تاچه هنگام؟ فرمود: به مقدارى كه بتوان چهار ركعت نماز به آرامى بجا آورد. 2 - نيز در روايتى محمّد بن مسلم مىگويد كه از امام باقر (عليه السلام) دربارهى ركود و بر جاى ماندن آفتاب در هنگام زوال و ظهر پرسيدم. حضرت (در ضمن حديث طولانى كه ما مطالب غير مرتبط به بحث را حذف نمودهايم) فرمود: اى محمّد، چقدر جثّه تو كوچك و پرسشت مُشكل است. ولى تو شايستهى جواب هستى، سپس فرمود: وقتى شعاع آفتاب به مُنتهاىِ عرش مىرسد، فرشتگان ندا مىدهند كه: لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ، وَاللَّهُ أَكْبِرُ، وَسُبْحانَ اللَّهِ، وَ الْحَمْدُللَّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ، وَ كَبِّرْهُ تَكْبيراً. - معبودى جز خداوند نيست، خداوند بزرگتر است، و پاك و منزّه است خداوند، و حمد و سپاس خدايى را كه كسى را به فرزندى نگرفته، و هيچ شريكى در سلطنت و فرمانروايى ندارد، و هيچ سرپرست و يارى گرى از روى ذلّت و ناتوانى براى او وجود ندارد، و او را با بزرگ دانستن ويژه بزرگتر بدان. وى مىگويد: عرض كردم: فدايت گردم، آيا برگفتن اين سخن در هنگام زوال محافظت نمايم؟ فرمود: بله، بر آن محافظت كن، چنانكه از چشمانت محافظت مىكنى، همواره ملائكه با همين تسبيح، خداوند متعال را در آن فضا تسبيح مىگويند، تا اينكه آفتاب غروب مىكند. 3 - همچنين در روايتى آورده، آمده است: امام باقر (عليه السلام) فرمود كه رسول خدا(صلى الله على و آله و سلم) فرمودند: هنگامى كه آفتاب به نقطهى زوال رسيد و ظهر شد، درهاى آسمان و درهاى بهشتها گشوده مىگردد، و دعا مستجاب مىشود، پس خوشا به حال كسى كه عمل شايستهاى از او در اين هنگام بالا برده شود! 4 - به نقل ديگر در ادامهى روايت فوق از امام باقر (عليه السلام) آمده است پس خوشحال به حال كسى كه در اين هنگام عمل شايستهاى براى او به بالا برده شود. 5 - در فصل چهل ويكم همين كتاب كه پيرامون دعاهاى ساعات مىباشد نيز برخى از روايات پيرامون علّت گشوده شدن درهاى آسمان براى دعا در هنگام زوال را ذكر خواهيم كرد.139 6 - باز در حديثى آمده كه امام باقر (عليه السلام) فرمود: هنگامى كه آفتاب به نقطهى زوال مىرسد، درهاى آسمان گشوده مىگردد، و بادهاى رحمت الهى به وزش در مىآيد، و حاجتهاى بزرگ در آن هنگام برآورده مىشود. 7 - در روايت ديگر به نقل از امام صادق (عليه السلام) آمده كه: اگر حاجتى به درگاه خداوند داشتى، در هنگام زوال آفتاب آن را بخواه. 8 - و بالاخره روايت شده كه امام باقر (عليه السلام) فرمود: پدر بزرگوارم پيوسته مىفرمود: اگر حاجتى به درگاه الهى داشتى، در همين ساعت و لحظه، يعنى هنگام زوال آفتاب بخواه. ذكر دعاهايى كه جهت استجابت دعا پيش از آن خوانده مىشود حال كه اين وقت، وقتِ ويژهى اجابت دعا و رسيدن به اميد، و دَرِ گشودهى رحمت الهى است كه خداوند - جلّ جلاله - به سوى آن رهنمون شده است. ما نيز افزون بر ذكر صفاتى كه سزاوار است دعا كننده متّصف به آن باشد كه گذشت.140 در اينجا نيز دعاهايى چند كه شايسته است كسى كه مىخواهد دعايش ردّ نشود، انجام دهد، ذكر مىنماييم:1 - در روايت آمده كه حضرت ابى الحسن علىّ بن محمّد عسگرى (عليه السلام) به نقل از پدران بزرگوارش(عليهمالسلام) فرمود: هركس اين دعا را [كه در ذيل مىآيد ]پيش از دعا بخواند، دعايش مستجاب مىگردد. 2 - در روايت ديگر آمده كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: هركس دوست داشته باشد كه دعايش ردّ نشود، پيش از دعا بگويد: ما شآءَ اللَّهُ تَوَجُّهاً إِلَى اللَّهِ، ما شآءَ اللَّهُ تَعَبُّداً للَّهِِ، ماشآءَ اللَّهُ تَلَطُّفاًللَّهِِ، ما شآءَ اللَّهُ تَذَلُّلاً للَّهِِ، ماشآءَ اللَّهُ اسْتِنْصاراً بِاللَّهِ، ما شآءَ اللَّهُ اسْتِكانَةً للَّهِِ، ما شآءَ اللَّهُ تَضَرُّعاً إِلَى اللَّهِ، ما شآءُ اللَّهُ اسْتِغاثَةً بِاللَّهِِ، ماشآءَ اللَّهُ اسْتِعانَةً بِاللَّهِ، ماشآءَ اللَّهُ لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ الْعَلِىّ الْعَظيمِ. - ما شآءَ اللَّه (يعنى هر چه خدا خواست همان مىشود) از روى توجّه به سوى خدا، ما شاء اللَّه از روى پرستش خداوند، ماشآءاللَّهاز روى اظهار فروتنى به درگاه الهى، ماشاءاللَّه از روى اظهار ذلّت و افتادگى به درگاه الهى، ماشآءاللَّهاز روى يارى جويى از خداوند، ماشآءاللَّهاز روى خضوع و استكانت براى خداوند، ماشآءاللَّه از روى تضرّع و زارى به درگاه الهى، ماشاءاللَّه از روى كمك طلبى و پناهنده شدن به خداوند، ماشاءاللَّه از روى ياورى جستن از خداوند، هر چه خدا بخواهد همان مىشود، هيچ دگرگونى و نيرويى وجود ندارد مگر به [وسيلهى] خداوند بلند مرتبهى بزرگ. 3 - از جمله دعاها و تضرّعهايى كه هنگام ظهر گفته مىشود، دعايى است كه جدّم ابى جعفر طوسى در مصباح كبير141 ذكر فرموده، كه از دعاهاى سرّ است: أَللَّهُمَّ، رَبَّنا، لَكَ الْحَمْدُ جُمْلَتُهُ وَ تَفْسيرُهُ، كَما اسْتَحْمَدْتَ بِهِ إِلى أَهْلِهِ الَّذينَ خَلَقْتَهُمْ لَهُ وَ أَلْهَمْتَهُمْ ذلِكَ الْحَمْدَ كُلَّهُ. أَللّهُمَّ، رَبَّنا، لَكَ الْحَمْدُ كَما جَعَلْتَ الْحَمْدَ رِضاكَ عَمَّنْ بِالْحَمدِ رَضيتَ عَنْهُ، لِيَشْكُرَ ما بِهِ مِنْ نِعْمَتِكَ. أَللّهُمَّ، رَبّنا، لَكَ الْحَمْدُ كَما رَضيتَ بِهِ لِنَفْسِكَ وَ قَضَيْتَ بِهِ عَلى عِبادِكَ، حَمْداً مَرْغُوباً فيه عِنْد [أَهْلِ ]الْخَوْفِ مِنْكَ بِمَهابَتِكَ، وَ مَرْهُوباً عَنْ142 أَهْلِ الْعِزَّةِ بِكَ لِسَطَواتِكَ، وَ مَشْكوُراً عِنْدَ أَهْلِ الاِْنْعامِ مِنْكَ لاِِنْعامِكَ. سَبْحانَكَ رَبَّنا، مُتَكَبِّراً فى مَنْزِلَةٍ، تَدَهْدَهَتْ أَبْصارُ النّاظِرينَ، وَ تَحَيَّرَتْ عُقُولُهُمْ عَنْ بُلُوغِ عِلْمِ جَلالِها، تَبارَكْتَ فى مَنازِلِكَ الْعُلى، وَ تَقَدَّسْتَ فِى الْآلآءِ الَّتى أَنْت فيها. يا أَهْلَ الْكِبريآءِ، لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ الْكَبيرُ، لِلْفَنآءِ خَلَقْتَنا وَ أَنْتَ الْكآئِنُ لِلْبَقآءِ، فَلاتَفْنى و لا نَبْقى، وَ أَنْتَ الَعالِمُ بِنا، وَ نَحْنُ أَهْلُ الْغِرَّةِ بِكَ وَ الْغَفْلَةِ عَنْ شأْنِكَ، وَ أَنْتَ الَّذى لا تَغْفَلُ، وَلا تَأْخُذُكَ سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ، بِحَقِّكَ يا سَيِّدى، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وِ أَجِرْنى مِنْ تَحْويلِ ما أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ فِى الدّينِ و الدُّنْيا، يا كَريمُ. - خداوندا، پروردگارا، حمد و ستايش همگى همراه با تفسير و توضيحش [يا: حمد و ستايش، خواه به صورت اجمال و خواه به صورت تفصيلى] براى توست، به همان صورتى كه از اهل حمد و ستايشت آنان را براى آن آفريده و آن گونه ستايش كردن را به طور كامل را به آنان الهام فرمودى - مىخواهى كه آن گونه ستايشت كنند، خداوندا، پروردگارا، تو را ستايش مىنمايم، همچنانكه ستايشت را مايهى خشنودى خود از كسانى قرار دادى كه به واسطه ستايشت از آنان خرسند گرديدى، تا بدين وسيله شكر نعمتت را بجا آورند. خداوندا، پروردگارا، تو را ستايش مىنمايم، چنان ستايشى كه آن را براى خود پسنديده و بر بندگانت واجب نمودى، ستايش كه مورد پسند كسانى باشد كه به واسطه هيبت و بيم از تو مىهراسند، و كسانى كه به واسطهى سلطه و غلبهى تو، به تو سرافراز گشتهاند، از آن بيم دارند، و در نزد كسانى كه به آنان اِنعام نمودهاى، به واسطهى انعامت مورد سپاس آنان است. پاك و منزّهى تو پروردگارا، در حالى كه در منزلت خود متكبّر هستى، چنان مقام و منزلتى كه ديدههاى ببيندگان از نيل به دانشِ جلال و عظمت تو واژگون، و عقلها سرگشتهاند. و در منازل والايت بلند مرتبهاى، و در نعمتهايى كه در آن قرار دارى پاك و بىآلايشى، اى اهل كبرياء و بزرگمنشى، معبودى بزرگ جز تو وجود ندارد، ما را براى فنا و نابودى آفريدى، و تو براى بقاء و پايبندگى هستى، پس تو نابود نمىشوى و ما پايدار نمىمانيم، و تو به ما آگاهى، و ما به تو فريفته شده و از مقام تو غفلت داريم، و تو هيچگاه دچار غفلت نمىگردى، و نه چرت تو را فرا مىگيرد و نه خواب، اى سرور من، به حقّ خويش بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا از تغيير نعمتهايى كه در دين و دنيا به من ارزانى داشتهاى، در پناه خويش درآور، اى بزرگوار. راوى حديث مىگويد: پيامبر اكرم (صلى الله على و آله و سلم) فرمود كه خداوند متعال فرمود: هرگاه بنده اين كلمات را بگويد، تمام امورى را كه براى بندگان صالح و شايستهام كفايت مىكنم، براى او نيز عهدهدار مىشوم، و به خشنودى خويش از او درمىگذرم، و او را ولىّ و دوست خود قرار مىدهم.
| ||
|